تبليغاتX
بابا جون تاریخ
تاربخ ایران و جهان

 تصویر  حضور یافتن خفت بار میرزا محمدرضا قزوینی سفیر ایران در عهد فتحعلیشاه،در مقابل ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه در فين كنشتاين و امضای معاهده ای با همین نام با ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه در تاریخ بیست و هفت آوریل 1807 میلادی به قلم فرانسوا هنری مولارد فرانسوی.


برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر روی لینک زیر کلیک کنید

اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 9:5  توسط باباجون  | 

ساعاتي پس از تسخير كامل سفارت امريكا در عصر روز 13 آبان چند دانشجوي جوان در يكي از اتاق‌هاي سفارت مقابل خبرنگاران نشستند و پس از آن‌كه تعدادي از سلاح‌هاي امريكايي را به آنها نشان دادند به قرائت بيانيه اول و دوم تسخيركنندگان پرداختند. اين دانشجويان وقتي در برابر اين سؤال قرار گرفتند كه نام شما چيست؟ پاسخ دادند: دانشجويان پيرو خط امام و اين گونه بود كه در تمام نشست‌هاي خبري، سخنراني‌ها و اعلام مواضع تلويزيوني نامي از اين دانشجويان به ميان نمي‌آمد و آنها با عنوان «يكي از دانشجويان خط امام» معرفي مي‌شدند حتي معصومه ابتكار مترجم و سخنگوي انگليسي زبان نيز در گفت‌وگو با رسانه‌هاي غربي خود را «مري» معرفي مي‌كرد و اين گونه به «خواهر مري» معروف شد. دانشجويان شش ماه اول تسخير را در سفارت امريكا كه به آن لقب «لانه جاسوسي» داده بودند به سر بردند. هر كس در سفارت مسئوليتي داشت. ابراهيم اصغرزاده، طراح اصلي تسخير سفارت امريكا، رضا سيف‌اللهي، محسن ميردامادي، حبيب‌الله بي‌طرف و رحيم باطني شوراي مركزي دانشجويان را تشكيل مي‌دادند. در كنار شوراي مركزي، شوراي بازو وجود داشت. گفته مي‌شود علي اصغر زحمتكش، عباس عبدي، سيدمحمد هاشمي اصفهاني، اكبر رفان، محمدرضا خاتمي، محسن امين‌زاده، رحمان دادمان، شمس‌الدين وهابي، وفا تابش، محمد نعيمي‌پور، حسين شيخ‌الاسلام و فروز رجايي‌فر اعضاي اين شورا بودند.

عباس عبدي پس از چندي به خاطر مشكلات شخصي از لانه بيرون آمد و به شيراز رفت. علي زحمتكش نيز مسئول عمليات تسخير و در لانه كار حفاظت از گروگان‌ها را بر عهده داشت، تنها فردي بود كه در دادگاه‌هاي امريكا به خاطر بازداشتن يكي از گروگان‌ها از نابود كردن اسناد تحت پيگرد قرار گرفت. سيدمحمد هاشمي اصفهاني از دانشجويان دانشگاه اميركبير بعدها با معصومه ابتكار ازدواج كرد و برخلاف همسرش از فعاليت‌ سياسي كناره گرفت و از مديران نفتي شد. اكبر رفان نيز در لانه مسئوليت تداركات را بر عهده داشت.

محمدرضا خاتمي، محسن امين‌زاده، نعيمي‌پور و معصومه ابتكار در واحد روابط‌ عمومي بودند كه مهندس احمد حسيني بر كار آنها نظارت مي‌كرد. حسين كمالي مسئول تبليغات بود. وفا تابش، حسين شيخ‌الاسلام و فروز رجايي‌فر نيز در كار بررسي اسناد لانه بودند. شيخ‌الاسلام و رجايي‌فر به دليل تسلط به زبان عربي و انگليسي گاهي نقش مترجم را هم بازي مي‌كردند. فروز رجايي‌فر در روز 13 آبان مسئول دفتر دانشجويان
عمليات‌كننده بود.

تخليه لانه و پايان كار تشكيلاتي

پس از شكست خفت‌بار امريكا در طبس، دانشجويان خط امام كه مقاومت گسترده‌اي به مدت 6 ماه گذشته براي عدم تحويل گروگان‌ها به دولت موقت و شوراي انقلاب داشتند با همكاري اطلاعات سپاه به مسئوليت محسن رضايي تصميم گرفتند كه گروگان‌ها را در چند دسته به شهرهاي مختلف اعزام كنند. دليل اين تصميم عدم تجمع گروگان‌ها براي شكست هر گونه عمليات رهايي بود. مشهد، ساري، رشت، يزد، اصفهان، شيراز و چند شهر ديگر مقصد گروه‌هايي از دانشجويان پيرو خط امام و گروگان‌ها بود كه مخفيانه با لباس‌هاي مبدل به اين شهرها سفر مي‌كردند. در اواسط تابستان 59 فرار ناموفق يكي از گروگان‌ها و سخت شدن نگهداري از گروگان‌ها سبب شد تا شوراي مركزي دانشجويان در توافقي با سپاه پاسداران گروگان‌ها را در اختيار دولت شهيد رجايي قرار دهد. بدين ترتيب گروگان‌ها به زندان اوين و زندان توحيد (موزه عبرت) منتقل شدند تا دانشجويان خط امام كه در مذاكرات الجزاير نيز كنار گذاشته شده بودند آخرين بهانه با هم بودن را نيز از دست بدهند. با تشكيل جلسه‌اي در لانه، دانشجويان به ابراز نظر درباره آينده جنبش پرداختند. برخي معتقد به ايجاد حزب بودند و برخي ديگر نيز پايان كار تشكيلاتي را طلب مي‌كردند، در نهايت رأي‌گيري شد و در نتيجه گروه دوم پيروز شدند و پايان كار تشكيلاتي دانشجويان خط امام اعلام شد.

لانه جاسوسي اما تا چند سال در اختيار دانشجويان بود، كار بررسي اسناد ادامه داشت و عصرهاي جمعه به بهانه ديدار، مسابقه فوتبالي نيز در زمين ورزش برگزار مي‌شد اما با تصميم دولت موسوي در سال 64 لانه جاسوسي تحويل سپاه پاسداران شد. اسناد و مدارك نيز منتشر شد و آنچه منتشر نشده بود، در اختيار وزارت تازه تأسيس اطلاعات قرار گرفت.

سپاه و جنگ

مهر 59 همزمان با فراغت دانشجويان خط امام از نگهداري گروگان‌ها، عراق تهاجم ناجوانمردانه‌اي را به مرزهاي غربي كشور آغاز كرد. دانشجويان نيز كه در دوران حفاظت از گروگان‌ها دوره‌هاي آموزش نظامي را به صورت كامل در پادگان‌هاي شمال كشور گذرانده بودند، به جبهه رفتند. همچنين ارتباطات گسترده قبلي با سپاه پاسداران سبب شد تا اكثر دانشجويان لباس سبز پاسداري را به تن كنند. اكبر رفان كه بعدها اولين فرمانده نيروي هوايي سپاه لقب گرفت، حسين دهقان مدتي به لبنان رفت و در دهه 80 رئيس بنياد شهيد انقلاب اسلامي شد، عليرضا افشار بعدها رئيس ستاد مشترك سپاه پاسداران، فرمانده كل بسيج و معاون فرهنگي ستاد كل نيروهاي مسلح بود و رضا سيف‌اللهي كه بعدها مسئول اطلاعات سپاه و اولين فرمانده نيروي انتظامي شد، از جمله اين افراد بودند.
احمدرضا كاظمي پسرعموي شهيد احمد كاظمي، علي زحمتكش، محمدرضا خاتمي و محمد نعيمي‌پور نيز از جمله پاسداران دهه 60 بودند.

السابقون السابقون

هنوز گروگان‌هاي امريكا در ايران بودند كه در روز 16 آبان خبر شهادت تعدادي از دانشجويان خط امام منتشر شد. شهيد حسين علم‌الهدي اگرچه مستقيماً در تسخير لانه جاسوسي نقش نداشت اما همكاري مستقيم او با واحد بررسي و انتشار اسناد، سبب شد تا او را نيز دانشجوي پيرو خط امام بخوانند. در ماجراي كانديداتوري احمد مدني براي رياست جمهوري، علم‌الهدي با معرفي آيت‌الله خامنه‌اي، به لانه جاسوسي مراجعه كرد و با همكاري واحد بررسي اسناد و واحد تبليغات، اسناد مربوط به همكاري مدني با امريكايي‌ها در سطحي وسيع منتشر شد.

به همراه حسين علم‌الهدي، محمد فاضل و علي حاتمي از دانشجويان پيرو خط امام به شهادت رسيدند. علي حاتمي از اولين كساني بود كه از ديوار سفارت امريكا عبور كرد. در عكس معروف ورود دانشجويان از بالاي در، علي حاتمي در حالي كه به دوربين نگاه مي‌كند، ديده مي‌شود. در اين عمليات حسين سيف از ديگر دانشجويان خط امام نيز مجروح شد ولي به طرز معجزه‌آسايي نجات يافت. سيف در عمليات خيبر در سال 63 به شهادت رسيد.

محسن وزوايي از دانشجويان دانشگاه شريف كه در لانه مسئوليت اطلاعات- عمليات را برعهده داشت، چند ماه زودتر از آغاز جنگ به سپاه پاسداران پيوست. با شروع جنگ وزوايي به جبهه غرب رفت و فرماندهي گرداني با كار ويژه عمليات پارتيزاني را برعهده گرفت. او در عمليات فتح بلندي‌هاي بازي دراز فرمانده بود و در اين عمليات مجروح شد. در آذر 1360 او فرمانده گردان حبيب‌بن مظاهر تيپ تازه تأسيس محمدرسول‌الله (ص) شد كه در عمليات فتح‌المبين اين گردان نوك عمليات بود. با تأسيس تيپ 10 سيدالشهدا او فرمانده اين تيپ شد و در فروردين 61 با همين تيپ وارد عمليات بيت‌المقدس (فتح خرمشهر) شد و در اين عمليات بود كه در 22 ارديبهشت هنگام هدايت نيروهايش چند كيلومتر مانده به خرمشهر به شهادت رسيد.

عباس وراميني نيز يكي ديگر از دانشجويان خط امام بود كه مسئوليت آموزش نظامي دانشجويان را برعهده داشت. وراميني همانند تعدادي ديگر از دانشجويان در سال 58 با يكي از دختران دانشجوي پيرو خط امام ازدواج كرد و خطبه عقد او را امام خميني (ره) قرائت كرد. وراميني در سال 61 با حكم احمد متوسليان به فرماندهي ستاد لشكر 27 محمدرسول‌الله (ص) منصوب شد. مسئوليت سپاه 11 قدر و قرارگاه نجف اشرف از ديگر مسئوليت‌هاي او بود.
وراميني سرانجام در 28 آبان 62 در ارتفاعات كاني‌مانگا و در عمليات والفجر 4 به شهادت رسيد.
علي صبوري، علي‌رضا هادي‌پور، حسين شوريده، غلامحسين بسطامي فرمانده سپاه سوسنگرد درابتداي جنگ، عبدالرحمن يا علي مدد، حسين بهادري، فضل‌الله عابديني، حميد صفايي و جلال شرفي نيز از ديگر شهداي تسخيركننده سفارت امريكا در تهران هستند.

نقش‌آفريني در پست‌هاي كليدي

پس از پايان كار لانه جاسوسي، بسياري از دانشجويان كه به خاطر انقلاب فرهنگي دانشگاه‌ها را تعطيل مي‌ديدند، جذب دستگاه و سازمان‌هاي دولتي و نهادهاي انقلابي شدند. شايد انتصاب حسين شيخ‌الاسلام، يكي از سخنگويان دانشجويان پيرو خط امام، كه البته رابطه خوبي با اعضاي شوراي مركزي بخصوص دانشجويان چپ مزاجي مانند عباس عبدي و ميردامادي نداشت، به معاونت سياسي وزارت خارجه، اولين انتصاب يكي از دانشجويان به سمتي ارشد در دولت بود. شيخ‌الاسلام 16 سال در اين معاونت باقي ماند و كارشناس خبره مسائل منطقه بخصوص فلسطين، لبنان و سوريه شد. او سپس 3 سال سفير ايران در سوريه شد و پس از نمايندگي در دور هفتم مجلس معاون خاورميانه و قائم مقام وزير امور خارجه شد.

شيخ‌الاسلام تنها ديپلمات لانه جاسوسي نبود، محسن امين زاده نيز در دوران خاتمي به معاونت آسياي وزارت امور خارجه رفت و وزير در سايه دوران وزارت كمال خرازي بود. مهاجر و محمد مهدي رحمتي نيز از دانشجويان خط امام بودند كه مسئوليت‌هايي را تجربه كردند. محمدمهدي رحمتي بعدها به معاونت نظارت راهبردي «معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي» رياست جمهوري در دوران دولت نهم منصوب شد.

در انتخابات مجلس سوم، ابراهيم اصغرزاده براي اولين بار به عنوان عضو دانشجويان پيرو خط امام كانديداي تهران شد. او موفق شد تا به مجلس راه يابد اما اقدامات راديكال او سبب شد تا در روزهاي آخر مجلس بازداشت و محاكمه شود. اصغرزاده كه سخنران ثابت مراسم‌هاي دفتر تحكيم وحدت بود و حتي در دوم خرداد سال 78 اعلام كرد كه از بمب اتم هم خطرناك‌تر است، به دليل اختلافات گسترده در شوراي شهر اول تهران به جمع مخالفان خاتمي پيوست و در انتخابات سال 80 كانديدا شد كه رد صلاحيت شد. عباس عبدي در آن روزها به طنز گفته بود كه اصغرزاده مي‌خواهد موشي در ديگ اصلاحات بيندازد و «انا شريك» بگويد!

«طاهره رضازاده» از ديگر دانشجويان پيرو خط امام كه همسر ابراهيم اصغرزاده نيز هست در انتخابات ششم به مجلس راه يافت. مجلس ششم دانشجويان پيرو خط امام ديگري نيز داشت. شمس‌الدين وهابي، محمد نعيمي‌پور و محمدرضا خاتمي كه نايب رئيس مجلس نيز بود.

اما قرعه اولين و تنها وزير در ميان دانشجويان خط امام، به نام «حبيب الله بي‌طرف» دانشجوي يزدي دانشگاه تهران درآمد. او 8 سال وزير نيرو بود. در دوران وزارت بي‌طرف، علي زحمتكش و وفا تابش دو عضو ارشد دانشجويان خط امام به خوزستان رفتند و مسئوليت ساخت سدهاي بزرگ كرخه 2 و 3 را برعهده گرفتند. رحمان دادمان مدت كوتاهي وزير راه و ترابري شد اما در يك حادثه هوايي جان باخت.

حسين شريف‌زادگان نيز يك سالي وزير رفاه در دولت خاتمي بود. حسين دهقان و معصومه ابتكار نيز معاونان رئيس‌جمهور بودند. در معاونت‌هاي وزارت كشور نيز، رضاسيف‌اللهي معاون امنيتي در دوره اول عبدالله نوري بود كه با ادغام شهرباني، كميته و ژاندارمري، نيروي انتظامي را تشكيل داد و خود اولين فرمانده آن شد. محمدرضا بهزاديان‌نژاد نيز در دوره دوم وزارت عبدالله نوري معاون اقتصادي وزارت كشور شد اما به دليل مواضع افراطي، عبدالله نوري ترجيح داد تا او را بيش از يك سال بعد كنار بگذارد. بهزاديان كه دستي هم بر فعاليت‌هاي اقتصادي داشت در اواخر دوران خاتمي رئيس اتاق بازرگاني تهران شد اما بر سر اختلافات گسترده با علي نقي خاموشي در آبان 84 جايش را به محمد نهاونديان داد. در دولت نهم نيز علي‌رضا افشار سمت‌هاي معاونت سياسي و اجتماعي وزارت كشور را در دوران پورمحمدي و محصولي تجربه كرد.

مقامات ارشد

گرچه تصدي سمت وزارت، فرماندهي نيروهاي مسلح و وكالت مجلس نشان از نفوذ دانشجويان پيرو خط امام در ساختار حكومتي مي‌دهد اما ارشد مقام‌هاي حكومتي به دانشجوياني رسيد كه در دوران تسخير نه در ديدرس كه در متن كار بودند.

عزت‌الله ضرغامي، به مانند بسياري از دانشجويان پس از پايان كار لانه به سپاه پاسداران پيوست اما علاقه‌هاي فرهنگي او را پس از جنگ به معاونت سينمايي وزارت ارشاد كشاند، معاونت پارلماني و امور استان‌ها در دوران رياست علي لاريجاني و مجلس ششم سبب شد تا ضرغامي در بهار 83 به رياست سازمان صدا و سيما منصوب شود. ضرغامي سال‌ها سخنران مراسم 13 آبان در مقابل لانه جاسوسي بود. اما سرنوشت محمد علي جعفري يا همان عزيز جعفري به گونه‌اي ديگر بود. جعفري متولد يزد در دانشكده معماري دانشگاه تهران تحصيل مي‌كرد، به مانند بقيه به سپاه پيوست و بزودي با فراگيري فنون رزمي، اولين گردان زرهي سپاه را ايجاد كرد. فرماندهي تيپ عاشورا، قرارگاه قدس و قرارگاه نجف در دوران جنگ و فرماندهي نيروي زميني سپاه به مدت 13 سال و 5 سال فرماندهي قرارگاه ثارالله تهران از جمله مسئوليت‌هاي عزيز جعفري بود. وي در زمستان 86 با حكم فرماندهي كل قوا، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد. جعفري پس از اغتشاشات اخير در افشاگري تكان‌دهنده‌اي اسامي برخي دانشجويان پيرو خط امام را كه عليه منافع ملي مشغول توطئه بودند، اعلام كرد.

سخنگوها

گفتيم كه دانشجويان پيرو خط امام در نشست‌هاي خبري و يا سخنراني‌ها خود را معرفي نمي‌كردند اما بنا به تقسيم كاري كه شده بود، ابراهيم اصغرزاده، حبيب‌الله بي‌طرف و رحيم باطني مسئوليت گفت‌وگو با رسانه‌هاي داخلي را برعهده داشتند. در جريان افشاگري‌هاي دانشجويان كه به صورت مستقيم از تلويزيون پخش مي‌شد، روزي كه اسناد مربوط به ارتباط ناصر ميناچي وزير ارشاد دولت موقت با سفارت امريكا قرار بود افشا شود، رحيم باطني نتوانست بر احساساتش غلبه كند و سخنان تندي عليه نهضت آزادي بيان كرد. اين اظهارات سبب مظلوم‌نمايي شديد جريان طرفدار سازش با امريكا شد. باطني كه نماينده دانشجويان دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) در شوراي مركزي بود، بعدها معاون جهاد دانشگاهي كشور شد.

اما كساني كه به دليل تسلط به زبان انگليسي مي‌توانستند با رسانه‌هاي غربي تعامل كنند، حسين شيخ‌الاسلام، معصومه ابتكار، فروز رجايي‌فر و محسن وزوايي بودند. زماني هم كه قرار بود يكي از دانشجويان در نماز جمعه تهران سخنراني كند و يا بيانيه‌اي قرائت كند، مهدي رجب بيگي اين مسئوليت را عهده‌دار مي‌شد. رجب‌بيگي كه قلم و بيان رسايي داشت، از سال‌ها قبل با انتشار نشريه طنز به نام «جيغ و داد» با كمونيست‌ها درگير بود. رجب بيگي در مهر 60 به دست منافقين در خيابان‌هاي تهران به شهادت رسيد.

برائت‌جويان

ماجراي پشيماني كساني كه در تسخير سفارت امريكا در تهران نقش داشتند، از همان شب 13 آبان آغاز شد. حاتم قادري و جواد مظفر دو دانشجوي دانشگاه ملي به دليل حمايت امام از حركت دانشجويان از لانه خارج شدند. سه روز بعد چند دانشجوي ديگر نيز با بيان اين‌كه هرچند تسخير، يك حركت ضد‌امپرياليستي است، اما اين راه مبارزه با امپرياليسم نيست! از لانه خارج شدند.

اما برخوردهاي محكم دانشجويان خط امام‌ سبب شد تا چند هفته بعد چند نفر از تسخير‌كنندگان از لانه اخراج شوند. مجتبي بديعي، عضو سابق شوراي مركزي حزب مشاركت در اين‌باره مي‌گويد: «رفتارهاي افراطي در لانه زياد بود. آقاي دادمان و افرادي كه در آن طيف بودند، روي بحث ولايت فقيه خيلي حساس بودند، اما ما قبول نداشتيم. يك روز بنده و دكتر سامي و دكتر داوودي و يك دوست ديگر در سفارت قدم مي‌زديم كه آمبولانس دنده عقب به طرف ما آمد و چند نفر نقاب به چشم و مسلح ما را در آمبولانس انداختند و آژيركشان به خارج از سفارت آمدند و ما را در بالاي ميدان هفت تير از آمبولانس پائين انداختند. به اين ترتيب بود كه لانه بتدريج از مخالفان ولايت فقيه پاكسازي مي‌شد. در يك شب سرد زمستاني نيز يك پسر و دختر به خاطر وابستگي خطي به مجاهدين خلق (منافقين) اخراج شدند.
تقي محمدي از دانشجوياني بود كه در يكي از روزهاي اول تسخير، باري روزن، وابسته مطبوعاتي سفارت امريكا كه به زبان فارسي نيز تسلط داشت را به ميان خبرنگاران آورد. محمدي كه از نزديكان بهزاد نبوي و خسرو تهراني بود، بعدها به اطلاعات نخست‌وزيري رفت و پس از انفجار هشت شهريور به سفارت ايران در افغانستان فرستاده شد، اما اسدالله لاجوردي به دليل نزديكي او با مسعود كشميري عامل انفجار نخست‌وزيري، او را از كابل فراخواند و بازداشت كرد. تقي محمدي كه در بازداشتگاه براي اعتراف اعلام آمادگي كرده بود، به طرز مشكوكي ساعاتي بعد با كمربند خودكشي كرد. كارشناسان امنيتي دادستاني انقلاب معتقد بودند كه اين‌گونه خودكشي با توجه به اين‌كه تقي محمدي بر روي رگ‌هاي گردنش چوب كبريت گذاشته بود، امكان ندارد و اشخاص ديگري احتمالاً او را كشته‌اند و بعد حلق‌آويزش كرده‌اند. با مرگ تقي محمدي و فشارهاي موسوي خوئيني‌ها، تحقيقات درباره پرونده انفجار نخست‌وزيري متوقف شد.

اما باري روزن سال‌ها بعد يكي ديگر از دانشجويان را نيز اين‌بار در پاريس ملاقات كرد. عباس عبدي از دانشجويان پلي‌تكنيك (اميركبير) در اين ديدار كه پس از دوم خرداد 76 رخ داد، تلويحاً از اقداماتش ابراز برائت كرد و خواستار شكستن ديوار بلند بي‌اعتمادي بين ايران و امريكا شد. اين ديدار اعتراض گسترده دانشجويان پيرو خط امام را در پي داشت. فروز رجايي‌‌فر در مصاحبه‌اي اعلام كرد كه عباس عبدي اصولاً جزو دانشجويان پيرو خط امام نبود. محمد هاشم‌پور يزدان‌پرست، استاد دانشگاه شيراز هم كه مسئول چاپخانه در لانه بود، گفت كه ديدار عباس عبدي شرم‌آور بود. در سال‌هاي اخير هم برخي اعضاي حزب مشاركت كه جزو دانشجويان خط امام هم بودند، مانند ميردامادي و محمدرضا خاتمي و وهابي سعي مي‌كنند تا درباره واقعه 13 آبان در برابر سؤالات خبرنگاران قرار نگيرند.
بدترين سرنوشت را در ميان اشغال‌كنندگان سفارت امريكارا فردي به نام «عباس زري‌باف» داشت. زري باف كه از ابتداي سال 58 وارد سازمان مجاهدين خلق (منافقين) شده بود وارد بخش اطلاعات شد و به نقل از سايت اين گروهك تروريستي مأموريت‌هايي در جهت كشف اقدامات سپاه پاسداران انجام داد. زري‌باف كه از حاضرين در لانه بود بسيار به عوامل اطلاعات نخست‌وزيري مانند تقي محمدي و خسرو تهراني نزديك بود. او در سال 60 به زندگي مخفي روي آورد و در سال 61 از ايران خارج شد. زري باف در چهارمين روز عمليات مرصاد به هلاكت رسيد.

دانشجويان پيرو خط امام، اساتيد پيرو خط امام

به هر روي به نظر مي‌رسد سنت عدم معرفي دانشجويان پيرو خط امام از آبان 58 تا آبان 88 ادامه داشته باشد، به گونه‌اي كه متبحرترين تاريخ‌نگاران معاصر نيز هنوز بيش از 50 اسم از دانشجويان را بيشتر سراغ ندارند اما در يك نگاه كلي اگر در هر يك از دانشگاه‌هاي معتبر داخلي جست‌وجوي كوتاهي كنيم، اسامي بسياري از دانشجويان را در ميان اساتيد دانشگاه مي‌يابيم. از دكتر فيروزآبادي همسر شهيد شوريده و استاد مكانيك دانشگاه شريف تا دكتر محمدحسين صادقي عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس، از دكتر عبدالحسين روح‌الامين استاد داروسازي دانشگاه تهران تا محمدهاشم پوريزدان‌‌پرست، استاد اقتصاد دانشگاه شيراز.

دانشجويان پيرو خط امام در 13 آبان سال 58 خالق حماسه‌اي بودند كه در آن «پيروي از خط امام» اصل بود نه نام و عنوان آن 300 نفر دانشجو

http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=39177

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 16:44  توسط باباجون  | 

روزي که «پورياي ولي» درگذشت

طبق محاسبه مورخان روس، پورياي ولي (محمود خوارزمي) پهلوان، جوانمرد، عارف و شاعر بنام ايران 23 ژوئيه سال 1322 ميلادي (يكم امرداد) درگذشت كه اين اندرز را به او نسبت مي دهند:
افتادگي آموز اگر طالب فيضي ـــــــ هرگز نخورد آب، زميني كه بلند است
از «پوريا» يك مثنوي هم باقي مانده است.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 19:46  توسط باباجون  | 

اوت (آگست ـ اوگوست)، هشتمين ماه ميلادي در تقويم گريگوري، نامگذاري آن داستاني جالب دارد، از اين قرار:
    در تقويم رومي كه به دستور «ژوليوس سزار» تدوين شده بود و در آن تقويم، كه «سال» بمانند تقويم ايرانيان از مارس آغاز مي شد، ماه اوت فعلي ماه ششم بود و Sextilis (ماه ششم) خوانده مي شد. ماه پيش از آن را به اين مناسبت كه ژوليوس سزار در آن به دنيا آمده بود، ژولاي (جولاي ـ ژوئيه) نامگذاري كرده بودند كه پس از گذشت بيش از دو هزار سال به همين نام باقي مانده است.
پس از سزار، پسر خوانده او «گايوس اوكتاويوسGaius Octavius» به سمت امپراتور انتخاب شد و سزار اوكتاويانوس نام گرفت. سناي روم پس از غلبه اوكتاويانوس بر مخالفين و در صدر آنان ماركوس آنتونيوس و كلئوپاترا ملكه يوناني تبار مصر، وي را لقب «اوگوستوسAugustus» داد و پيشنهاد او را كه به تنهايي حكومت كند و شريك نداشته باشد تصويب كرد. گام بعدي اوگوستوس كه پا در جاي پاي پدر خوانده اش مي گذارد، قرار دادن نام خود بر يكي از ماههاي سال بود و ماه ششم را كه متعاقب ماه ژولاي (ماه ژوليوس سزار) بود برگزيد و آن را «اوگوست» ناميد كه هنوز باقي مانده است. كار بعدي او كه خودخواهي محض خوانده شده است اين بود كه اعلام كرد ماه اوگوست بايد مانند ماه ژولاي 31 روزه باشد تا دست كمي از ماه ژوليوس سزار نداشته باشد كه عملي شده است و به اين ترتيب، سال ميلادي كه خورشيدي است داراي هفت ماه 31 روزه است!.
اوگوستوس پس از 40 سال حكومت در نوزدهم اوگوست (ماهي كه به نام خودش بود) در سال 14 ميلادي درگذشت.
از كارهاي ديگر اوگوستوس كه به ميراث باقي مانده و برخي از دولتها در طول تاريخ و تا به امروز از آن استفاده كرده اند، اصطلاح «صلح رومي (Pax Romana)» است. وي مي گفت كه دولت روم با هيچ دولتي سر جنگ ندارد و تجاوزي از ناحيه روم صورت نمي گيرد و جنگهايي كه انجام مي شود، تنها به خاطر صلح و حفظ امنيت اتباع روم است و تعرض محسوب نمي شوند!.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 19:23  توسط باباجون  | 

یک محموله اشیای تاریخی و عتیقه به حجم تقریبی پنج هزار و 800 کیلوگرم که قرار بود توسط دیپلمات آرژانتینی از ایران خارج شود، کشف و ضبط شد.

ادامه مطلب اینجا
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 21:33  توسط باباجون  | 

تنها فرمانروای زن فارس در انزوای مطلق ؛ متروکه ای از مقبره "آبش خاتون"

مقبره "آبش خاتون" تنها فرمانروای زن فارس و چهارمین پادشاه زن در دولتهای اسلامی در حالی در کوچه پس کوچه های شهر شیراز قرار دارد که به دلیل بی توجهی و غفلت، به یک ساختمان متروکه و پناهگاهی برای پرندگان تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار مهر در شیراز، در یکی از کوچه پس کوچه های جنوب شرقی شیراز نزدیک به میدان دفاع مقدس (میدان خاتون) بنایی قرار گرفته که مربوط به آبش خاتون تنها فرمانروای زن استان فارس بوده که در سال 662 قمری بر این ایالت حکمرانی می کرده که گفته می شود وجه تشابه شهرت فلکه خاتون به سبب قرار گرفتن مقبره وی در آنجاست.

وی دختر" سعد بن ابی بکربن سعید زنگی" و ترکان خاتون، زن پسرهلاکو خان مغول و آخرین اتابک از خاندان سلغریان است. این زن سال 662 قمری فرمانروای فارس بوده و بر اساس مستندات موجود او در زمان حکمرانی خود فعالیتهای زیادی برای پیشرفت شهر انجام داده است.

در سال 661 قمری، سلجوق شاه سلغری با دسیسه ترکان خاتون و یاری سران شول و ترکمان از دژ استخر رهایی یافته و حکومت شیراز را در دست گرفت و از بیم نفوذ و فتنه انگیزی های ترکان خاتون نخست وی را به همسری خویش درآورد و سپس چندی بعد وی را به قتل رسانید.

هلاکوخان مغول با آگاهی از قتل ترکان خاتون و سرداران مغولی در شیراز لشکری به قصد سرکوب سلجوق شاه روانه آن شهر کرد، سلجوق شاه که توان برابری نداشت گریخت و پس از پنج ماه حکومت در سال 662 قمری در کنار دژ سپید به دست مغولان کشته شد و خواهر مهترش سلغم را که در دژ سپید محبوس بود بیرون آرودند و آبش را در همان سال به حکومت رساندند. آبش در سال 684 ق یا 1286 میلادی درگذشت.

آبش مانند دیگر سلغریان ‌آثاری ‌از خویش ‌در شیراز به ‌جا نهاد که


ادامه مطلب اینجا
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 22:46  توسط باباجون  | 

كشف زيستگاه‌ انسان‌هاي نخستين در قم

مربي دانشكده زمين‌شناسي دانشگاه اصفهان گفت: نخستين پي‌جويي صحرايي موزه گروه زمين‌شناسي نتيجه داد و موفق شديم آثاري از زيستگاه‌هاي انسان‌هاي اوليه را در ساحل درياچه قم كشف كنيم.

محمد علي مكي‌زاده امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اصفهان افزود: زيستگاه‌هاي انسان‌هاي نخستين 30 تا70 هزار سال پيش در ساحل درياچه قم كشف شد.

وي اظهار داشت: سفر پژوهشي گروه زمين‌شناسي به پهنه استان قم انجام شد كه اين سفر براي گردآوري نمونه‌هاي موزه‌اي و شناسايي سوژه‌هاي پژوهش‌هاي تحصيلات تكميلي بود.

مربي دانشكده زمين‌شناسي دانشگاه اصفهان تصريح كرد: در اين سفر پژوهشي كه با مساعدت اداره صنايع و معادن قم انجام شد نمونه‌هاي ژاسب قرمز ـ قهوه‌اي از ولكانيك‌هاي درياچه قم جمع‌آوري شد.

وي اظهار داشت: هنگام جمع‌آوري اين نمونه‌ها ابزار‌هاي دست ساخته انسان‌ها‌ي پارينه سنگي مياني نيز تشخيص داده شد در ميان اين ابزار‌ها تيغك‌هاي برش و هستك‌هاي مخروطي شاخص بودند.

مكي‌زاده اضافه كرد: به نظر مي‌رسد اين انسان‌هاي فوق در زماني مي‌زيسته‌اند كه درياچه قم پر آب بوده و شرايط براي زندگي آنان در اين محيط مساعد بوده است.

اين تحقيقات توسط بخش ژئوآركئولوژي موزه گروه زمين‌شناسي دانشگاه اصفهان ادامه دارد.

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=54619
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 23:11  توسط باباجون  | 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان فارس، در جنوب شرق شهر قادرآباد فارس دشتي به‌نام دشت احمدبيگي وجود دارد كه از قسمت غرب و شمال غرب به رشته كوهي منتهي مي‌شود كه به‌نام دوزاغون معروف است و بيش از 34 گور توده سنگي دارد.
قبور مربوط به‌دوره فراهخامنشي و ساساني است و به‌نام خرفت‌خانه يا سنگر معروف است كه به‌‌نام كوه آن معروف شده است.
شكل و فرم اين گورهاي سنگي مانند يك منشور است و در ساخت آن از سنگ استفاده شده است، بدين صورت كه ابتدا مرده را به صورت دست و پا جمع (جنيني) در حالي كه سرش رو به شرق است در روي زمين و يا در روي كوه قرار داده و دور تا دور مرده را يك سنگ‌چين كوچك دايره‌اي و يا بيضي شكل به ارتفاع نيم تا دو متر مي‌ساختند و اطراف آن‌ را سنگ مي‌ريختند تا به‌شكل يك هرم كوچك در‌آيد و روي گور را با لاشه سنگ در اندازه‌هاي مختلف مي‌پوشاندند.
اين گورهاي هرمي‌شكل در اندازه‌هاي بزرگ و كوچك ديده مي‌شود و بزرگترين اين گورها در روي كوه‌هاي شمال بخش مشهد مرغاب (تنگ حنا) شناسايي شد كه در ابعاد 12 در 12 متر و به‌ ارتفاع حدود 5/2 متر است و كوچكترين گور در قسمت‌هاي جنوبي تنگدشت علفي قادر‌آباد به ابعاد حدود دو در دو و به ارتفاع كمتر از يك مترشناسايي شد.
مصالح به‌كار رفته در ساخت اين قبور عموماً از سنگ است و در ساخت بعضي از قبور فقط از سنگ استفاده شده و در بعضي ديگر از مخلوط سنگ و خاك استفاده شده است و گورهايي كه در ساخت آنها از سنگ و خاك استفاده شده، كوچكتر از گورهاي فوق و احتمالاً متعلق به اشكانيان است كه در اين منطقه بوده و داراي عقيده مهرپرستي بوده‌اند.
عشاير و مردم اين منطقه از اين گورها به‌عنوان سنگر (با توجه به‌شكل و نحوه قرار گرفتن آنها در روي كوه) و يا خرف‌خانه (كه بيشتر عشاير منطقه به آن عقيده دارند و معتقدند كه وقتي شخصي پير و ازكار‌افتاده مي‌شد، او را در اين سنگ‌چين‌ها قرار مي‌دادند و براي او آب و غذا مي‌گذاشتند و چند سكه و زيورآلات وي را در كنار او مي‌گذاشتند تا به‌مرور زمان از گرسنگي و تشنگي بميرد) نام مي‌برند.
ديويد استروناخ در كتاب پاسارگاد، از پيدا شدن يك قمقمه لعابدار و چند سكه در يكي از اين قبور مي‌نويسد، ولي در اين بررسي‌ها چند گور مورد پژوهش و بررسي قرار گرفت كه مقداري استخوان انساني و حيواني و قطعاتي از سفال نخودي ساده با شاموت كاه بسيار ريز و همچنين چند قطعه سفال جلينگي و قطعاتي از يك خمره با شاموت شن درشت يافته شد.
در ميان گورهاي سنگي سه گور متفاوت شناسايي شد كه ساختار كلي آن به‌شكل سنگ‌چين هرمي شكل است امّا شكل تدفين در آن متفاوت است. تدفين در اين گورها در سنگ‌چين‌هاي دايره‌اي شكل صورت گرفته است به اين صورت كه ابتدا سنگ‌چين دايره‌اي شكلي به‌قطر نيم تا 20/1 متر و به ارتفاع يك تا 5/1 متر ساخته شده و بعد كه جسد را در آن قرار دادند (طبق اعتقادات مهر پرستي) روي آن را با تخته سنگ پوشانده و بعد از آن پيرامون گور را كه برروي سطح خاك قرار دارد آنقدر سنگ مي‌ريختند تا به‌شكل يك هرم يا منشور كوچكي درآيد و كف اين نوع قبور برروي خاكي قرار دارد كه قرمز رنگ است.
اين اثر در سال 1383 توسط باستان‌شناسان مورد بررسي قرار گرفت و نتيجه كار در گزارشي به‌نام بررسي باستان‌شناسي مشهد مرغاب در آرشيو مركز مطالعات پاسارگاد موجود است.
اين اثر تاريخي به‌شماره 23270 ثبت و به‌فهرست آثار ملي ايران پيوسته است و هم‌اكنون تحت حفاظت و صيانت اين سازمان ميراث فرهنگي است.

http://www.ravayat.ir/shownews.asp?c=0&id=4238

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:57  توسط باباجون  | 

اعلام تلویحی اوباما در قاهره:
ماجرای مصدق به جای گروگانگیری توسط ایرانی ها
البته فائق آمدن بر چندین دهه بی اعتمادی بین دو کشور آسان نیست اما می توان با شهامت، صداقت و عزم راسخ در این راه گام برداشت و افزود که اگرچه مسایل متعددی برای گفتگو بین دو کشور وجود دارد، اما ایالات متحده آماده است بدون پیش شرط و بر اساس احترام متقابل، در این مسیر گام نهد.
سرویس بین الملل "تابناک"- رئیس جمهوری آمریکا با سخنرانی در دانشگاه قاهره، پایتخت مصر، دیدگاه های خود را در مورد جهان اسلام، روابط غرب و ایالات متحده با مسلمانان، و راه های گسترش و بهبود این روابط از جمله با ایران را تشریح کرد.

به گزارش خبرنگار "تابناک"، باراک حسین اوباما در بخشی از سخنان خود که به روابط آمریکا و ایران اختصاص داشت، به تحولات تاریخی در روابط دو کشور و اختلاف بر سر برنامه های هسته ای ایران پرداخت و با تاکید بر "علاقه مشترک آمریکاییان و مسلمانان به موضوع حقوق و مسئولیت کشورهای مختلف در زمینه جلوگیری از گسترش جنگ افزارهای هسته ای،" گفت که برنامه هسته ای ایران منشا تنش بین ایالات متحده و این کشور بوده است.

اوباما گفت که برای چندین سال است که ایران مخالفت با آمریکا را وجه مشخصه خود قرار داده اما تاریخچه روابط بین دو کشور فراز و نشیب های فراوانی داشته است.

رئیس جمهوری آمریکا سعی کرد بدون آنکه از اقدام کشورش در سقوط دولت مصدق عذرخواهی کند آن را با موضوع گروگانگیری آمریکایی ها در جریان تسخیر لانه جاسوسی پیوند زده و این دو را در مقابل هم قرار دهد.

اوباما با اشاره به سقوط دولت دکتر محمد مصدق، گفت: در میانه جنگ سرد، دولتی که به شیوه ای دموکراتیک در ایران انتخاب شده بود سرنگون شد و ایالات متحده در سقوط این دولت نقشی ایفا کرد.

وی گفت که پس از وقوع انقلاب اسلامی، ایران در گروگانگیری و اقدامات خشونت آمیز علیه نظامیان و شهروندان غیرنظامی آمریکا دست داشته است و افزود: "همگان از تاریخجه این تحولات آگاهی دارند اما به جای اینکه ما اسیر گذشته ها باقی بمانیم، برای رهبران و مردم ایران روشن ساخته ایم که کشور من آماده است به پیش حرکت کند."

رئیس جمهوری آمریکا افزود سئوالی که اکنون مطرح است این نیست که ایران با چه چیزی ضدیت دارد بلکه سئوال این است که این کشور مایل است چه آینده ای بنا سازد.

اوباما گفت : البته فائق آمدن بر چندین دهه بی اعتمادی بین دو کشور آسان نیست اما می توان با شهامت، صداقت و عزم راسخ در این راه گام برداشت و افزود که اگرچه مسایل متعددی برای گفتگو بین دو کشور وجود دارد، اما ایالات متحده آماده است بدون پیش شرط و بر اساس احترام متقابل، در این مسیر گام نهد.

رئیس جمهوری آمریکا ادامه داد: در عین حال، برای همگان آشکار است که تا آنجا که به تسلیحات هسته ای مربوط می شود، ما به نقطه ای تعیین کننده رسیده ایم و افزود که جلوگیری از بروز مسابقه تسلیحات هسته ای در خاورمیانه که می تواند منطقه و جهان را به مسیری خطرناک بیاندازد، تنها به نفع آمریکا نیست.

وی در ادامه سخنان خود در دانشگاه قاهره افزود، می تواند نظر کسانی را درک کند که می گویند چرا بعضی کشورها سلاح هسته ای دارند اما دیگران از این تسلیحات محروم هستند ،و تاکید کرد که هیچ کشور خاصی نباید تعیین کند کدام ملت ها باید دارای سلاح هسته ای باشند و کدام کشورها باید از این تسلیحات محروم بمانند و به همین دلیل هم قویا بر تعهد آمریکا به پیشروی به سوی جهانی عاری از تسلیحات هسته ای تاکید دارد.

اوباما افزود :هر ملتی، از جمله ایران، باید از حق دسترسی به توانایی هسته ای صلح آمیز برخوردار باشد به این شرط که به مسئولیت های خود در چارچوب پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای عمل کند.

رئیس جمهوری آمریکا ابراز امیدواری کرد که تمامی کشورهای منطقه به تعهداتی که در چارچوب اپن پیمان دارند عمل کنند.
اوباما در سخنان خود گفت که در حال حاضر بین ایالات متحده و مسلمانان در نقاط مختلف جهان تنش هایی وجود دارد که بخشی از آن ناشی از سوابق تاریخی و بخشی دیگر نتیجه تحولات و تغییراتی است که در سال های اخیر روی داده است.

از جمله تحولات سال های اخیر، وی به ظهور افراط گرایی اسلامی و عملیات خشونت آمیز گروه های تندرو، از جمله حملات انتحاری یازدهم سپتامبر سال 2001 در آمریکا اشاره کرد که، به باور او، سوء ظن برخی از آمریکاییان و به طور کلی، غربی ها را نسبت به برخی مسلمانان برانگیخته است.

رئیس جمهور آمریکا گفت که در مقابل، وقایعی مانند عملیات نظامی نیروهای به رهبری آمریکا علیه رژیم طالبان در افغانستان و حمله به عراق باعث شده است تا زمینه ای برای تبلیغات منفی علیه اهداف ایالات متحده در جهان اسلام فراهم آید.

اوباما همچنین از جنگ افغانستان دفاع کرد و گفت که این عملیات با شرکت چهل و شش کشور به منظور مقابله با افراط گرایی و تروریسم به اجرا گذاشته شده و هدف آن کسانی بوده است که نه تنها مردم آمریکا، بلکه مسلمانان را نیز هدف حمله قرار داده اند و تعالیم قرآن در مورد محترم شماردن جان افراد بی گناه را نادیده گرفته اند.

اما اوباما تلویحا جنگ عراق را محکوم کرد و گفت:در مورد عراق، برخلاف جنگ افغانستان، عملیات نظامی علیه عراق بر مردم آمریکا تحمیل نشد بلکه ایالات متحده به اختیار خود ورود به این جنگ را انتخاب کرد و به همین دلیل هم در این مورد نه تنها در آمریکا، بلکه در سرتاسر جهان اختلاف نظر وجود داشته است.

رئیس جمهوری آمریکا در عین حال گفت که به اعتقاد وی، با وجود مشکلاتی که جنگ عراق در پی آورده، وضعیت مردم عراق در حال حاضر از شرایط آنان تحت حکومت استبدادی صدام حسین بهتر است هر چند جنگ عراق به آمریکا نیز آموخته که لازم است در اقدامات آینده خود، نخست در صدد کسب توافق و حمایت بین المللی برآید.

او بخش دیگری از سخنان خود را به بحران خاورمیانه اختصاص داد و گفت که لازم است رنج مردم فلسطین پایان یابد و افزود که راه حل منصفانه برای این بحران، تاسیس کشور مستقل فلسطینی و همزیستی آن با اسرائیل است به نحوی که مردم اسرائیل نیز از امنیت و ارتباط سازنده با سایر کشورها برخوردار باشند.

اوباما در این سخنرانی به مساله بحث برانگیز گسترش دموکراسی نیز پرداخت و ضمن تاکید بر اینکه در تعهد ایالات متحده به حمایت از نظام های مبتنی بر اراده مردم استوار است، بر این باور است که هیچ ملتی نمی تواند و نباید نظام مورد نظر خود را بر کشور دیگری تحمیل کند.

باراک اوباما در بخش های دیگری از این سخنرانی دیدگاه های خود در زمینه حق برخورداری از آزادی مذهب در تمامی کشورها و برای پیروان تمامی ادیان و مذاهب و همچنین از حقوق زنان را هم مطرح ساخت.
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 12:24  توسط باباجون  | 

 

نخستین پادشاه ایران

دیاکو : ایران را پرورانده و ساختم تا پناهگاه آزادگان باشد

بهار سال 728 پیش از میلاد بود جهان در تب و تاب ایجاد و زایش بزرگترین تمدن تاریخ خویش قرار داشت . سواران بسیاری به سوی هگمتانه روان بودند همه بر این باور که باید دست در دست یکدیگر کشوری یگانه را بنا نهند . در این بین جوانی خوش سیما و بلند نظر نگاه همه ریش سفیدان را شیفته خود ساخته بود همه ایمان داشتن او می تواند چنین کار بزرگی را به سامان برساند .
دیاکو از تیره ماد ( یکی از سه تیره ایرانی پارت ، ماد و پارس )بود مردم او را به خردمندی و دادگستری می شناختند و برای بر طرف شدن دعاوی بزرگ خویش از او کمک می خواستند . ریش سفیدان سه تیره آریایی در فصل رویش شقایق های سرخ ، دیاکو نخستین فرمانروای ایران را برگزیدند . در آن مجلس دو زن هم در میان ریش سفیدان و بزرگان بودند که هر دو از تیره پارت و پهلوی بودند سه روز پس از انتخاب دیاکو به فرمانروایی از نزدیک با او دیدار کردند و به او گفتند در آشور زنان تحت فشار سارگون (سارگن) هستند و هیچ حقی ندارند آیا تو هم به آن راه خواهی رفت که اگر اینطور باشد دوستی میان ما نیست دیاکو با وجود جوانی گفت ایران سرزمین آزادگان خواهد بود در آزادگی و وارستگی هر که بلندتر باشد میدان بزرگتری در اختیار خواهد داشت .
دیاکو 53 سال پادشاهی کرد و همه در او دادگستری و گذشت را به نیکی دیدند چنانچه ارد بزرگ اندیشمند نام آشنای کشورمان می گوید : خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . دیاکو توانست با پادشاهی شایسته خویش پایه اتحاد جاودانه سه تیره بزرگ آریایی ایران را بریزد که امروز همه ما به این همبستگی افتخار می کنیم .

یاسمین آتشی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 13:1  توسط باباجون  | 

 

مازیار و بانو گلدیس

نقشی که بر دیوارهای تخت جمشید می تراشیم همه عشق است

تمیستوکل پادشاه یونان در آرزوی کاخی به زیبایی تخت جمشید بود یکی سرداران خویش که زبان ایرانیان را می دانست فرا خواند و به او گفت شنیده ام سنگ تراشی بنام مازیار و شاگردش بانو گلدیس پرسپولیس را همچون جواهرات تراش داده اند آنهم به گونه ایی که پیک های سرزمینهای دیگر از این همه زیبایی در شگفت شده اند به ایران رو و به هر گونه که امکان دارد این دو را به یونان بیاور می خواهم آنها پرسپولیس زیباتری در آتن بسازند . آن فرمانده یونانی با چند سرباز دیگر با تن پوشی ایرانی به سرزمین ما آمده و پس از چندی با دو هنرمند ایرانی بازگشت . در حالی که دست های آنها بسته ، رویشان زرد و بسیار نحیف و لاغر شده بودند . تمیستوکل دستور داد دست های آنها را باز کنند و به آنها گفت می خواهم هنرمندان یونانی را آموزش دهید و با کمک آنها کاخی باشکوه تر از پرسپولیس برایم بسازید .
مازیار سالخورده گفت نقشی که بر دیوارهای تخت جمشید می تراشیم همه عشق است ما نمی توانیم خواسته شما را انجام دهیم پادشاه یونان تمیستوکل برافروخت و آن دو را به زندان افکند . مازیار و بانو گلدیس یک سال در بدترین شرایط شکنجه شدند اما برای اجنبی خدمتی نکردند تا اینکه خشایارشاه پس از شکست دادن یونان و فتح آتن آن دو هنرمند دلیر و میهن پرست ایرانزمین را آزاد و به همراه خود به ایران بازگرداند و به هر دوی آنها هدیه های ارزشمندی داد .
آن هنرمندان نسبت به سرزمین خویش وفادار بودند چرا که پی به قدرت هنر برده بودند به سخن ارد بزرگ اندیشمند برجسته ایرانزمین : در بلند هنگام هیچ نیرویی نمی تواند در برابر فرهنگ و هنر ایستادگی کند .
مازیار و بانو گلدیس مایه فر و شکوه سرزمین ما هستند و از این روست که این نخستین نام های تاریخ هنر ایران بسیار دوست داشتنی هستند .
پادشاه ایران خشایارشا پس از بازگشت از آتن در تخت جمشید نوشت : داریوش را پسران دیگری بودند٬ ولی چنان که اهورامزدا را کام بود٬ داریوش٬ پدر من٬ پس از خود٬ مرا بزرگ‌ترین کرد. هنگامی که پدر من داریوش از تخت کنار رفت٬ به خواست اهورامزدا من بر جای‌گاه پدر شاه شدم. هنگامی که من شاه شدم٬ بسیار ساختمان‌های والا ساختم. آن چه را که به دست پدرم ساخته شده بود٬ من آن را پاییدم و ساختمان دیگری افزودم. آن چه را که من ساختم و آن چه که پدرم ساخت آن همه را به خواست اهورامزدا ساختیم.

یاسمین آتشی

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 15:28  توسط باباجون  | 

 

چه کسی جای چه کسی نشسته؟

می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس درماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست. قبل از شروع جلسه یکی
دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل نگرفت و روی همان صندلی نشست.
جلسه داشت شروع می شد و هیات نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد.
جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست.
کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی انگلیس کدام است؟ نه آقای رییس، خوب می دانیم جایمان کجاست اما راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی
چه. او اضافه کرد که سال های سال است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست.
با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت و در نهایت هم انگلستان محکوم شد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:23  توسط باباجون  |