|
بابا جون تاریخ
|
||
|
تاربخ ایران و جهان |
مصر
براساس این طرح کشور مصر به 4 کشور کوچک تقسیم میشود:
1- سیناء وشرق دلتا که "تحت نفوذ و کنترل یهود" خواهد بود تا گامی برای تحقق رویای از نیل تا فرات رژیم صهیونیستی برداشته شود.
2- کشور مسیحی به پایتختی اسکندریه؛ این از جنوب با بنی سویف تا جنوب اسیوط و از غرب تا فیوم کشیده شده وحتی ممکن است خود شهر فیوم را نیز شامل شود. این کشور در امتداد خط بیابانی با گذر از دشت نطرون ادامه مییابد تا این منطقه را به اسکندریه مرتبط کند.
3- کشور نوبه: که با پیوستن اراضی شمال سودان به آن به پایتختی شهر "أسوان" تشکیل میشود. کشور از نوبه صعید مصر تا شمال سودان را دربرگرفته تا کشور نوبه در منطقه صحراى بزرگ را تشکیل دهد و با کشور بربرها که از جنوب مغرب تا دریای سرخ تشکیل خواهد شد،همجوار شود.
4- مصر اسلامی به پایتختی قاهره که در واقع از بازمانده مصر تشکیل میشود و البته تحت نفوذ و سیطره اسرائیل خواهد بود.
سودان
بنابر طرح ارائه شده توسط برنارد لوئیس سودان نیز بسان مصر باید به 4 کشور کوچک تقسیم شود.
1- کشور نوبه که در واقع تکمیل کننده دولت نوبه مصر به پایتختی شهر أسوان است و اراضی سودان به این کشور ملحق میشوند.
2- کشور اسلامی سودان در شمال.
3- کشور مسیحی جنوب سودان که جدایی خود را با برگزاری همهپرسی دروغینی اعلام خواهد کرد (و در عمل نیز ملاحظه کردیم که براساس این طرح کشور سودان جنوبی پس از برگزاری همهپرسی با جدایی از سودان در 9 ژوئیه 2011 تشکیل شد).
4- کشور دارفور که توطئهها برای جدا کردن آن از سودان بویژ پس از جدایی جنوب سودان تشدید شده است، درحالیکه یابد توجه داشت منطقه دارفور منطقهای غنی و سرشار از اورانیوم و طلا و نفت است.
کشورهای شمال آفریقا
تجزیه لیبی، الجزایر و مغرب با هدف تشکیل:
1- کشور بربر که در امتداد کشور نوبه مصر و سودان خواهد بود.
2- کشور پولیساریو.
3- و مابقی اراضی برجای مانده همان کشورهای کوچک شده مغرب و الجزایر و تونس و لیبی را دربرخواهد گرفت.
شبه جزیره عربستان و خلیج فارس
محو کویت و قطر و بحرین و پادشاهی عمان و یمن و امارات متحده عربی از نقشه بگونهای که شبه جزیره عربستان و خلیج فارس تنها سه کشور را دربرگیرد:
1- کشور شیعی احساء که کویت و امارات و قطر و عمان و بحرین را دربرمیگیرد.
2- کشور سنی نجد .
3- کشور سنی حجاز.
عراق
تجزیه عراق براساس پایهها و اصول عرقی و نژادی و مذهبی و دینی بشکلی که در سوریه عهد عثمانی بوقوع پیوست، صورت میگیرد و از تجزیه این کشور 3 کشور کوچک تشکیل خواهد شد.
1- کشور شیعی در جنوب که حوالی بصره تشکیل میشود.
2- کشور سنی در مرکز عراق که حوالی بغداد تشکیل میشود.
3- کشور کردستان در شمال و شمال شرقی عراق که حوالی شهر کردنشین موصل تشکیل میشود و بخشهایی از مناطق کرد نشین ایران و سوریه و ترکیه و اتحاد شوروی سابق را دربرمیگیرد.
توجه به یک نکته اساسی
در اینجا لازم است، به یک نکته مهم اشاره کرد، مجلس سنای آمریکا در 29/9/2007 به شرطی با عقبنشینی نیروهای آمریکایی از عراق موافقت کرد که بغداد با تشکیل سه کشور که در سطور بالا به آنها اشاره شد، موافقت کند و از مسعود بارزانی خواست برای تعیین سرنوشت منطقه کردستان به پایتختی شهر نفتخیز کرکوک در این منطقه همه پرسی برگزار کند و معروف است که فرمان پریمر و متحدانش در عراق خواستار تشکیل ایالتهایی خودمختار در عراق برپایهای طایفهای بودند که سه ایالت شیعیان در جنوب و سنیها در مرکز و کردها در شمال را دربرمیگیرد.
سوریه
براساس طرح تفکیک لوئیس سوریه نیز باید برپایه اصول و مبادی مذهبی و عرقی و نژادی به 4 کشور کوچک تقسیم شود.
1- کشور علوی شیعیان در امتداد سواحل.
2- کشور سنیها در منطقة حلب.
3- کشور سنیها در دمشق.
4- کشور دروزیها در جولان و لبنان ( این کشور از اراضی جنوب سوریه و شرق اردن و اراضی لبنان تشکیل میشود).
لبنان
بر پایه طرح تقسیم جهان اسلام و عرب برنارد لوئیس از تقسیم لبنان 8 کشور کوچک نژادی و مذهبی به شرح زیر بدست میآید:
1- کشورسنی درشمال به پایتختی طرابلس.
2- کشور مارونی در شمال به پایتختی جونیه.
3- کشور علوی دشت بقاع به پایتختی بعلبک که تحت نفوذ سوریه شرق لبنان قرار خواهد داشت.
4- کشور بین المللی بیروت.
5- کشور فلسطینی اطراف صیدا تا رود لیتانی که سازمان آزادیبخش فلسطین بر آن حاکم خواهد بود.
6- کشور کتائبیها در جنوب که مسیحیان و یک و نیم میلیون نفر از شیعیان لبنان را دربرمیگیرد.
7- کشور دروزیها که از بخشهایی از اراضی لبنان و سوریه و فلسطینی اشغالی تشکیل خواهد شد.
8- کشور مسیحی که تحت نفوذ اسرائیل خواهد بود.
ایران و پاکستان و افغانستان
این سه کشور باید به 10 کشور کوچک و تضعیف شده نژادی تقسیم شود:
1- کردستان.
2- آذربایجان.
3- ترکستان.
4- عربستان.
5- ایرانستان (از مابقی ایران پس از تقسیم تشکیل خواهد شد).
6- بوخونستان.
7- بلوچستان.
8- افغانستان (از ما بقی افغانستان پس از تقسیم تشکیل خواهد شد).
9- پاکستان (از ما بقی پاکستان پس از تقسیم تشکیل خواهد شد).
10- کشمیر.
ترکیه
جدا کردن بخشی از اراضی آن و الحاق آن به کشور کردستان عراق.
اردن
محو اردن و اعطای آن به تشکیلات خودگردان فلسطینی.
فلسطین
محو کامل این کشور و ملت فلسطین ( به نقشه اسرائیل بزرگ نگاه کنید).
یمن
محو کامل موجودیت کشور یمن چه شمال و چه جنوب و الحاق آن به کشور حجاز.
اگرچه بنظر می رسد بیداری اسلامی بتواند مانعی برای این طرح استعماری باشد اما مصادره این انقلابها می تواند راه را برای آینده طرح آمریکا و اسراییل فراهم کند.

مهر:بدیعه دشتی با بیان اینکه مدارکی دارم که نشان می دهد برپایه دانسته های تاریخی و تایید کامل شواهد امر این کشتی در ایران است به خبرنگار مهر گفت: بر اساس منابع موجود، داستان طوفان حضرت نوح 27 هزار سال پیش اتفاق افتاده است این در حالی است که رده های آبی خشک شده در منطقه جم تاریخی بیشتر از آن را نشان می دهد.
وی با بیان اینکه اکنون می توان این تاریخ را برای قدمت آثار موجود در این کوه پذیرفت ادامه داد: چون دریای ایران( خلیج فارس و دریای عمان) در آن زمان تا کوهپایه می رسیده است اطلاق نام کشتی به این کوه دست تراشیده و نیز انتساب اختراع کشتی به زمان جمشید جم عینیت و سندیت می یابد.
دشتی گفت: برخی کشورهایی که ادعای حضور کشتی نوح را در سرزمینشان دارند توانسته اند که با ادعای مردود گردشگران زیادی را به سوی خود جذب کنند. یکی از این کشورها ترکیه است که ادعا می کرد کشتی نوح در کوه آرارات واقع شده و تنها سند خود را نمایی از کوه به شکل هلال یک کشتی ارائه می کند.
این پژوهشگر ادامه داد: اسفندیار رحیم مشایی، رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی نیز در یکی از سخنرانی خود در تاریخ پانزدهم شهریور سال 86 ادعای برخی کشورها مبنی بر وجود این کشتی در کوه آرارات را مردود اعلام کرد. غیر از او مسئولان کشورهای دیگر مانند واتیکان نیز این فرضیه را در سال 1993غیر مستند خوانده اند.
به گفته دشتی، دکترین او درباره حضور کشتی نوح در ایران و دیگر کشفیاتش در منطقه جم استان بوشهر هنوز از نظر علمی و از سوی هیچ مقام رسمی در داخل و خارج کشور رد نشده است.
دشتی معتقد است که می تواند مدارک خود را برای کسانی که ادعای رد این مسئله را دارند ارایه و در محافل جهانی از نظریه خود دفاع کند. او همچنین از سال 1374 تا کنون مقالاتی در سطح بین المللی با این موضوع ارائه کرده است.
دشتی تا کنون موفق به کشف آثار و کشفیات مهمی در منطقه جم استان بوشهر مانند جام جهان نما، نخستین تلسکوپ جهان و شناسایی اولین جهان متمدن در منطقه ای به وسعت سه هزار کیلومتر مربع شده است.
پیش از این نیز یک پژوهشگر با استناد به باور مردمی اعلام کرده بود که کشتی نوح در ارتفاعات کوه زاگرس پهلو گرفته است این درحالی است که تا کنون سازمان میراث فرهنگی هنوز نسبت به این ادعاها هیچ پاسخی نداده است.
http://www.alborznews.net/fa/pages/?cid=37786

منطقه ي حضور ماياها
مردمي که در جامعه ي مايايي ساکن بودند، مهارت پيشرفته ي در نوشتن داشتند و در ساختن شهرها و مدنيت توانايي عجيبي پيدا کرده بودند. مايايي ها احتمالا بخاطر اهرام و ساختمانهاي بزرگ ديگري که ساخته اند معروف شده اند.
مردم ميا در فرهنگ امريکي مرکزي تأثير زيادي داشته اند، نه فقط از طريق تمدن خويش، بلکه با جوامع بومي که در اين منطقه تشکيل داده اند. در حال حاضر هنوز شمار زيادي از ماياها هنوز زنده اند و سنن باستاني خود را ادامه مي دهند.
مايايي ها از تقويم هاي مختلفي استفاده مي کردند و زمان را بعنوان گردش هايي روحاني در نظر مي گرفتند. از آنجايي که اين تقويمها استفاده هاي عملي زيادي داشتند، مثل: کاربردهاي اجتماعي، کشاورزي، اقتصادي و... ، به عنصر مذهبي قوي ي تبديل شده بودند. اين کاملا با تقويم ميلادي جديد متبين است که تنها داري معاني اجتماعي و اقتصادي است.
بيشتر تقويمهاي مايايي کوتاه بودند. تقويم تزولکئين (Tzolk"in) در 250 روز تمام مي شد و تقويم هاآب (Ha"ab) طول سال را 365 روز درنظر مي گيرد. مايايي ها اين دو تقويم را با هم ترکيب کردند تا تقويمي به نام «گرد تقويم» (Calandar Round) تهيه نمودند: که برابر است با يک چرخه از 52 هاآب (تقريبا 52 سال که برابر طول تقريبي يک نسل است.) درون يک گرد تقويم چرخه هاي 13 و 20 روزه وجود دارد. واضح است که اين سيستم تنها زماني استفاده مي شود که 52 سال را 18980 روز واحد در نظر بگيريم. بعلاوه ي اين سيستمها، مايايي ها چرخه ي داشتند به نام «چرخه ي زهره». يشان با دقت زياد تقويمي شکل دادند که بر اساس موقعيت زهره در آسمان شب بود. وهمچنين ممکن است که آنها تقويمهاي مشابهاي براي سيارات ديگر هم داشته اند.
با استفاده از گرد تقويم هيچ گاه نمي توان سالي قديمي تر از 52 سال را مشخص کرد! پس چگونه مي توان تاريخ هاي طولاني را با استفاده از تقويم مايايي ها تعيين نمود؟
vپايان شمارش طويل = پايان دنيا؟
ماياها براي حل اين مشکل روشي ابتکاري بکار بردند. در نهايت تقويم آنها از دوره ي بلندي استفاده کرد که 5126 سال دارد. اين دوره بر اساس ملاحظات مذهبي، دوران قاعدگي، محاسبات رياضي روي اعداد 13 و 20 و همچنين اساطير اخترگويانه ايجاد شده است.
vولي اين تقويم چگونه کار مي کند؟
سال مبدأ در شمارش طويل مايايي در «0.0.0.0.0» آغاز مي شود. هر صفر از 0-19 تغيير مي کند که هرکدام نشاندهنده ي روزهاي مايايي است. مثلا اولين روز از شمارش طويل به صورت 0.0.0.0.1 نوشته مي شود. اين عدد ...

مجسمه آزادي يا تنديس آزادي (Statute Of Liberty) که نام رسمي آن Liberty Enlightening The World (آزادي روشنگر جهان) است در سال 1886 ميلادي توسط فرانسه به يالات متحده آمريکا هديه داده شد. (1) در 28 اکتبر آن سال «استيفن گراور کليولند» رئيس جمهوري وقت آمريکا مجسمه آزادي را در محل فعلي آن (دهانه رود هودسن - Hudson) در جزيره آزادي که تا محله منهتن شهر نيويورک دو هزار و ششصد متر و تا شهر جرسي سيتي يالت نيوجرسي 600 متر فاصله دارد قرار داد. اين مجسمه بنا بود در سال 1876 به مناسبت يکصدمين سالگرد استقلال آمريکا به اتمام برسد. ولي به علت پاره ي از مشکلات مانند حمل آن به آمريکا طولاني شدن جريان ساخت و ... با ده سال تأخير بر فراز آبهاي آتلانتيس ايستاد. اين مجسمه با دست راست خود مشعلي فروزان را بالي سر نگه داشته و در دست چپش نيز يک لوح سنگي وجود دارد که بر روي آن با شمارههاي رومي نوشته شده JULY IV MDCCLXXVIکه نشانگر 4 ژوئيه 1776 ميلادي (تاريخ استقلال آمريکا) است. (2)
مجسمه آزادي فقط يک تنديس ساده نبود. بلکه نماد رازگوني از يک جريان مخفي و مخوف بود که سالها بعد نبض حيات سياسي اقتصادي فرهنگي و نظامي جهان را به دست گرفت. لذا آنچه قرار است در اين جستار به آن پرداخته شود نگهاي جديد و از زاويه ي ديگر به اسرار پشت پرده مجسمه ي است که آنرا به اصطلاح تنديس آزادي مي خوانند.
سالها قبلتر از آن يک يهودي دريانورد به نام کريستوفر کلمپ با مشورت با محافل يهودي اسپانيا و با توجه به اطلاعات و شواهدي که از وجود سرزميني در آنسوي اقيانوس اطلس داشت با نيت پيدا کردن ارض موعود عهد عتيق سرزمين خالي از سکنه ي (!) را مي يابد (3) كه اندكي بعد مورد توجه پيوريتنهاي انگليسي قرار مي گيرد. اين مسيحيان يهودي به محض ورود به امريکا آنرا ارض موعود ناميده و بوميان آن سرزمين را کنعانيان پنداشته و تا جيي که مي توانند آنها را قتلعام میکنند. (4)
اولين کتابي که در امريکا به چاپ مي رسد «مزامير داوود» است. پيوريتنها نامهاي عبري بر فرزندان خيابانها و شهرهاي خود مي گذارند. تا جيي که بايد پسوند «DC» در نام شهر «Washington DC» را David Capital يعني (پيتخت داوود) دانست. (5) نهيتآ پس از مدتها جنگ داخلي سرانجام در چهارم ژوئيه 1776 اولين کشور تمام فراماسونري جهان يعني امريکا استقلال خود را اعلام مي نميد. بعد از يک قرن يعني درسال 1886 ميلادي فرانسه به مناسبت يکصدمين سالگرد استقلال امريکا مجسمه آزادي را در چند تکه مجزا توسط کشتي به امريکا هديه مي کند. (6)
طراح اصلي اين مجسمه «فردريک آگوسته بارتولدي» مجسمهساز ماسون فرانسوي بود. البته سازه دروني آن را «الکساندر يفل» مهندس فرانسوي برج يفل طراحي نمود. مهندسان و طراحان ديگري نظير «ژوزف پوليتزر» و «اوژن ويوله لودوک» نيز در جريان ساخت آن نقش داشتند. (7) ويژگي مشترک تمامي اين مهندسان و طراحان عضويت در لژهاي فراماسونري فرانسه بود. تا جيي که به عنوان مثال بسياري از نماد شناسان برج يفل را يک «ابليسک» فانتزي مي دانند. (8)
در ابتدا سازندگان فرانسوي آن اعلام نمودند که اين مجسمه نماد «تائيس» معشوقه اسکندر است. اما نکته ظريفي که در اين ميان ناديده ماند چيز ديگري بود که بعدها نشريه ماسون ترک آنرا فاش ساخت و آن شباهت بسيار زياد چهره اين مجسمه با «يسيس» اسطوره مصر باستان و الهه مورد تقديس ماسونها بود. بعدها فردريک بارتلدي در پاسخ به انتقاد افرادي که ...
پيشينه حاكميت ايران بر جزاير و بنادر شمال تا جنوب خليج فارس
از هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح (از بيش از چهار هزار سال پيش) تاكنون جزاير سهگانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك به همراه ديگر جزاير، بنادر و سواحل شمال و جنوب خليج فارس قلمرو حكومتهاي گوناگون ايراني بوده است. وجود نقشههاي باستاني حكومت هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان، سنگنبشتههاي متعدد، نامهاي نژاده پارسي اين مناطق، بيش از 23 نقشه رسمي و نيمهرسمي كه توسط دولتهاي بريتانيا و ديگر دول غربي در قرون گذشته به چاپ رسيده، نامههاي رسمي دولتي حكومتهاي گوناگون ايرانزمين و اسناد و كتابهاي تاريخي موجود در كتابخانههاي سراسر دنيا و بسياري اسناد ديگر، تعلق اين جزاير را به ايران به خوبي به اثبات ميرساند. از جمله كتابهاي تاريخي ميتوان به كتاب «محمود سديد كبابي بندر عباسي» اشاره كرد كه در آن اسناد جالب توجهي موجود است كه از آن ميان، ميتوان به سندي اشاره كرد كه در آن اجداد شیوخ فعلی شارجه و رأسالخيمه که چوپانی می کردند براي تعليف احشام خود در جزيره ابوموسي ـ كه به دليل مراتع سرسبز خود به «گت سبزو» نيز معروف بود ـ از حاكمان ايران اجازه ميگرفتند و پس از تعليف هم مراتب خدمتگزاري و سپاس خود را به ايرانيان اعلام ميداشتند.
ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك، سه جزيرهاي هستند كه با وجود اينكه وسعت چنداني ندارند، ولي از اهميت استراتژيك و منحصر به فردي برخوردارند. اين جزاير همچون زنجيرهاي دفاعي و امنيتي در جنوب ايران، در دهانه خليج فارس و تنگه هرمز همانند ناوگاني ثابت، هرگونه تحرك و عبور و مرور كشتيها به خليج فارس را در كنترل دارند.
در سال 1850 ميلادي بنا بر آمار انگليسيها، جمعيت ابوموسي از حدود شصت خانوار كه اغلب ايراني بودهاند، تشكيل شده بود و اندك خانوارهاي عرب ساكن آن از بندرلنگه به آنجا مهاجرت كرده بودند. تنب بزرگ مسكوني بوده و تنب كوچك يا تنب مار، با دو كيلومتر مربع وسعت، صخرهاي و هميشه خالي از سكنه بوده است. نام اين جزاير نيز ريشهاي ايراني دارد. ابوموسي، مخفف «بوم موسي» يعني خانه موسي بوده و تنب نيز تغييريافته واژه پارسي تنگستاني «تمب» به معناي تپه پشته و تل است..
استعمار بريتانيا در اوايل سده بيستم ميلادي همزمان با گسترش نفوذ و استيلاي خود در منطقه و نيز همگام با مرعوب كردن شيوخ باديهنشين حاشيه جنوب خليج هميشه فارس، جزاير بحرین ،تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي را اشغال كرد و به قبايل عرب تحتالحمايه خود سپرد، اما اين امر بلافاصله با اعتراض رسمي دولت ايران روبهرو شد و همه دولتهاي ايران در سالهاي اشغال همواره با كوششهاي پيگير، با اعتراضات رسمي مكتوب، حتي با بازديد و نصب پرچم سهرنگ ايران بر اين جزاير، بر حق حاكميت سرزمين ايران بر اين جزاير پاي ميفشردند، تا اينكه در پي يك معامله ننگين كه هيچگاه توسط ملت ايران به رسميت شناخته نشد، در تاريخ 24 ارديبهشت 1349، بحرين با یک همه پرسی غیر قانونی از پيكره ميهن جدا شد . همزمان با خروج استعمار انگليس از خليج فارس در سال 1971 ميلادي (1350 شمسي) طي تفاهمنامهاي با شيخنشين شارجه و با ميانجيگري انگلستان، جزيره ابوموسي پس از 68 سال اشغال توسط بيگانه، به مام ميهن بازگشت و جزاير تنب بزرگ و تنب كوچك نيز با توافق غيرمكتوب با بريتانيا به ايران بازگردانده شدند، چراكه بنا بر ديدگاه دولت وقت ايران، هرگونه توافق مكتوب با بريتانيا ممكن بود در مورد حاكميت مطلق ايران بر دو جزيره تنب، جاي ترديد باقي بگذارد..
تصویر حضور یافتن خفت بار میرزا محمدرضا قزوینی سفیر ایران در عهد فتحعلیشاه،در مقابل ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه در فين كنشتاين و امضای معاهده ای با همین نام با ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه در تاریخ بیست و هفت آوریل 1807 میلادی به قلم فرانسوا هنری مولارد فرانسوی.

برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر روی لینک زیر کلیک کنید
اینجا کلیک کنید
|
|