تبليغاتX
بابا جون تاریخ
تاربخ ایران و جهان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 4:24  توسط باباجون  | 

 

د‌ر زمان سلطنت خسرو پرويز بين ايران و روم جنگ شد‌ . د‌ر اين جنگ ايرانيان پيروز شد‌ند‌ و قسطنطنيه كه پايتخت روم بود‌، به محاصره ارتش ايران د‌ر آمد‌ و سقوط آن نزد‌يك شد‌. ‏

مرد‌م روم فرد‌ي را به نام هرقل به پاد‌شاهي برگزيد‌ند‌.

هرقل چون پايتخت را د‌ر خطر مي‌د‌يد‌، د‌ستور د‌اد‌ كه خزائن جواهرت روم را د‌ر چهار كشتـي بزرگ بگذارند‌ تا از راه د‌ريا به اسكند‌ريه منتقل سازند‌ و چنانچه پايتخت سقوط کرد‌، ‌گنجينه روم به د‌ست ايرانيان نيفتد‌. ‏

اين كار را هم كرد‌ند‌. ولي كشتي ها هنوز مقد‌ار زياد‌ي د‌ر مد‌يترانه نرفته بود‌ند‌ كه ناگهان باد‌ مخالف وزيد‌ و چون كشتي ها د‌ر آن زمان با باد‌ حركت مي‌كرد‌ند‌، هرچه ملاحان تلاش كرد‌ند‌، نتوانستند‌ كشتي ها را به سمت اسكند‌ريه حركت د‌هند‌ و كشتيها به سمت ساحل شرقي مد‌يترانه كه د‌ر تصرف ايرانيان بود‌، به حرکت د‌ر آمد‌. ‏

ايرانيان خوشحال شد‌ند‌ و خزائن را به تيسفون پايتخت ساساني فرستاد‌ند‌. ‏

خسروپرويز خوشحال شد‌ و چون اين گنج د‌ر اثر تغيير مسير باد‌ به د‌ست ايرانيان افتاد‌ه بود‌، خسروپرويز آن را «گنج باد‌ آورد‌ه»نام نهاد‌. ‏از آن روز به بعد‌ هرگاه ثروت و مالي بد‌ون زحمت نصيب كسي شود‌، آن را باد‌آورد‌ه مي‌گويند‌. ‏

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 0:28  توسط باباجون  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 0:49  توسط باباجون  | 

دكتر غلامعلي رجايي در ادامه خاطرات خود از سفر چين، توصيف جالب سفير آمريكا در ايران از شاه سابق را به نقل از سفير سابق چين در ايران نقل مي‌كند.

وي مي‌نويسد:
از ديدارهاي جالب ما در سفارت، ملاقات با اعضاي انجمن دوستي چين در ايران بود كه البته هنوز راه نيفتاده است و خوشبختانه در اين يك مورد، ‌ما از چيني‌ها جلوتريم و انجمن دوستي ايران و چين سال‌هاست در تهران فعال است.
سه نفر به اين ديدار آمده بودند: رئيس انجمن، فرد بلند قدي بود به نام «چن خاوسو» كه با لباس قديمي مائوئيست‌ها، نشان مي‌داد هنوز خود را به آن فرهنگ، وابسته مي‌داند.
 
از دو نفر ديگر، يكي آقاي «خوالي مينگ» بود كه پيش از انقلاب و پس از آن، سفير چين در ايران بوده و در ضيافت شام، كنار دست من نشسته بود، خيلي راحت و روان و درست مثل خود ما صحبت مي‌كرد. «خوالي مينگ» خاطرات بكر و جالبي از مشاهدات و ديدارهاي خود با شاه در ماه‌هاي آخر سلطنتش داشت كه به او گفتم خيلي خوب است اينها را بنويسد تا ما در ايران به نام خود او چاپ كنيم.
او به من مي‌گفت، در يكي از ملاقات‌هاي سفرا با شاه كه من در كنار سوليوان سفير آمريكا ايستاده بودم، پيش از اين‌كه شاه به ما برسد، سفير آمريكا آهسته در گوش من گفت: تمام اين مملكت، از ناتواني اين آدم است. من كه گمان نمي‌كردم منظور او شاه باشد، گفتم: كدام آدم؟ اشاره‌اي به شاه كرد و گفت: اين.

زبان فارسي در چين
يكي از جلسات خيلي خوب و قابل استفاده براي من در چين، ديدار با اساتيد و دانشجويان زبان و ادبيات فارسي بود. در اين جلسه، دانشجوياني كه در رشته زبان فارسي تحصيل كرده و بعضا به ايران آمده و اينك در چين در اين رشته مشغول به كار شده‌اند، حضور داشتند. در اين جلسه، حرف‌هاي خيلي خوب و شنيدني زده شد.

...فردي كه از كاركنان بازنشسته راديو بين‌المللي پكن بود، مي‌گفت: با اين‌كه سني از من گذشته و در خانه نشسته‌ام، مشغول ترجمه كتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوي» حاوي بازگفته‌هاي سرلشكر حسين فردوست، از دوستان نزديك محمدرضا شاه و از رؤساي اوليه ساواك در دهه سي است، هستم.

مترجم ديگري به نكته حساسي كه يكي از مشكلات ما در بقيه كشورهاست اشاره ظريفي كرد و آن اينكه متون ادبيات فارسي كه در دسترس ما چيني‌هاست غالبا شاهنامه و مثنوي و ديوان‌هاي حافظ و سعدي است كه مربوط به قرن‌ها پيش است ولي اطلاعات ما از سبك و روند ادبيات فارسي و خلاقيت‌هاي ادبي پس از انقلاب شما ناچيز و در حد صفر است. شنيدم يكي از محققان حاضر درجلسه به نام خانم «موهون يانگ»، دو جلد كتاب در مورد ادبيات معاصر فارسي نوشته كه يكي از آنها تحقيق و بررسي درباره شعر سپيد و نيمايي است و جلد ديگر ترجمه 139 شعر از 35 شاعر معاصر ايران است كه آشنايي‌هاي اوليه با ادبيات معاصر ايران را در اختيار علاقمندان چيني قرار مي‌دهد.

خيلي بد است كه ما در اين زمينه در گذشته بمانيم و ادباي معاصر ما شناخته نشوند. چرا نبايد اشعار مرحوم دكتر حسن حسيني، پروين اعتصامي، شهريار و قيصر امين‌پور و... در كنار اشعار حافظ و سعدي ترجمه شوند؟
پس از اساتيد نوبت صحبت به يازده نفر از دانشجويان و دانش‌آموختگان زبان فارسي رسيد كه سه نفر آنها در مقطع فوق ليسانس و هشت نفر ديگر در مقطع كارشناسي درس مي‌خوانند. همه آنها به زبان فارسي حرف مي‌زدند و برخي، خيلي روان و راحت و البته با سر تكان دادن‌هاي خاص چيني‌ها كه ديدن آن جالب بود.

تقريبا بيشتر آنها براي خود نامي فارسي را برگزيده بودند و جالب اين‌كه به هنگام معرفي خود پس از ذكر نام چيني به نام ايراني خود اشاره داشتند. نام‌هايي كه من از اين دانشجويان دختر و پسر شنيدم و نوشتم، از اين قرار بود: فيروزه، داريوش، كيوان، نادر، رستم، آرزو، رقيه،‌ سيمين و زرين.
داريوش درباره سينماي ايران مطالعه مي‌كرد و مي‌گفت، با چند فيلمساز معروف ايراني از جمله كيارستمي مصاحبه داشته است.
...

بي‌تشريفاتي مقامات چيني
در اين هشت، نه روزي كه در چين بوديم و بيش از پانزده ملاقات و بازديد رسمي داشتيم، شاهد سادگي چيني‌ها در تشريفاتشان بودم. در جلساتي كه با وزير فرهنگ، رئيس آكادمي علوم اجتماعي و رئيس سازمان مركز اديان چين داشتيم، فقط و فقط از ما با يك ليوان چاي سبز كه پيدا بود، مورد علاقه چيني‌هاست، پذيرايي شد، آن هم بدون قند يا شكر يا شكلات. روي ميزها هيچ چيز نبود. حتي يك دسته گل كوچك و ميزهاي جلسات كاملا ساده و بي‌تشريفات بود.

ديدار با جمعي از مسلمانان چين
با جمعي از مسلمانان چين كه در ميان آنان، استايد دانشگاه، نويسنده، شاعر، مترجم ديده مي‌شد، در سفارت ديدار خوب و مفيدي داشتيم كه دو، سه نكته آن خيلي جالب بود. دو تن از شعراي مسلمان چين كه بر مذهب اهل سنت (حنفي) هستند، به نام‌هاي خديجه و يحيي صنوبرلين سونگ كه مترجم قرآن و استاد دانشگاه است و چند سال پيش در نمايشگاه بين‌المللي قرآن در تهران به عنوان خادم قرآن برگزيده شد، اشعاري بسيار زيبا به زبان چيني در مدح و منقبت و مصيبت حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ خواندند. چقدر جالب بود نام مبارك فاطمه را از زبان اين چيني‌ها شنيدن.
....

نماز درون كعبه
از دوستاني كه با او در اين سفر آشنا شدم، آقاي خوش‌لهجه، خبرنگار ايرنا در چين است كه در مراسم شهادت حضرت زهرا (س) مداحي هم مي‌كرد، مي‌گفت خاطرات خوبي از سفرهايي كه با آقاي خاتمي داشته، دارد. از او خواستم تعريف كند. به دو خاطره اشاره كرد و گفت: در سفر به عربستان نيمه شبي كه آقاي خاتمي در كنار كعبه زيارت مي‌كردند، به دستور مقامات سعودي متوليان مسجدالحرام در كعبه را باز كردند و ايشان و همراهانشان به داخل كعبه رفتند. جالب اين بود كه در درون كعبه هر كس به هر طرف كه دلش مي‌خواست نماز مي‌خواند و بعضي‌ها درست روبه‌روي هم نماز مي‌خواندند.

خاطره جالب ديگر او تشرف در مدينه با آقاي خاتمي به زيارت قبور غريب ائمه بقيع است. خدا كند آن گونه كه آيت‌الله ‌هاشمي رفسنجاني در اين روزها گفته به زودي شاهد احيا و بازسازي قبور امامانمان باشيم. مي‌گفت، آقاي خاتمي در اوج تعجب مقامات و همراهان سعودي به در قبرستان بقيع كه رسيد، بي‌اعتنا به عرف ديپلماتيك و اين‌كه رئيس‌جمهور ايران است، كفش‌هاي خود را از پاي درآورد و با پاي برهنه به زيارت ائمه بقيع شتافت. او همچنين مي‌گفت، با آقاي خاتمي در سفر سوريه هم همراه و شاهد روضه خواني او در حرم حضرت رقيه(س) بوده است! خاتمي و روضه خواني؟! بايد جالب باشد.

عشق مسلمانان چين به اهل بيت پيامبر(ص)
با يكي از دوستان چين‌شناس سفارت گفت‌وگويي خصوصي داشتم تا بر اطلاعات محدود اين هشت روز من در مورد چين بيفزايد. مي‌گفت: مسلمانان چين بيشترشان حنفي هستند و بسيار نزديك به اهل بيت.

اين امر در شهر شيعه‌نشين ياركند و روستاهاي اطراف آن جلوه‌هاي زيباي ديگري پيدا كرده است. در بيشتر خانه‌هاي اهالي شهر، چه شيعه وچه سني، نام مبارك «ياحسين» و «يا ابوالفضل» روي پرده‌هاي رنگارنگي نوشته و نصب شده است. مي‌گفت: نام برخي از مسلمانان غيرشيعه، نام ائمه شيعه و اهل بيت پيامبر و پنج تن آل عباست كه درود و سلام خداوند تا هميشه بر آنان و شيعيان و دوستانشان باد. گفته مي‌شود در اين منطقه مقابري به نام ائمه ـ عليهم السلام ـ همچون امام صادق، امام كاظم و... هست كه محل زيارت شيعيان و اهل تسنن در اين منطقه است.
درباره تعداد شيعيان چين مثل تعداد مسلمانان اين كشور به لحاظ سياست‌هاي غير اعلام شده حزب كمونيست چين، آمار دقيقي در دست نيست. برخي در يك آمار تعداد شيعيان چين را رقمي حدود دوازده تا پانزده هزار نفر مي‌گويند كه غالبا در شهر و روستاهاي ياركند ساكنند و غالبا به لحاظ اقتصادي در وضع بسيار بدي قرار دارند.

ظاهرا دولت چين بنا به مصالحي كه در كم‌تعداد نشان دادن جمعيت مسلمانان دارد، رقم مسلمانان چين را عده‌اي نزديك بيست تا 22 ميليون ذكر مي‌كند كه قطعا عددي غيرواقعي و مربوط به گذشته است، چه مسلمانان بنا بر سياست‌هاي حزب كمونيست چين، مبني بر لزوم تك‌فرزند بودن خانواده‌ها، دچار اين محدوديت نيستند. رقم هرچه باشد، بايد گفت بيش از نيمي از اين تعداد در استان سين كيانگ ساكن هستند. گفته مي‌شود آمار غير رسمي تعداد مسلمانان اين كشور بيش از پنجاه ميليون نفر است.
 
متن كامل چهارمين بخش گزارش سفر به چين و ماچين را اينجا بخوانيد.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 18:1  توسط باباجون  | 

بازهم بي‌توجهي در حفظ آثار تاريخي ايران‌
كتيبه شماره 22305 هم تخريب شد
جام جم آنلاين: انگار ماجراي جدال ماشين‌هاي راهسازي با آثار تاريخي ايران پاياني ندارد. هر روز يك ماجرا و تازه ترين آن، تخريب كتيبه خان تاشي از سوي اداره راه و ترابري مشهد. ماجرا از آنجا شروع مي‌شود كه ماشين‌هاي راهسازي به دنبال احداث راهي جديد بوده‌اند و دوباره انفجار در حاشيه آثار تاريخي و در نهايت تخريب اثري ديگر اتفاق مي‌افتد.
يكي از دوستداران ميراث فرهنگي مشهد، خبري به اداره ميراث فرهنگي و گردشگري ارسال مي‌كند مبني بر اينكه اداره راه و ترابري در حال انجام انفجارهايي به منظور ايجاد جاده بين روستاي كارده، آل و سيج است و احتمال داد اين انفجارها به كتيبه خان تاشي ‌ كه يك اثر باستاني و ثبت شده در فهرست آثار ملي است ‌ خسارت وارد كند.

اما از آنجا كه هميشه اين اخبار به هزاران دليل موجه و غيرموجه دير به مقصد مي‌رسند، پس از اطلاع مسوولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خراسان رضوي مشخص مي‌شود، اين كتيبه آسيب جدي ديده و به زباني ديگر، تخريب شده است.

سرهنگ سعيد صباحي، فرمانده يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوي درخصوص ميزان تخريب اين اثر تاريخي مي‌گويد: اكنون در قسمتي از اين كتيبه‌ آثار ريزش و اصابت سنگ‌هاي حاصله از انفجار مشاهده  مي‌شود.

بر اساس اسناد تاريخي، كتيبه (خان تاشي)  روايت تاريخي عزيمت شيبك خان ازبك در سال 916 ه.ق به حدود توس است كه در 10 سطر و با خط زيباي ثلث بر سطح صخره‌اي در 45 كيلومتري مشهد و در دره آل، برجسته كاري شده است. اين كتيبه به واسطه نوع خط نگاشته شده بر آن، يكي از زيباترين كتيبه‌هاي تاريخي است كه در كشور وجود دارد.

صباحي مي‌گويد با وجود گذشت يك ماه  از آغاز عمليات راهسازي در اين منطقه  تاكنون هيچ اقدامي از سوي اداره راه و ترابري مشهد براي اخذ مجوز لازم از سازمان  ميراث فرهنگي و گردشگري انجام نگرفته و مطمئنا  ادامه اين عمليات، تخريب و شكسته شدن اين اثر تاريخي را در پي‌خواهد داشت.

به گفته وي پيگيري‌ حقوقي درخصوص تخريب اين اثر تاريخي آغاز شده و برابر حكم مقام قضايي، از سوي ماموران پاسگاه انتظامي كارده از ادامه كار نمايندگان اداره راه و ترابري تا تعيين تكليف درخصوص چگونگي حفظ و نگهداري اين اثر تاريخي جلوگيري شده است.

به گفته افراد محلي اين كتيبه تاريخي  كه به شماره  22305  در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است  به واسطه آن‌كه كنار سد كارده قرار گرفته، مي‌تواند يكي از جاذبه‌هاي گردشگري  - فرهنگي مشهد نام گيرد در حالي كه سال‌هاست به فراموشي سپرده شده است.
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100941708617
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 9:30  توسط باباجون  | 

خلبان معزی چگونه بنی صدر را از کشور خارج کرد؟
روایت لحظه به لحظه از بزرگترین فرار سیاسی تاریخ جمهوری اسلامی
مسئولان برج با ناراحتي فرياد مي زنند كه مواظب باش به كوه مي خوري، به آن سمت نرو ... و اين دقيقاً همان چيزي بود كه معزي مي خواست :"برج تصور نمايد كه به كوه خورده است!" و در پاسخ برج كه ارتفاع را مي پرسد به دروغ ارتفاع 12 هزار پا را اعلام مي كند.
عصرایران - اولین رئیس جمهور تاریخ ایران ، خاطره خوشایندی برای مردم ایران باقی نگذاشت و پس از مدت ها جنگ و جدال سیاسی و عزل از ریاست جمهوری توسط مجلس ، به ناگاه از کشور خارج شد .

سید ابوالحسن بنی صدر ، که با شعار" بنی صدر صد در صد" در انتخابات ریاست جمهوری با بیش از 10 میلیون رأی به پیروزی رسیده بود ، در روز بررسی طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور ، فقط یک رأی موافق برای ابقا گرفت و بدین ترتیب عالی ترین سمت اجرایی کشور را از دست داد.خلبان مدرسی

درباره ماجرای خروج بنی صدر در ایران ، تا کنون بسیار گفته شده است ، اما یکی از خلبانانی که به دلیل موقعیت شغلی خویش اطلاعات ریز تری از این فرار بزرگ و ترفندهای به کار رفته در آن داشته است ، در سایت خود ، روایت دقیقی از مراحل این نقشه ، نحوه خروج ، اتفاقات حین پرواز و عبور از مرزهای هوایی و فرود در پاریس داده است که در زیر می آید.
خلبان بهروز مدرسی ، اینک بازنشسته شده و در حال نگارش خاطرات سال ها پرواز است.

سرهنگ بهزاد معزي كي بود ؟

سال 1350 وقتي من به نيروي هوايي پيوستم يك سالي مي شد كه سرهنگ خلبان بهزاد معزي از تهران به شيراز منتقل شده بود .

او از بدو ورود به عنوان فرمانده گردان پرواز هواپيماهاي سي - 130 در پايگاه هفتم ترابري منصوب شده بود. آن گونه كه بچه هاي قديمي آن دوره و بعد ها خود من شاهد اش بودم ، افسري منظم سخت گير و با سواد بود .

سرهنگ معزی ، خلبان مخصوص شاه که نقشه فرار بنی صدر را کشیدفرماندهي كه صداي خنده او را به ندرت مي شد شنيد. و در هنگام عصبانيت عادت به جويدن سبيل هاي كم پشت بورش داشت . او سپس براي طي دوره فرماندهي ستاد به كشور آمريكا اعزام مي شود . و در سال 1352 به ايران برگشته و در ستاد كل نيروي هوايي در مقام معاونت عمليات در بخش " يكنواختي " مشغول به خدمت مي شود و از آن جايي كه رسته اصلي او خلباني بود ، طي هماهنگي هاي صورت گرفته او سه روز در هفته به پايگاه يكم ترابري مي آمد و با هواپيماهاي سي -130 به پرواز و يا ماموريت مي رفت .

شايان ذكر است در آن ايام فرمانده عمليات ستاد كل نيروي هوايي تيمسار آذربرزين و فرماندهي پايگاه يكم ترابري به عهده تيمسار اميرفضلي بود .

در آن روزگار هر خلباني مجاز به پرواز با شخصيت هاي طراز اول مملكتي و يا با خانواده سلطنتي نبود . فقط تعدادي معين از افسران با تجربه و تعين صلاحيت شده به عنوان كروي ( V.I.P ) مشخص شده بودند كه بهزاد معزي از آن جمله بود .

در اندك زماني كوتاه او به دربار سلطنتي راه يافته و در مقام خلبان مخصوص اعليحضرت به انجام وظيفه مي پرداخت .
سرهنگ معزي بارها در همان روزگار براي خريد هواپيما به عنوان كارشناس مطلع به كشورهاي اروپايي سفر مي كرد . سلامت نفس و رشوه نپذيري او در انجام معاملات زبانزد بود . با خريد هواپيماهاي بوئينگ سوخت رسان 707 او به عنوان فرمانده گردان و در ادامه به عنوان معلم خلبان به فعاليت پرداخت .
در همين ايام بود كه محمدرضا شاه يك فروند بوئينگ اختصاصي به نام شاهين خريداري نمود .
با همين هواپيما بود كه بعد از قيام مردمي بر عليه خاندان سلطنتي ، در تاريخ 26 دي ماه سال 57 محمد رضا شاه را به همراه خانواده اش به مصر سپس مراكش منتقل نمود.

بعد از مدتي با هواپيماي شاهين به ايران بازگشت . بازگشت غير مترقبه سرهنگ بهزادمعزي با هواپيماي شاهين به كشور از او چهره اي قهرمان و متعهد به انقلاب ساخته شد . همه به چشم ديگري به او مي نگريستند. خوب يادمه كه ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 9:25  توسط باباجون  | 

عصرایران- بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس در حال تکمیل مستندات برای باز پس گیری محل اقامت تشریفاتی سفیر انگلستان در تهران است.
 
به گزارش عصرایران رزیدنس سفیر انگلیس در پل رومی تهران واقع است و به گفته برخی مقامات ایرانی مدت اجاره این محل که 100 ساله بوده حدود 10 سال قبل خاتمه یافته و به همین دلیل سفیر انگلیس می بایست این محل را ترک کند.
 
موضوع باز پس گیری رزیدنس سفیر انگلیس در تهران از مدت ها قبل مطرح بوده که به تازگی اقدامات جدی تری در این رابطه آغاز شده است.
 
هنوز در مورد واکنش انگلستان به درخواست تخلیه و یا تعیین تکلیف رزیدنس سفیر این کشور در تهران خبری دریافت نشده اما با توجه به دیگر موارد مشابه به خصوص در رابطه با موضوع باغ قلهک بعید به نظر می رسد انگلستان در این رابطه نیز حاضر به عقب نشینی شود!
 
گفتنی است هم اکنون سفیر انگلستان در تهران تمامی مهمانان ویژه و مخصوص خود را در سالن تشریفاتی اجاره ای که به اعتقاد ایران باید به علت پایان اجاره نامه تخلیه شود پذیرا است.
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 0:28  توسط باباجون  | 

رئيس‌جمهور در جمع علما افشا كرد:
شكست نقشه آمريكا براي ربودن احمدي نژاد در عراق
در اين جلسه كه قريب به اتفاق اعضاي جامعه مدرسين حوزه عليمه قم حضور داشتند، رئيس‌جمهور در بخش ديگري از سخنانش گفت: در سال گذشته و امسال، بوش دو مرتبه تصميم جدي گرفته تا به ايران حمله كند، اما با مخالفت فرماندهان نظامي اين كشور از اين اقدام بازمانده است.
خبرنگار «تابناك» گزارش داد: رئيس جمهور كشورمان در نشست امروز اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم شكست نقشه آمريكا براي ربودن خود در عراق و انتقالش به آمريكا را افشا كرد.
 
به گفته يكي از علماي حاضر در جلسه، دكتر احمدي‌نژاد، افزود: همزمان با سفر من به عراق، آمريكايي‌ها قصد داشتند در يك برنامه حساب‌شده مرا ربوده و به آمريكا منتقل كنند تا با بهانه‌جويي در مساله تروريسم براي بازگرداندنم، از جمهوري اسلامي باج‌خواهي كنند.
 
وي ادامه داد: با اين حال به لطف الهي چند تغيير انجام‌شده در برنامه اين سفر، نقشه آنها را بر هم زد و آنان زماني حيرت‌زده از اين امر مطلع شدند كه من در آسمان عراق در حال بازگشت به ايران بودم. اين در حالي بود كه ما حتي به منطقه سبز كه امن‌ترين منطقه بغداد است هم نرفتيم. جالب انكه حتي بوش رئيس‌جمهور آمريكا تاكنون هم در عراق شب را به صبح نرسانده است. 
 
در اين جلسه كه قريب به اتفاق اعضاي جامعه مدرسين حوزه عليمه قم و برخي مدعوين آن حضور داشتند، رئيس جمهور در بخش ديگري از سخنانش گفت: در سال گذشته و امسال، بوش دو مرتبه تصميم جدي گرفته تا به ايران حمله كند اما با مخالفت فرماندهان نظامي اين كشور از اين اقدام بازمانده است.
 
وي با اشاره به اينكه تعرض به ايران به عقده بوش  تبديل شده، گفت: وي حتي به مشاوران خود پيشنهاد كرده تا صرفا به يك يا دو شهر ايران حمله شود و پس از مخالفت آنها خواستار شكستن ديوار صوتي ايران شده و هر بار مشاوران وي و فرماندهان نظامي تاكيد كرده‌اند هرگونه تعرض به ايران، جهنمي را به وجود مي‌آورد و اين بر خلاف مصالح آمريكاست.
 
وي تاكيد كرد: انشاءالله به فضل الهي مقامات آمريكا اين آرزو را به گور خواهند برد. 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 21:23  توسط باباجون  | 

پانصد گوسفند رشوه ی فرمانفرمابه خدا

سلطان عبدالحمید میرزا فرمانفرما(ناصرالدوله) هنگام تصدی ایالت کرمان چندین سفر به بلوچستان می رود و در یکی از این مسافرت ها چند تن از سرداران بلوچ از جمله سردار حسین خان را دستگیر و با غل و زنجیر روانه کرمان می کند.پسر خردسال سردار حسین خان نیز با پدر زندانی و در زیر یک غل بودند..چند روز بعد فرزند سردار حسین خان در زندان به دیفتری مبتلا می شود.سردار بلوچ هر چه التماس و زاری می کند که فرزند بیمار او را از زندان آزاد کنند تا شاید بهبود یابد ولی ترتیب اثر نمی دهند.

سردار حسین خان به افضل الملک،ندیم فرمانفرما نیز متوسل می شود.افضل الملک نزد فرمانفرما می رود و وساطت می کند،اما باز هم نتیجه ای نمی بخشد.سردار حسین خان حاضر می شود پانصد تومان از تجار کرمان قرض کرده و به فرمانفرما بدهد تا کودک بیمار او را آزاد کند و افضل الملک این پیشنهاد را به فرمانفرما منعکس می کند،اما باز هم فرمانفرما  نمی پذیرد.

افضل الملک به فرمانفرما می گوید:((قربان آخر خدایی هست،پیغمبری هست،ستم است که پسری درکنار پدر در رندان بمیرد.اگر پدر گناهکار است ،پسر که گناهی ندارد.))فرمانفرما پاسخ می دهد:((در مورد این مرد چیزی نگو که فرمانفرمای کرمان،نظم مملکت خود را به پانصد تومان رشوه سردار حسین خان نمی فروشد.))

همان روز پسر خردسال سردار حسین خان در زندان در برابر چشمان اشکبار پدر جان می سپارد.دو سه روز پس از این ماجرا یکی از پسرهای فرمانفرما به دیفتری دچار می شود.هر چه پزشکان برای مداوای او تلاش می کنند اثری نمی بخشد.به دستور فرمانفرما پانصد گوسفند در آن روزها پی در پی قربانی می کنند و به فقرا می بخشند اما نتیجه ای نمی دهد و فرزند فرمانفرما جان می دهد. 

فرمانفرما در ایام عزای پسر خود،در نهایت اندوه بسر می برد.درهمین ایام روزی افضل الملک وارد اتاق فرمانفرما می شود.فرمانفرما به حالی پریشان به گریه افتاده و به صدایی بلند می گوید:((افضل الملک!باور کن که نه خدایی هست و نه پیغمبری!والا اگر من قابل ترحم نبودم و دعای من موثر نبوده،لااقل به دعای فقرا و نذر و اطعام پانصد گوسفند می بایست فرزند من نجات می یافت.)).افضل الملک در حالی که فرمانفرما را دلداری می دهد می گوید:((قربان این فرمایش را نفرمایید،چرا که هم خدایی هست و هم پیغمبری،اما می دانید که فرمانفرمای جهان نیز نظم مملکت خود را به پانصد گوسفند رشوه ی فرمانفرما ناصرالدوله نمی فروشد!))۱

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 12:54  توسط باباجون  | 

بازگشت منشور كوروش به ايران
موزه بريتانيا آمادگي خود را براي نمايش منشور جهاني كوروش بعد از 130 سال به ايران بطور رسمي اعلام مي‌نمايد.
فارس: با توافق موزه بريتانيا و موزه ملي ايران منشور كوروش كه 130 سال است از كشور خارج شده در موزه ملي ايران به نمايش در مي‌آيد.

به گزارش روابط عمومي موزه ملي ايران در ديدار روساي دو موزه كه در محل موزه ملي ايران برگزار شد، روبرت نيل مك گريگور، مدير موزه بريتانيا ضمن اشاره به رايزني‌هاي صورت گرفته در اين خصوص گفت: موزه بريتانيا آمادگي خود را براي نمايش منشور جهاني كوروش بعد از 130 سال به ايران بطور رسمي اعلام مي‌نمايد.

محمدرضا مهرانديش رئيس كل موزه ملي ايران نيز گفت: موزه ملي ايران با اشتياق، همه توان خود را براي بازگشت اين اثر نفيس و منحصر به فرد جهاني بكار خواهد گرفت.

وي با اشاره به اهميت بسيار بالاي اين رخداد فرهنگي افزود: كه همه شرايط لازم با حمايت جناب آقاي مشايي معاون محترم رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري براي ورود اين اثر تاريخي و تنظيم موافقت‌نامه‌هاي حقوقي مورد نياز دولت در دستور كار قرار مي‌گيرد.

وي با بيان اينكه نمايش همه جلوه‌هاي ملموس و غيرملموس، رويكرد جديد موزه ملي براي چنين نمايشگاه‌هاي آثار تاريخي است گفت: ما بايد تلاش كنيم تا از قابليت‌ها و ظرفيت‌هاي موجود در چنين نمايشگاه‌هايي براي نمايش مظاهر مختلف فرهنگ و هنر ايراني استفاده كينم و در همين خصوص معرفي و نمايش آئين‌ها و آداب و رسوم اقوام ايراني و هنرهاي سنتي پيشنهاد مي‌شود.

وي با پراهميت خواندن اهداف فرهنگي اين نمايشگاه‌ها گفت: موزه ملي ايران نگاه اقتصادي در چنين حركت‌هايي نداشته و انتظار داريم، موزه بريتانيا در تجهيز بخش‌هاي مختلف علمي، پژوهشي و نمايشگاهي موزه ملي را همراهي كند.

مدير موزه بريتانيا نيز با ابراز رضايت از اين همكاري اعلام داشت: موزه بريتانيا در صدد است تا با تهيه و ساخت فيلمي به دو زبان فارسي و انگليسي از آثار نمايشگاه عصر صفوي و همچنين مكانهاي مقدس و جلوه‌هاي عصر صفوي گام موثري را در شناسايي فرهنگ و تمدن ايراني بردارد.

نيل مك گريگور كه در سفر سه روزه‌اش به ايران از آرامگاه فردوسي در طوس نيز بازديد كرده بود. با اشاره به فرهنگ پهلواني در شاهنامه فردوسي از برگزاري نمايشگاه جانبي يادگارهاي جهان پهلوان تختي از سوي موزه بريتانيا خبرداد.

گفتني است در اين ديدار پيش نويس تفاهمنامه‌اي براي توسعه همكاري‌هاي فرهنگي ميان دو موزه در چهار محور پژوهش، برگزاري نمايشگاه‌هاي متقابل، آموزش و انتشارات از سوي رئيس كل موزه ملي ايران به رئيس موزه بريتانيا ارائه شد.

لازم به ذكر است طبق مذاكرات اوليه قرار است نمايشگاهي از آثار فرهنگي عصر صفوي در زمستان 87 در موزه بريتانيا از سوي موزه ملي ايران برگزار شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 19:12  توسط باباجون  | 

کشف دژ هخامنشیان در مصر
طبیعتاً حضور هخامنشیان در مصر سبب تاثیرگذاری هنر، معماری و مهندسی مصری و هخامنشی بر یکدیگر شده که اکنون نشانه‌های مختصری از آن به جای مانده است.
 
باستان‌شناسان مصری به تازگی موفق به کشف دو قلعه باستانی در نقاط مختلف مصر شدند.

بنابر گزارش سایت اطلاع رسانی مصر ((Egypt state Information Service زاهی هواس، مدیر کل شورای عالی آثار باستانی مصر و از باستان‌شناسان برجسته این کشور، یکی از این قلعه‌ها را متعلق به سلسله‌های هجدهم و نوزدهم فراعنه اعلام کرده است.

اما محوطه تازه اکتشاف شده دیگر، بنابر اظهار‌نظر آقای هواس، باقی‌مانده‌ی قلعه یا دژی است، مربوط به دوران حضور هخامنشیان در مصر. این قلعه در سی کیلومتری شرق کانال سوئز قرار دارد. اما هنوز اطلاعات دقیق و کاملی از ساختار و شیوه معماری آن منتشر نشده و تنها خبر کشف آن مورد تایید باستان‌شناسان قرار گرفته است.
حضور هخامنشیان در مصر به دوران کمبوجیه پسر کوروش باز می‌گردد. او درسال ۵۲۵ پیش از میلاد، در لشکر‌کشی به مصر توانست مقابل فرعون پسامتیخ سوم (Psammetichus III) از سلسله بیست و ششم فراعنه مصر پیروز شود و آن کشور را به یکی از ساتراپی‌ها یا ایالات هخامنشی تبدیل کرد.

پس از کمبوجیه داریوش اول نیز بر مصر حکومت کرد. اولین دوره تسلط هخامنشیان بر مصر حدود هفتاد و هفت سال طول کشید.

طبیعتاً حضور هخامنشیان در مصر سبب تاثیرگذاری هنر، معماری و مهندسی مصری و هخامنشی بر یکدیگر شده که اکنون نشانه‌های مختصری از آن به جای مانده است.

از جمله کارهایی که در مصر توسط داریوش صورت گرفت، ادامه دادن و اتمام راه یا کانال دریایی میان رودخانه نیل و دریای سرخ است. طرح ایجاد راه آبی یا کانال سوئز که اکنون دریای مدیترانه را به دریای سرخ متصل می کند، از دوران باستان در سر فراعنه مصری وجود داشته است.
بار اول یکی از فراعنه مصری، حدود سه هزار و هشتصد سال پیش چنین طرحی را به اجرا در آورد. این کانال ظاهرا در دوره رامسس (۱۳۰۳ پیش از میلاد)، فرعون مشهور مصری نیز وجود داشته است اما بعدها از میان می‌رود و پر می‌شود. داریوش به منظور دسترسی آسان‌تر از راه دریا به مصر که دیگر جزو قلمرو او محسوب می‌شد، این راه آبی را دوباره برقرار کرد.

او به مناسبت بازگشایی این کانال، در چند کتیبه به توصیف کار خویش می‌پردازد. از جمله معروف‌ترین این کتیبه‌ها، کتیبه‌ای است به نام شالوف. این کتیبه روی سنگ گرانیت صورتی حکاکی شده است. داریوش در این کتیبه پس از معرفی خود به نام پادشاه ایران می‌گوید: «من مصر را فتح کردم. من دستور دادم آب‌راهی از رودخانه‌ای که نیل نامیده می‌شود تا دریایی که از پارس آغاز می‌شود، حفر شود. بنابراین زمانی که این آب‌راه همان‌طور که من دستور داده بودم ساخته شد، کشتی ها از مصر به سوی پارس رفتند.»
کتیبه شالوف در سال ۱۸۶۶ در محلی در ۱۳۰ کیلومتری کانال سوئز کشف شد. گرچه داریوش تنها به بازگشایی این کانال باستانی اقدام کرده بود، اما این عمل او سبب آسان شدن ارتباط دریایی میان رودخانه نیل، دریای سرخ و خلیج فارس شد.
نشانه دیگری از حضور داریوش در مصر، مجسمه‌ای از او با خطوط و علائم هیروگلیف مصری است که اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. در سال ۱۹۷۲ میلادی و در جریان حفاری‌های باستان‌شناسی در شوش، یک مجسمه سنگی بدون سر از داریوش اول به دست آمد. روی پایه این مجسمه علاوه بر استفاده از خط میخی (به پارسی باستان، ایلامی و آکدی) از خط هیروگلیف مصری نیز استفاده شده است.
به اعتقاد برشانی (Bresciani) این مجسمه استفاده از متون چند زبانی را به عنوان ابزاری سیاسی تایید کرده و همچنین نشان آن است که داریوش اهمیت مصر و فرهنگ آن را به خوبی می‌شناخته است.

در چند جای این مجسمه با استفاده از علائم هیروگلیف نام داریوش تکرار شده است. مجسمه که پیکر پادشاه را در جامه پارسی، با خنجری حمایل کمر و دستی مشت شده روی سینه نشان می‌دهد، از قسمت سینه به بالا شکسته است.
نوشته‌های میخی روی مجسمه نشان می‌دهد که داریوش خود دستور ساختن مجسمه را داده است تا آیندگان بدانند که «مرد پارسی» فاتح مصر بوده است.
تحقیقات هیات فرانسوی نیز روی جنس سنگ به کار رفته در تندیس نشان داد که از نوعی سنگ که در معادن سنگ وادی حمامات مصر یافت می‌شود، ساخته شده است و سپس به ایران و به شوش انتقال پیدا کرده و در کنار دروازه ورودی کاخ سلطنتی نصب شده است.

با این حال نوشته‌های روی مجسمه، نشانگر این است که قرار بوده مجسمه در مصر باقی بماند، اما مشخص نیست به چه دلیل به ایران آورده شده است.
روی پایه مجسمه نمادهایی از ملل تحت تسلط داریوش حکاکی و نام آن‌ها نیز با هیروگلیف درج شده است. در بخش مرکزی این قسمت نماد «هاپی» خدای رودخانه نیل تصویر شده است.
برخی باستان‌شناسان احتمال می‌دهند مجسمه از راه دریایی و از طریق همان کانالی که داریوش دستور حفر آن را صادر کرد به ایران آورده شده باشد.

اما تاثیرات و تبادلات فرهنگی هخامنشی‌ها و مصری‌ها محدود به این موارد نیست و می‌توان نشانی از آن‌ها را در عناصر معماری مانند سرستون‌ها و همچنین نقوش نمادین دیگری نیز نشان داد که در آینده به آن اشاره خواهیم کرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 19:3  توسط باباجون  | 

تصویر: کشتی حضرت نوح بر فراز کوه جودی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 13:6  توسط باباجون  | 

+ درسهایی از تاریخ (قسمت اول)

اشاره: هر انسان دانایی برای دستیابی به زندگی بهتر و آینده‌ای روشنتر، از گذشته‌ی خویش غفلت نمی‌ورزد؛ چرا که علم و دین به ما می‌آموزند که از گذشته پند بگیریم و عقل هشدار می‌دهد که آینده‌ را بر پایه تجربیات گذشتگان بنا نهیم. این نوشتار مرور مختصری است بر تاریخ و درس‌های آن، و اگر چه طولانی است اما برای کسانی که جویای حقایق‌اند نکات آموزنده‌ای به همراه دارد.


مطالبی که در ادامه خواهید خواند در سه بخش زیر تنظیم شده و برای سهولت مطالعه در چند قسمت ارایه خواهد شد:
1- از تمدن سومری تا تمدن اسلامی (سیری در تمدنهای بزرگ بشری)
2- جلوه‌هایی از تمدن اسلامی (بررسی ابعاد تمدن و فرهنگ در جهان اسلام)
3- علل پیشرفت و انحطاط تمدن اسلامی (بررسی عوامل پیدایش، شکوفایی و انحطاط آن)

(بخش اول: از تمدن سومری تا تمدن اسلامی)


ویل دورانت تمدن را اینگونه تعریف می‌کند «تمدن عبارت است از یک نظم اجتماعی که در نتیجه‌ی آن، خلاقیت علمی و فرهنگی امکان‌پذیر می‌شود. هر تمدن بر چهار رکن اساسی استوار است: امور اقتصادی، سازمان سیاسی، سنن اخلاقی و مسایل فرهنگی(معرفت و هنر). ظهور تمدن زمانی امکان‌پذیر است که هرج و مرج و ناامنی پایان پذیرفته باشد، چرا که فقط هنگام از بین رفتن ترس است که کنجکاوی، و احتیاج به ابداع و اختراع شکل می‌گیرد و انسان به شکل طبیعی به راه کسب علم و معرفت و تهیه وسایل بهبود زندگی تمایل پیدا می‌کند. فقط در سایه ی نظم است که شهرها شکل می‌گیرند، قوانین وضع می‌شوند، علوم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 23:34  توسط باباجون  | 

خاطره جالب جلال طالباني براي سفير آمريكا در عراق
در اين ميان، شاه عراقي پس از مقايسه اختيارات شاه و مشاور، خطاب به انگليسي‌ها اظهار مي‌كند كه در صورت امكان، او مشاور شود و يك انگليسي به عنوان شاه عراق تعيين شود.
 
در حالي كه جمعه گذشته «نوري المالكي»، نخست‌وزير عراق، از به بن‌بست رسيدن مذاكرات دولت‌هاي عراق و آمريكا درباره توافقنامه امنيتي خبر داد، خبرنگار «تابناك» از بغداد، از نارضايتي بيشتر مقامات برجسته عراق نسبت به اين پيمان خبر مي‌دهد.

بنا بر اين گزارش، چندي پيش حتي «جلال طالباني»، رئيس‌جمهور عراق كه در افكار عمومي داراي روابط بهتري با مقامات آمريكايي شناخته مي‌شود، در جلسه شوراي امنيت ملي عراق اظهار كرده كه اگر توافقنامه امنيتي با آمريكا با وضع كنوني بسته شود، همه ما رهبران عراقي بايد سوار يك هواپيما از عراق برويم و عراق را براي آمريكايي‌ها واگذاريم.

وي همچنين در يكي از نشست‌هاي خود با «رايان كروكر»، سفير آمريكا در عراق با تشريح خاطره‌اي براي او، مخالفت خود را اين پيمان اظهار كرده است.

طالباني كه سوابق برجسته‌اي در مبارزه با رژيم ديكتاتوري صدام دارد، اظهار كرده، در زمان اشغال و استعمار عراق توسط انگليسي‌ها، آنها شخصي به نام «محمدخان» را آوردند و از او خواستند پادشاه عراق شود و اختيارات پادشاه را براي او برشمردند. استعمارگران تنها از او خواستند يك مشاور انگليسي هم در كنار پادشاه حضور يابد و با درخواست شاه، اختيارات مشاور انگليسي را هم تشريح كردند. در اين ميان، شاه عراقي پس از مقايسه اختيارات شاه و مشاور، خطاب به انگليسي‌ها اظهار مي‌كند كه در صورت امكان، او مشاور شود و يك انگليسي به عنوان شاه عراق تعيين شود.

طالباني با اين وصف، عملا به سفير آمريكا در عراق فهمانده كه پيمان امنيتي، حكايت همان مشاور انگليسي‌هاست و اختيارات عراقي‌ها را در كشورشان به شدت محدود مي‌كند
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 13:15  توسط باباجون  | 

 

یونانی‌های باستان این خلیج را «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس» که همان خلیج فارس است، نامیدند. از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشته‌اند آمده‌است، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز «پارسه» و «پرسپولیس» یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند. استرابن جغرافیدان سدهٔ نخست میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده‌است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان می‌کند. همچنین فلاریوس آریانوس مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام «پرسیکون کیت» که چیزی جز خلیج فارس، نیست نام می‌برد.

البته جست‌وجو در سفرنامه‌ها یا کتاب‌های تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که خلیج فارس را «خلیج فارس» گفته‌اند، می‌افزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بوده‌اند و امپراتوری آن‌ها در سده‌های متوالی بسیار گسترده بود هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العاده‌ای داشت. آن‌ها از این طریق می‌توانستند با کشتی‌های خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدف‌های اقتصادی و نظامی دست

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 15:57  توسط باباجون  | 

 

                                        سند هويتي خليج فارس از دست رفت!

 

رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان بوشهر با اشاره به اين‌كه فردي مظنون در ارتباط با تخريب كتيبه‌ي هخامنشي خارك شناسايي شده است، گفت: به‌دليل مسايل امنيتي، درباره‌ي فرد مظنون و قصد او از تخريب عمدي اثر نمي‌توان چيزي گفت؛ ولي با همكاري دادگستري و يگان حفاظت سازمان، مظنون را شناسايي كرده‌ايم و با ارايه‌ي اطلاعات، ممكن است كه او خود را مخفي كند.


روز گذشته (دهم خردادماه) توسط دوست‌داران ميراث فرهنگي اعلام شد كه كتيبه‌ي ميخي فارسي باستان كشف‌شده در جزيره‌ي خارک، به‌دست اشخاص ناشناس با پتک و تيشه نابود و منهدم شده است. اين كتيبه، آبان‌ماه سال گذشته در جريان عمليات احداث يك جاده پيدا شد و از آن به‌عنوان سند هويتي خليج فارس و سندي درباره‌ي نام «خليج فارس» ياد مي‌شد.


در مطالعه‌ي اين كتيبه توسط كارشناسان اعلام شد كه متن اين اثر هخامنشي در پنج سطر و به زبان فارسي باستان نوشته شده است.


احمد دشتي در گفت‌وگو با ايسنا، تخريب ...

                                      http://www.asriran.com/view.php?id=44179


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:19  توسط باباجون  | 

تاریخ نفت از شش هزار سال پیش تا کنون

تاریخ نفت از شش هزار سال پیش تا کنون

نفت تایمز: قدما نفت را می شناختند. سعدی در باب هفتم گلستان از هندویی یاد می کند که "نفت اندازی همی آموخت. حکیمی گفت ترا که خانه نئین است
فردوسی در شاهنامه بارها کلمه نفت را به کار برده است.
بازی نه این است". در سفر پیدایش از کتاب تورات آنجا که به پیغمبر می گوید برای خود کشتی بسازد، خطاب این است که "در کشتی حجره ها بنا کن و درون و بیرون کشتی را با قیر بیندای".

در سفر خروج آمده است: "و چون نتوانست او را دیگر پنهان دارد تابوتی از نی برایش گرفت و آن را به قیر و زفت اندوده، طفل را در آن نهاد و آن را در نیزار به کنار نهر گذاشت".

کاوش های باستان شناسان در عراق نشان داده است که از چهار هزار سال پیش از میلاد ملاط قیر در عمارات و ابنیه به کار می رفته است.

کاوش های باستان شناسان نشان می دهد که از زمان سومریان، پنج تا شش هزار سال پیش، در شوش قیر مورد استفاده قرار می گرفته و به جای ملاط بین سنگها و آجرها در ساختمان ها کار می شده است. همچنین تکه های جواهرات را با قیر به هم می چسباندند و دسته های چاقو و امثال آن را با قیر محکم می کردند و کشتی ها و ظروف سفالین را با قیر می اندودند تا آب به آنها سرایت نکند.

به گزارش هرودوت، مورخ یونانی، سنگ فرش کف باغ های معلق بخت النصر با قیر بندکشی شده بود و مردم بابل استخرها و راه های آب و سدهای خود را با قیر بندکشی می کردند تا آب در آنها نفوذ نکند. همچنین بنا به گفته مورخین در بابل جاده ها را آجر فرش می کردند و با قیر بندکشی می کردند تا تحمل ارابه های سنگین را داشته باشد.

هرودوت در تاریخ معروفش راجع به نفت ایران می نویسد: "در ۲۲ کیلومتری شوش چاه هایی وجود دارد که با چرخ و خیک از آن نفت و قیر و نمک بیرون می آورند و در مخزن می ریزند و پس از چندی قیر و نمک ته نشین شده، نفت به شکل مایع باقی می ماند."

در جای دیگر ضمن داستان محاصره شهر آتن از طرف ایرانیان می نویسد: ایرانیان از روی تپه ها، قیرهای فروزان به سنگرهای یونانیان پرتاب می کردند و معلوم است که تیرها آلوده به نفت بوده وگرنه هنگام پرتاب سریع خاموش می شده است.

پلوتارک در شرح حال اسکندر می نویسد ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:50  توسط باباجون  | 

خبر خوب از آرامگاه کوروش
براساس عکس‌‌هاي هوايي گرفته‌شده از آرامگاه کوروش، هيچ شواهدي مبني بر وجود نم و رطوبت در اين آرامگاه که ناشي از آبگيري سد سيوند باشد، ديده نشده است.


 براساس عکس‌‌هاي هوايي گرفته‌شده از آرامگاه کوروش، هيچ شواهدي مبني بر وجود نم و رطوبت در اين آرامگاه که ناشي از آبگيري سد سيوند باشد، ديده نشده است.

محمدرضا بذرگر رئيس سازمان ميراث‌فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري استان فارس با بيان اين مطلب به ميراث آريا( CHTN) گفت: با توجه به خشکسالي غيرمنتظره امسال هيچ رطوبتي در منطقه وجود ندارد. ضمن آنکه براساس اقدامات کارشناسي حتي در فصل‌هاي پرباران نيز هيچ خطري آرامگاه کوروش و منطقه تاريخي را تهديد نمي‌کند.

وي افزود: کارشناسان ميراث‌فرهنگي استان فارس اعلام کرده‌‌اند در صورت بارش فراوان در منطقه نيز تنها 400 تا 500 ميليمتر آب در نقطه انتهايي سد جمع مي‌شود که اين محدوده نيز تا آرامگاه کوروش 9 کيلومتر فاصله دارد .

به گفته بذرگر، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان فارس از طريق هواپيماي دو موتوره اقدام به عکسبرداري هوايي و تهيه اسلايدهاي متنوع از منطقه کرده است که بر اساس اين عکس‌ها هيچ رطوبتي در نزديکي آرامگاه کوروش مشاهده نشده است .

وي درباره وجود گلسنگ‌هاي ديرپا در بدنه آرامگاه کوروش گفت: اين بناي تاريخي عاري از هرگونه خزه يا گلسنگ است و در صورت افزايش چشمگير رطوبت نيز آرامگاه دچار آسيب‌هاي طبيعي اينچنيني نخواهد شد.

رئيس سازمان ميراث‌فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري استان فارس در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود به قطع درختان چند صدساله و هزارساله در تنگه سيوند اشاره کرد و افزود: براساس گفته کارشناسان استان فارس به هيچ عنوان درختاني با قدمت ياد شده وجود ندارد، ضمن آنکه دشت کوچکي که سد سيوند در آن واقع شده به طور دقيق از سوي باستان‌شناسان کاوش شده و هيچ اثر سطح العرضي در آن منطقه ديده نمي‌شود.

http://www.asriran.com/view.php?id=42597
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:0  توسط باباجون  | 

نگهبان تاریخ ایران اسیر آلزایمر است
پيرمردي که بيشترين ميزان طلا را در حفاريهاي باستان‌شناسي ايران به دست آورده اکنون با بيماري آلزايمر دست و پنجه نرم مي‌کند.
گروه فرهنگ، فروغ فرهي: پير مردي که بيشترين ميزان طلا را در حفاري هاي باستان شناسي ايران به دست آورده اکنون در فيلادلفياي آمريکا اقامت دارد و با بيماري آلزايمر دست و پنجه نرم مي کند. او روزگار درازي را در ايران به تربيت دانشجو، کشف حوزه هاي جديد فعاليت هاي باستان شناسي، نجات بخشي محوطه هاي تاريخي و کوششي خستگي ناپذير براي ارتقاي اين حرفه اختصاص داده است. سالها با قاچاقچيان اشياي عتيقه و حفاران غير مجاز که خاندان پهلوي در راس آنها بودند جنگيد ولي امروز بيماري اجازه نمي دهد حتي خاطراتي از آن دوران را به ياد آورد.
«عزت‌الله نگهبان»که به شهادت بسياري از همکارانش تحولي شگرف در پيشرفت رشته باستانشناسي ايران به وجود آورد، در سال 1305 خورشيدي در اهواز به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در دبستان جمشيد جم و دبيرستان فيروز بهرام و مدرسه فني آلماني در تهران به پايان برد. در سال 1328، از دانشگاه تهران ليسانس گرفت. نگهبان در سال 1329 به موسسه شرق شناسي دانشگاه شيكاگو راه يافت و در 1333 موفق به اخذ درجه فوق ليسانس خود از اين دانشگاه شد. عنوان رساله وي با راهنمايي دونالد مك‌كان« سير سفال نخودي رنگ در خوزستان» بود.
جوانه زدن عشق به باستانشناسي در دل کودک مدرسه جمشيد جم حکايت شيريني دارد:« هنگامي كه تحصيلات شش ساله ابتدائي خود را در مدرسه زرتشتيان كه در آن زمان جمشيد جم، سپس ايرج و بعدا فيروز بهرام خوانده مي شد به پايان رساندم تصميم گرفتم براي ادامه تحصيلات در دبيرستان به مدرسه آلماني كه به نام مدرسه صنعتي

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:48  توسط باباجون  | 

من ایرانی ، پسر ایرانی ، آرین و از نژاد آرین هستم"
سنگ نبشته داریوش بزرگ

ایرانیان آریایی هستند و آئیریه یعنی آریایی و آئیرین منسوب به آریا که در اوستا آمده و به اصطلاح آریاناخشاترام یعنی حکومت آریاییان منشا دو نام ایران و ایرانی است.
آریا یعنی نجیب ، خوشزاد ، آزاده ، آریا مفهوم نژادی روشن ندارد ولی آن دسته از اقوام هند و اروپایی را که به ایران و هندوستان آمده و در آنجا مانده اند و گاهی نیز هند و ایرانی و یا آرین خوانده می شوند شامل می گردد.هنوز نه مشخصات نژادی و نه سرزمین اصلی و نه تاریخ و طرز مهاجرت اقوام هند و اروپایی بدقت معلوم شده است. همین اندازه می توان گفت که زبان اقوام هند و اروپایی یک ریشه مشترک دارد و رابطه ی بین زبانهای اقوام هند و اروپایی ایران و هندوستان از رابطه بین زبانهای هر دو دسته ی دیگر از اقوام هند و اروپایی بیشتر است.در ایران باستان رابطه گروه های آریایی تا آنجا مورد توجه بوده که شاهنشاهان آن به آن تکیه می نمودند چنانکه در سنگنبشته داریوش بزرگ که در بالا آمد خوانده می شود .

 

 

امپراتوری ایران باستان دوره هخامنشیان

بیشتر محققین موطن اصلی اقوام آرین را در مغرب کوههای اورال در نواحی شمالی دریای سیاه تا شمال قفقاز می دانند و معتقدند که از آنجا دسته بدسته در طی صدها سال براه افتاده و مهاجرت آنها به آسیای صغیر و ایران و هندوستان قبل از مهاجرتشان به یونان و ایتالیا و اسپانیا و سایر نقاط اروپا صورت گرفته است.
آن گروه از اقوام آریایی که به ایران آمدند زودتر از دیگران براه افتادند ولی ابتدا در نواحی شرقی دریای مازندران در جلگه ی پهناور ایران وج (ایران وجا ، ایرانم وااجا) مستقر شده و بعد از آنجا بسرزمین ایران امروز رسیده اند.

ا.ا.هرتسفلد :

می گوید که از زمان بسیار قدیم و لااقل از پایان هزاره ی سوم تا نیمه هزاه ی دوم پیش از میلاد آرین ها در جلگه ی رودخانه سیحون و جیحون جلگه ای که در ایام باستان به نام ایران وج از آن یاد می شده بسر می بردند و نخستین بار که اثری از آنان در آسیای غربی به چشم می خورد در نیمه ی هزاره دوم پیش از میلاد است.

نمونه ای از سربازان ایران باستان

آریاییان از دو سمت وارد ایران شدند. یک دسته بزرگتر به احتمال قوی در حدود سده پانزدهم پیش از میلاد رو به خاور و جنوب خاوری ایران پیشرفتند و دسته دیگر ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 15:51  توسط باباجون  |