تبليغاتX
بابا جون تاریخ
 
بابا جون تاریخ
 
 
تاربخ ایران و جهان
 

مصر

براساس این طرح کشور مصر به 4 کشور کوچک تقسیم می‌شود:
1- سیناء وشرق دلتا که "تحت نفوذ و کنترل یهود" خواهد بود تا گامی برای تحقق رویای از نیل تا فرات رژیم صهیونیستی برداشته شود.
2- کشور مسیحی به پایتختی اسکندریه؛ این از جنوب با بنی سویف تا جنوب اسیوط و از غرب تا فیوم کشیده شده وحتی ممکن است خود شهر فیوم را نیز شامل شود. این کشور در امتداد خط بیابانی با گذر از دشت نطرون ادامه می‌یابد تا این منطقه را به اسکندریه مرتبط کند.
3- کشور نوبه: که با پیوستن اراضی شمال سودان به آن به پایتختی شهر "أسوان" تشکیل می‌شود. کشور از نوبه صعید مصر تا شمال سودان را دربرگرفته تا کشور نوبه در منطقه صحراى بزرگ را تشکیل دهد و با کشور بربرها که از جنوب مغرب تا دریای سرخ تشکیل خواهد شد،‌همجوار شود.
4- مصر اسلامی به پایتختی قاهره که در واقع از بازمانده مصر تشکیل می‌شود و البته تحت نفوذ و سیطره اسرائیل خواهد بود.

سودان

بنابر طرح ارائه شده توسط برنارد لوئیس سودان نیز بسان مصر باید به 4 کشور کوچک تقسیم شود.
1- کشور نوبه که در واقع تکمیل کننده دولت نوبه مصر به پایتختی شهر أسوان است و اراضی سودان به این کشور ملحق می‌شوند.
2- کشور اسلامی سودان در شمال.
3- کشور مسیحی جنوب سودان که جدایی خود را با برگزاری همه‌پرسی دروغینی اعلام خواهد کرد (و در عمل نیز ملاحظه کردیم که براساس این طرح کشور سودان جنوبی پس از برگزاری همه‌پرسی با جدایی از سودان در 9 ژوئیه 2011 تشکیل شد).
4- کشور دارفور که توطئه‌ها برای جدا کردن آن از سودان بویژ پس از جدایی جنوب سودان تشدید شده است، درحالی‌که یابد توجه داشت منطقه دارفور منطقه‌ای غنی و سرشار از اورانیوم و طلا و نفت است.

کشورهای شمال آفریقا

تجزیه لیبی، الجزایر و مغرب با هدف تشکیل:
1- کشور بربر که در امتداد کشور نوبه مصر و سودان خواهد بود.
2- کشور پولیساریو.
3- و مابقی اراضی برجای مانده همان کشورهای کوچک شده مغرب و الجزایر و تونس و لیبی را دربرخواهد گرفت.

شبه جزیره عربستان و خلیج فارس

محو کویت و قطر و بحرین و پادشاهی عمان و یمن و امارات متحده عربی از نقشه بگونه‌ای که شبه جزیره عربستان و خلیج فارس تنها سه کشور را دربرگیرد:
1- کشور شیعی احساء که کویت و امارات و قطر و عمان و بحرین را دربرمی‌گیرد.
2- کشور سنی نجد .
3- کشور سنی حجاز.

عراق

تجزیه عراق براساس پایه‌ها و اصول عرقی و نژادی و مذهبی و دینی بشکلی که در سوریه عهد عثمانی بوقوع پیوست،‌ صورت می‌گیرد و از تجزیه این کشور 3 کشور کوچک تشکیل خواهد شد.
1- کشور شیعی در جنوب که حوالی بصره تشکیل می‌شود.
2- کشور سنی در مرکز عراق که حوالی بغداد تشکیل می‌شود.
3- کشور کردستان در شمال و شمال شرقی عراق که حوالی شهر کردنشین موصل تشکیل می‌شود و بخش‌هایی از مناطق کرد نشین ایران و سوریه و ترکیه و اتحاد شوروی سابق را دربرمی‌گیرد.

توجه به یک نکته اساسی

در اینجا لازم است، به یک نکته مهم اشاره کرد، مجلس سنای آمریکا در 29/9/2007 به شرطی با عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از عراق موافقت کرد که بغداد با تشکیل سه کشور که در سطور بالا به آنها اشاره شد، موافقت کند و از مسعود بارزانی خواست برای تعیین سرنوشت منطقه کردستان به پایتختی شهر نفت‌خیز کرکوک در این منطقه همه پرسی برگزار کند و معروف است که فرمان پریمر و متحدانش در عراق خواستار تشکیل ایالت‌هایی خودمختار در عراق برپایه‌ای طایفه‌ای بودند که سه ایالت شیعیان در جنوب و سنی‌ها در مرکز و کردها در شمال را دربرمی‌گیرد.

سوریه

براساس طرح تفکیک لوئیس سوریه نیز باید برپایه اصول و مبادی مذهبی و عرقی و نژادی به 4 کشور کوچک تقسیم شود.
1- کشور علوی شیعیان در امتداد سواحل.
2- کشور سنی‌ها در منطقة حلب.
3- کشور سنی‌ها در دمشق.
4- کشور دروزی‌ها در جولان و لبنان ( این کشور از اراضی جنوب سوریه و شرق اردن و اراضی لبنان تشکیل می‌شود).

لبنان

بر پایه طرح تقسیم جهان اسلام و عرب برنارد لوئیس از تقسیم لبنان 8 کشور کوچک نژادی و مذهبی به شرح زیر بدست می‌آید:
1- کشورسنی درشمال به پایتختی طرابلس.
2- کشور مارونی در شمال به پایتختی جونیه.
3- کشور علوی دشت بقاع به پایتختی بعلبک که تحت نفوذ سوریه شرق لبنان قرار خواهد داشت.
4- کشور بین المللی بیروت.
5- کشور فلسطینی اطراف صیدا تا رود لیتانی که سازمان آزادیبخش فلسطین بر آن حاکم خواهد بود.
6- کشور کتائبی‌ها در جنوب که مسیحیان و یک و نیم میلیون نفر از شیعیان لبنان را دربرمی‌گیرد.
7- کشور دروزی‌ها که از بخش‌هایی از اراضی لبنان و سوریه و فلسطینی اشغالی تشکیل خواهد شد.
8- کشور مسیحی که تحت نفوذ اسرائیل خواهد بود.

ایران و پاکستان و افغانستان

این سه کشور باید به 10 کشور کوچک و تضعیف شده نژادی تقسیم شود:
1- کردستان.
2- آذربایجان.
3- ترکستان.
4- عربستان.
5- ایرانستان (از مابقی ایران پس از تقسیم تشکیل خواهد شد).
6- بوخونستان.
7- بلوچستان.
8- افغانستان (از ما بقی افغانستان پس از تقسیم تشکیل خواهد شد).
9- پاکستان (از ما بقی پاکستان پس از تقسیم تشکیل خواهد شد).
10- کشمیر.

ترکیه

جدا کردن بخشی از اراضی آن و الحاق آن به کشور کردستان عراق.

اردن

محو اردن و اعطای آن به تشکیلات خودگردان فلسطینی.

فلسطین

محو کامل این کشور و ملت فلسطین ( به نقشه اسرائیل بزرگ نگاه کنید).

یمن

محو کامل موجودیت کشور یمن چه شمال و چه جنوب و الحاق آن به کشور حجاز.

اگرچه بنظر می رسد بیداری اسلامی بتواند مانعی برای این طرح استعماری باشد اما مصادره این انقلابها می تواند راه را برای آینده طرح آمریکا و اسراییل فراهم کند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 20:30  توسط باباجون  | 
اجازه بدهيد توضيح ‌دهم تا شايد موضوع روشن شود. من مي‌گويم شخصي به نام آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي، فارغ از پست و مقامي كه دارد آن اسناد را مطالعه كرده است. ايشان مي‌گويند كه «ذات مرحوم شريعتي، با همكاري با ساواك، همخواني ندارد.»
ايشان همچنين مي‌گويند: «اين نوع نامه‌نگاري‌ها براي فريب ساواك بوده است.» اين چه ربطي داشت به گزينشي بودن اسناد. حرف من همين است. شما اول يك ادعايي كرديد كه اسناد به صورت گزينشي آمده است. اين چه ربطي دارد به صحبت فعلي شما. اگر رهبر معظم انقلاب مي‌فرمود كه وقتي من آن 3جلد را خواندم به اين نتيجه رسيدم، صحبت شما درست بود. من به فرمايشات رهبر معظم انقلاب هم مي‌رسم و در اين زمينه پاسخ مي‌دهم. مساله اين‌كه شريعتي تحت اجبار بوده يا نبوده هم بحث ديگري است كه من به آن مي‌رسم. شما الان بحث اول را جواب بدهيد.

-الان من جواب شما را مي‌دهم.
الان دوباره مي‌رويد سر مسائل ديگر. جوابتان اين است ديگر؟

-خير، آيا زماني كه اين اسناد منتشر شد، عده‌اي نمي‌گفتند اين اسناد گزينشي است؟ من الان سوال آن عده را خدمت شما مطرح مي‌كنم. اين كه ديگر عصبانيت ندارد. اين كه خيلي خوب است كه من اين سوال را مطرح مي‌كنم. چون زمينه‌اي مي‌شود كه شما پاسخ بدهيد به اين انتقادات.
احسنت، حالا سوال درست شد.

-من همان اول هم اين مطلب را گفتم.شما اگر فكر مي‌كنيد .....
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 17:14  توسط باباجون  | 
سرانجام بعد دهها سال ، الواح گرانبهای هخامنشی به موطن اصلی خود باز می گردند ؛ الواحی که در تخت جمشید پیدا شده بودند و برای بررسی ، به عنوان امانتی سه ساله ، به دانشگاه شیکاگوی آمریکا فرستاده شده بودند که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، دولت آمریکا مانع از استرداد آنها به موطن شان شده بود.
حتی در سال های اخیر ، لابی صهیونیست ها به طور کاملاً جدی در صدد بود این الواح را به عنوان غرامت عملیات انتحاری در فلسطین ، به نفع خانواده قربانیان مصادره کند.



با این حال ، پیگیری های مجدانه جمهوری اسلامی در سال های اخیر که با بهره گیری از وکلای مجرب آمریکایی صورت گرفت منتهی به این شد که دادگاه استيناف حوزه هفتم قضايي " ۷th Circuit Court of Appeals "در آمريکا که به فرجام خواهي موزه ايران باستان و شوراي ايرانيان آمريکايي برگزار شده بود با این استدلال که کتیبه ها به عنوان امانت بودند ،حکم کرد کتيبه هاي گلي دوره هخامنشي يافته شده در زيرزمين هاي تخت جمشيد که در سال 1355 خورشيدي براي ترميم در اختيار بخش باستان شناسي دانشگاه شيکاگ
و قرار گرفته بودند به ايران بازگردانده شوند.

این کتیبه ها از آن نظر ارزشمند هستند که نشان می دهند تخت جمشید و پاسارگاد ، برخلاف اماکنی مانند اهرام ثلاثه مصر ، توسط بردگان و به زور شلاق بنا نشده اند بلکه توسط استادان و کارگران آزادی ساخته شده اند که در ازای کار خود دستمزد می گرفتند و از مزایایی مانند مرخصی و پاداش هم برخوردار بوده اند.
حتی اتباع سرزمین های دیگر نیز که در تخت جمشید کار می کردند ،از حقوق و مزایا برخوردار بودند.

این کتیبه ها که تعدادی از آنها پیش از این به ایران بازگشته و هم اکنون در موزه تخت جمشید نگهداری می شوند نشان می دهند سیستم حسابداری دقیقی در دوران هخامنشی در 2500 سال پیش جاری بوده و همه پرداخت ها بر اساس اسناد مالی مکتوب صورت می گرفتند و موضوعاتی مانند ضامن و ضمانت نیز در این دوران متداول بوده است.

عصرایران ، به عنوان نمونه ای از این اسناد که مایه مباهات و افتخار هر ایرانی است ، ترجمه یکی از این اسناد که هم اکنون در موزه تخت جمشید در معرض نمایش عمومی است را منتشر می کند.
تصویر زیر روز ششم فروردین 1390 گرفته شده است.

الولح هخامنشی

آقای شاکا
مدیر صندوق

آقای مردوکا گواهی می دهد که آقای هردکاما ، درودگر مصری ، سرکارگر صد نفر کارگر که به ضمانت آقای وهوکا در ساختمان پارسه(تخت جمشید) انجام وطیفه می کند ، استحقاق دریافت سه کارشا و 2 شکل و نیم نقره به عنوان دستمزد را دارد.

مسوول صدور سند
مردوکا

اين کتيبه هاي هخامنشي در سال 1316طي حفاري مشترکي توسط دولت وقت ايران موسسه شرق شناسي دانشگاه شيکاگو در تخت جمشيد، تعداد قابل توجهي اموال فرهنگي، تاريخي ارزشمند به دست آمد که اين اموال بين دولت ايران و موسسه مذکور به طور مساوي تقسيم شد ايران به دليل نداشتن کارشناسان داخلي براي خواندن خطوط سهم خود را نيز به موسسه شرق شناسي دانشگاه شيکاگو به مدت سه سال امانت داده شده بودند تا آن موسسه پژوهش هاي گسترده اي در مورد اين الواح انجام دهد و پس از مستند سازي و انتشار نتيجه پژوهش هاي خود الواح را به ايران باز پس دهد که این امر تا کنون محقق نشد است!

 اين لوح‌ها برخلاف ديگر کتيبه‌هاي هخامنشي تخت‌جمشيد که بيانيه‌ها و گفتارهايي رسمي براي همگان و براي آيندگان بوده براي خواندن عموم نوشته و عرضه نشده‌ بوده‌ و در واقع اسناد داخلي و حسابداري کارکنان تخت‌جمشيد و يک بايگاني اداري بوده اند.

 آنها بازگوکننده رويدادهاي رسمي و حکومتي و سياسي نيستند بلکه در کنار آگاهي‌هاي فراوان ديواني و اداري اطلاعات فراواني از زندگي روزمره و روزگار مردمان عصر هخامنشي در اختيار ما مي‌گذارند. البته به جز لوح‌هاي تخت‌جمشيد چندين بايگاني اداري ديگر از عصر هخامنشي در مصر و بابل هم‌چون بايگاني "موروشو" يافت شده است.

به موجب اين لوح‌ها ما امروز مي‌دانيم که سازندگان تخت‌جمشيد را بردگان تشکيل نمي‌دادند بلکه مردان و زنان آزاده‌اي بوده‌اند که به اندازه تخصص خود و کاري که انجام مي‌دادند دستمزد مي‌گرفتند. به آنان نه تنها دستمزدي شايسته که گاه پاداش و هديه و کمک هزينه جنسي نيز پرداخت مي‌شده است. آنان مي‌توانستند به هنگام پيمان زناشويي هنگام زايش نوزادي تازه‌رسيده در جشن‌ها و بيماري‌ها از اين پاداش برخوردار شوند.

زنان در تخت‌جمشيد نه تنها کار مي‌کردند، بلکه پابه‌پاي مردان در کارهاي تخصصي و مديريت شرکت داده مي‌شدند. نوجوانان به کارآموزي مي‌پرداختند و کودکان در ساعت‌هاي کاري والدين در کودکستان تخت‌جمشيد نگهداري و تربيت مي‌شدند. لوح‌ها حاکي از آن است که پرداخت نهايي و ريزه‌کاري‌هاي سنگ‌نگاره‌هاي باشکوه تخت‌جمشيد بيشتر دستاورد هنر و توانايي‌هاي زنان هخامنشي است.
الواح هخامنشی چه چیزی را نشان می دهند؟ (+ترجمه جالب یکی از اسناد)
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 21:24  توسط باباجون  | 
۱ جنگ هاي كوروش آريايي جهت بست قلمرو هخامنشيان
۲ جنگ بابل نبرد كوروش آريايي و نيونيد پادشاه بابل
۳ جنگ سارد نبرد كوروش آريايي با كرزوس
۴ نبرد كوروش آريايي با ماساژتها و كشته شدن كوروش آريايي
۵ جنگ پلوزيوم نبرد كمبوجيه ( كامبيز ) با مصريان
۶ جنگ مليت نبرد داريوش بزرگ با يونان و آتن
۷ جنگ مدي نبرد داريوش اول با يونانيان
۸ جنگ ماراتن نبرد داريوش اول با يونانيان
۹ جنگ ترموبيل نبرد خشايارشا با انتيها
۱۰ جنگ آرت ميزيوم نبرد خشايارشا با يونانيان
۱۱ جنگ سالامين نبرد خشايارشا با يونانيان
۱۲ جنگ ميكال نبرد خشايارشا با يونانيان
۱۳ جنگ پلاته نبرد مردونيه سردار سپاه خشايارشا با يونانيان
۱۴ جنگ گرانيك اولين نبرد داريوش سوم با اسكندر مقدوني
۱۵ جنگ ايسوس دومين جنگ داريوش سوم با اسكندر مقدوني
۱۶ جنگ گوگامال آخرين نبرد داريوش سوم و اسكندر مقدوني
۱۷ جنگ گاوگاملا دفاع مردانه ژنرال آريو برزن در مقابل سپاه اسكندر
۱۸ جنگ حران نبرد سورنا سردار اشكاني با روميان
۱۹ جنگ كاره نبرد ارد پادشاه اشكاني با كراسوس سردار رومي
۲۰ چنگ آنتوانت نبرد فرهاد چهارم با روميان
۲۱ جنگ تراژان نبرد خسرو اشکانی با رومیان
۲۲ جنگ سورس نبرد ارشیر اول با رومیان
۲۳ جنگ هرمزدگان نبرد ارشیر بابکان و اردوان پنجم سقوط سلسله اشکانیان
۲۴ جنگ های اردشیر بابکان جهت بست قلمرو ساسانیان
۲۵ جنگ شاپور اول ساسانی با والرین امپراطور روم
۲۶ جنگ بلخ و استفاده ژنرال بهرام چوبین از نوعی موشک علیه خاقان بلخ
۲۷ جنگ شاپور سوم ساسانی معروف به ذوالاکتاف با اعراب
۲۸ جنگ شاپور سوم ساسانی و انتقام از اسکندر مقدونی
۲۹ جنگ هراکلیوس نبرد خسرو پرویز با رومیان
۳۰ جنگ قسطنطنیه نبرد خسرو پرویز با رومیان
۳۱ جنگ پل ( جسر ) اولین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب
۳۲ جنگ زنجیر اولین جنگ اعراب با یزدگرد سوم پادشاه ساسانی
۳۳ جنگ اولیس دومین جنگ اعراب با یزدگرد سوم پادشاه ساسانی
۳۴ جنگ يوایب سومین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب
۳۵ جنگ قادسیه چهارمین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب
۳۶ جنگ مدائن پنجمین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب
۳۷ جنگ نهاوند آخرین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب
۳۸ جنگ زاب نبرد ابومسلم خراسانی و شکست امویان
۳۹ حمله مغولان به ایران و نبرد جلال الدین خوارزمشاه با چنگیزخان
۴۰ حمله تیمور گورکانی به ایران
۴۱ جنگ اورمیه نبرد شاه عباس صفوی با عثمانی
۴۲ جنگ چالدران نبرد شاه اسماعیل صفوی با سلطان سلیم عثمانی
۴۳ جنگ مورچه خورت نبرد نادرشاه افشار با اشرف افغان
۴۴ جنگ کرنال نبرد نادر شاه افشار برای تصرف هندوستان
۴۵ جنگ دهلی نبرد نادر شاه افشار برای تصرف هندوستان
۴۶ جنگ تفلیس اولین نبرد فتحعلیشاه قاجار با روسیه
۴۷ جنگ اچمازین دومین نبردعباس میرزا با روسیه
۴۸ جنگ شوشی سومین نبرد عباس میرزا با روسیه
۴۹ جنگ اصلان دوز چهارمین نبرد عباس میرزا با روسیه
۵۰ جنگ گنجه پنجمین نبرد عباس میرزا با روسیه
۵۱ جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین
۵۲ جنگ ایران - عراق و نبرد دلاورانه فرزندان ایران
http://mihanema.blogfa.com/
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 23:24  توسط باباجون  | 

پایگاه اطلاع رسانی گروه در سفرهای داخلی و خارجی

 شاعران ايران

انجمن هم اندیشان طرح كمربند صلح جهاني

دانشمندان ايران

  پارسیان یکصدا كوروش را آريايي بنامیم

پژوهشگران ايران

 تاریخ و تمدن کهن ایرانیان

اسناد تاريخي ايران

پادشاهان و حكومتهاي ايران

موسيقيدانان ايران

نبردهای تاریخی ایران

 سينماگران ايران

آئين ها و سنت هاي ایرانیان

 نويسندگان ايران

 موزه ها ، كاخها و خانه هاي ايران

ديدني هاي ايران

نقاشان و خوشنويسان ايران

تاريخ شناسي ايران

شخصيت هاي تاريخي ايران

زرتشت و نژاد آريايي

اساطير و افسانه های کهن

نامداران ایران زمین

اشعار شعراي تاريخي ايران

آتشکده و کلیساها

اولين ها در ايران

امامزاده ها و سقاخانه ها

 نام های اصیل ایرانی

آبشارها ، تنگه هاي ايران

مقالات تاریخی

درياچه ها و سدهاي ايران

سخن بزرگان

 

سخنان دکتر شریعتی

طرز تهيه انواع غذاها ، كيك ها و دسرها

داستانها و قصه هاي ايراني

كدهاي جاوا ، قالب هاي وبلاگ

 /

 

http://mihanema.blogfa.com/
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 23:22  توسط باباجون  | 
تندیسک زرین ماهی قرمز دوره هخامنشیان، تندیسک ماهی قرمز به سبک ایلامی و نقش ماهی روی ظروف فلزی ساسانیان نشان می دهد ایرانیان بیش از 2500 سال است که با ماهی قرمز یا گلدفیش آشنا بوده اند.

شاهین سپنتا یک دوستدار محیط زیست و فعال میراث فرهنگی در اصفهان به مهر گفت: در سالهای گذشته افرادی با گذاشتن ماهی قرمز در سفره هفت سین مخالف بودند به این دلیل که اعتقاد داشتند ماهی قرمز از 80 تا صد سال پیش از کشور چین به ایران آمده و ایرانی ها سابقه آشنایی با ماهی قرمز را نداشته اند. از آن مهمتر آنکه برای رد یا اثبات این موضوع دلایل قوی ارائه نمی شد بنابراین این نظر همیشه غالب بود.

وی افزود: اما بررسی آثار تاریخی نشان می دهد که ایرانی ها بیش از 2500 سال با ماهی قرمز یا "Gold fish " که یکی از گونه های ماهی کپور است آشنایی داشته و آن را بر سر سفره های هفت سین خود می گذاشتند.

سپنتا گفت: یکی از این نمونه‌ها، تندیسک زرین ماهی قرمز مربوط به دوران هخامنشی است. این تندیسک طلایی یکی از اشیا "گنجینه آمودریا" است که از محوطه باستانی "تخت قباد" به دست آمده است. وی تصریح کرد: این گنجینه شامل بیش از 170 مورد از اشیا ارزشمند متعلق به دوران هخامنشیان است که اکنون در "موزه بریتانیا" و "موزه ویکتوریا و آلبرت" نگهداری می‌شود.

سپنتا گفت: مجسمه زرین ماهی قرمز در سال 2004 از سوی این موزه در نمایشگاهی با موضوع "نوروز و هفت سین" به نمایش گذاشته شد.

وی ادامه داد: نمونه دیگری که نشان می دهد ایرانی ها از چند صد سال پیش با ماهی قرمز آشنا بوده اند تندیسک ماهی قرمز به سبک ایلامی است که در "گالری برکات" در مرکز شهر لندن نگهداری می‌شود.

این فعال میراث فرهنگی گفت: نمونه‌های دیگری از نقش ماهی بر آثار تاریخی ایران را می‌توان روی ظروف فلزی مربوط به دوره ساسانی دید که در آن ها ماهی یا دو ماهی به عنوان نماد زندگی در درون آب به کار نگهبانی از ریشه‌های درخت زندگی که در آب ریشه دوانده است، مشغول هستند.

وی تصریح کرد: نمونه‌های دیگر، نقش ماهی روی سکه‌های فلوس دوران صفوی است. در دوران صفوی، سکه‌های مسی، غازی نام داشت که معمولا فلوس، پشیز، پول سیاه نام داشت.

سپنتا اظهار داشت: روی سکه های فلوس معمولاً تصاویر مختلفی از حیوانات را نقش می‌کردند که به نظر می‌رسد فلوس‌هایی که داری نقش ماهی یا نقش گاو بر روی ماهی هستند برای نوروز ضرب می‌شده‌اند.

وی گفت: سنگ نگاره‌های خانه تاریخی حسین‌پناه در اصفهان متعلق به دوره فتحعلی شاه قاجار نیز نقش ماهی را روی تبرزین دراویش می بینیم.

سپنتا با بیان اینکه نقش ماهی روی این تبرزین ها نماد آگاهی و معرفت بوده است گفت: اگر چینی ها از هزار سال پیش ماهی قرمز گلدفیش را پرورش می داده اند ایرانی ها از 2500 سال پیش این ماهی را داشتند بنابراین می توان گفت که نژاد ماهی قرمز چینی ها ایرانی است اما شاید چینی ها در اصلاح نژاد ماهی قرمز نقش داشته اند.
www.asriran.com
 |+| نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 16:17  توسط باباجون  | 
سال ‌١٣٩٠ ساعت ‌٢ و ‌٥٠ دقيقه و ‌٤٥ ثانيه تحويل شد. اين زمان دقيق كه حتي با دقت‌هاي كمتر از ثانيه هم محاسبه مي‌شود از كجا مي‌آيد؟ روي كره آسمان، مشابه زمين خط‌ هايي مثل طول و عرض جغرافيايي در نظر مي‌گيريم.

به گزارش ايسنا،‌ امتداد استواي زمين در كره آسمان (براي سادگي آسمان را كره‌اي فرض مي‌كنيم كه ستاره‌ها، خورشيد و سيارات روي آن قراردارند)، استواي سماوي را مي‌سازد، خطوط ميل موازي استواي سماوي‌اند و امتداد محور زمين به قطب‌هاي آسمان مي‌رسد، قطب شمال آسمان بالاي قطب شمال زمين و قطب جنوب آسمان بالاي قطب جنوب زمين است. اگر دو قطب شمال و جنوب زمين را به هم وصل كنيم، خطي به‌دست مي‌آيد كه به آن محور گردش زمين مي‌گوييم. امتداد محور زمين كره فرضي آسمان را در دو نقطه قطع مي‌كند كه به آنها قطب‌هاي آسمان مي‌گوييم. اگر درست در نقطه قطب شمال زمين باشيد، قطب شمال آسمان دقيقا بالاي سر شماست و قطب جنوب آسمان زير پايتان.

خطوطي را موازي خط‌هاي عرض جغرافيايي زمين در آسمان رسم مي‌كنيم، به اين خط‌ها ميل مي‌گوييم. دايره‌اي را كه از تقاطع صفحه استواي زمين با كره آسمان تشكيل مي‌شود، استواي آسمان (استواي سماوي) مي‌ناميم. استواي سماوي دقيقا بالاي استواي زمين قرار دارد، اگر در استواي زمين باشيد، استواي سماوي در آسمان شما نيم‌دايره‌اي است كه شرق را به غرب وصل مي‌كند و دقيقا از بالاي سرتان مي‌گذرد. و اگر در قطب‌هاي زمين باشيد استواي سماوي دايره افق شما خواهد بود.

همه ما مي‌بينيم كه خورشيد هر روز از شرق طلوع مي‌كند، مسيري را در آسمان مي‌پيمايد و در افق مغرب به پشت زمين مي‌رود و به خوبي مي‌دانيم كه اين حركت ظاهري خورشيد در اثر حركت وضعي زمين (گردش زمين به دور خودش در هر شبانه‌روز) پديد مي‌آيد. اما خورشيد حركت ديگري هم در آسمان دارد. اگر خورشيد آن‌چنان كم‌نور بود كه ديگر ستاره‌ها هم در كنارش ديده‌ مي‌شدند، مي‌توانستيم يك آزمايش جالب ترتيب دهيم. ما هر روز موقعيت خورشيد را در آسمان با در كنار ستاره‌ها ثبت مي‌كرديم و مي‌ديديم كه خورشيد در زمينه ستاره‌هاي ثابت هر روز كمي به سمت غرب حركت مي‌كند. اين حركت خورشيد تصوير حركت انتقالي (گردش زمين به دور خورشيد) زمين است. در آزمايش ما خورشيد تقريبا ‌٢٤ / ‌٣٦٥ روز بعد دوباره به محل اولش در زمينه ستاره‌ها باز مي‌گردد. اين مدت را كه دقيقا برابر مدت زمان گردش زمين به دور خورشيد است، يك سال مي‌ناميم.

وقتي كه هر روز محل خورشيد را زمينه ستاره‌ها ثبت كنيم، خطي به دست مي‌آوريم كه مسير حركت سالانه خورشيد در آسمان است. به اين مسير دايره‌البروج مي‌گوييم. در حقيقت دايره‌البروج تصوير صفحه مداري زمين روي كره آسمان است. از ديد ما روي زمين مسير حركت سالانه خورشيد در آسمان (دايره‌البروج) همواره ثابت است و از صورت‌هاي فلكي خاصي مي‌گذرد كه در نجوم قديم و طالع‌بيني به آنها برج مي‌گويند. وقتي كه مي‌گويند خورشيد در برج سنبله است، يعني خورشيد در صورت فلكي سنبله قراردارد.

به مسير حركت سالانه خورشيد در آسمان دايره‌البروج مي‌گوييم. دايره‌البروج با استواي سماوي زاويه ‌٥ / ‌٢٣ درجه مي‌سازد و در دو نقطه آن را قطع مي‌كند. به نقطه‌اي كه در آن خورشيد از جنوب استواي سماوي به شمال آن مي‌آيد، نقطه اعتدال بهاري مي‌گوييم. خورشيد در لحظه تحويل سال در نقطه اعتدال بهاري است.

دايره‌البروج با استواي سماوي موازي نيست و با آن زاويه ‌٥ / ‌٢٣ درجه مي‌سازد و در دو نقطه آن را قطع مي‌كند. اين يعني خورشيد در مسير سالانه‌اش گاه بالاتر و گاه پايين‌تر از استواي آسمان است. به همين دليل است كه از ديد ما كه در نيمكره شمالي زمين هستيم، خورشيد در تابستان ارتفاع بيشتري از افق مي‌گيرد و مستقيم به زمين مي‌تابد و روزهاي تابستان طولاني‌ترند؛ چون خورشيد در تابستان بالا (شمال) استواي سماوي است.

وقتي كه خورشيد در يكي از دو نقطه‌اي است كه دايره‌البروج استواي سماوي را قطع مي‌كند، دقيقا عمود بر استواي زمين مي‌تابد. در اين زمان طول شب و روز در تمام نقاط زمين برابر است. به اين نقاط نقاط اعتدال و به اين زمان زمان اعتدال مي‌گوييم. اعتدال بهاري در ابتداي بهار رخ مي‌دهد و اعتدال پاييزي در ابتداي پاييز. در اعتدال بهاري خورشيد از جنوب (پايين) استواي سماوي به شمال آن مي‌آيد و پس از آن طول روزها براي ساكنان نيم‌كره شمالي زمين بيشتر خواهد شد.

لحظه تحويل سال شمسي زماني است كه خورشيد به نقطه اعتدال بهاري مي‌رسد. ايده و كار روي چنين تقويم دقيق و جالبي از شاهكارهاي ايرانيان بوده ‌است و تقويم شمسي ميراث با ارزشي است كه به ما رسيده ‌است.

اين نقشه محل خورشيد را در اين لحظه روي دايره ‌البروج در نزديكي نقطه اعتدال بهاري نشان مي‌دهد. خط سياه دايره‌البروج، مسير حركت خورشيد، است. خط آبي افقي نمايان‌گر استواي آسمان و خط آبي عمودي نصف‌النهار مبدأ آسمان است. نقطه اعتدال بهاري محل تقاطع اين سه خط است. خورشيد در لحظه تحويل سال در اين نقطه قرار مي‌گيرد.
www.asriran.com
 |+| نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 16:16  توسط باباجون  | 
یک پژوهشگر ایرانی ادعا می کند طبق بررسی های سی ساله اش در منطقه جم استان بوشهر کشتی نوح در این منطقه از ایران واقع شده است.

مهر:بدیعه دشتی با بیان اینکه مدارکی دارم که نشان می دهد برپایه دانسته های تاریخی و تایید کامل شواهد امر این کشتی در ایران  است به خبرنگار مهر گفت: بر اساس منابع موجود، داستان طوفان حضرت نوح 27 هزار سال پیش اتفاق افتاده است این در حالی است که رده های آبی خشک شده در منطقه جم تاریخی بیشتر از آن را نشان می دهد.

وی با بیان اینکه اکنون می توان این تاریخ را برای قدمت آثار موجود در این کوه پذیرفت ادامه داد: چون دریای ایران( خلیج فارس و دریای عمان) در آن زمان تا کوهپایه می رسیده است اطلاق نام کشتی به این کوه دست تراشیده و نیز انتساب اختراع کشتی به زمان جمشید جم عینیت و سندیت می یابد.

دشتی گفت: برخی کشورهایی که ادعای حضور کشتی نوح را در سرزمینشان دارند توانسته اند که با ادعای مردود گردشگران زیادی را به سوی خود جذب کنند. یکی از این کشورها ترکیه است که ادعا می کرد کشتی نوح در کوه آرارات واقع شده و تنها سند خود را نمایی از کوه به شکل هلال یک کشتی ارائه می کند.

این پژوهشگر ادامه داد: اسفندیار رحیم مشایی، رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی نیز در یکی از سخنرانی خود در تاریخ پانزدهم شهریور سال 86 ادعای برخی کشورها مبنی بر وجود این کشتی در کوه آرارات را مردود اعلام کرد. غیر از او مسئولان کشورهای دیگر مانند واتیکان نیز این فرضیه  را در سال 1993غیر مستند خوانده اند.

به گفته دشتی، دکترین او درباره حضور کشتی نوح در ایران و دیگر کشفیاتش در منطقه جم استان بوشهر هنوز از نظر علمی و از سوی هیچ مقام رسمی در داخل و خارج کشور رد نشده است.

دشتی معتقد است که می تواند مدارک خود را برای کسانی که ادعای رد این مسئله را دارند ارایه و در محافل جهانی از نظریه خود دفاع کند. او همچنین از سال 1374 تا کنون مقالاتی در سطح بین المللی با این موضوع ارائه کرده است.

دشتی تا کنون موفق به کشف آثار و کشفیات مهمی در منطقه جم استان بوشهر مانند جام جهان نما، نخستین تلسکوپ جهان و شناسایی اولین جهان متمدن در منطقه ای به وسعت سه هزار کیلومتر مربع شده است.

پیش از این نیز یک پژوهشگر با استناد به باور مردمی اعلام کرده بود که کشتی نوح در ارتفاعات کوه زاگرس پهلو گرفته است این درحالی است که تا کنون سازمان میراث فرهنگی هنوز نسبت به این ادعاها هیچ پاسخی نداده است.
http://www.alborznews.net/fa/pages/?cid=37786

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 9:41  توسط باباجون  | 
vتقويم مايايي
تقويم مايا چيست؟ اين تقويم توسط تمدني پيشرفته به نام ماياها در حدود 250 تا 900 ميلادي بوجود آمده است. شواهد مربوط به امپراطوري مايا به قسمتهاي جنوبي مکزيک تا گواتمالا و اِل سالوادور مي رسد.


منطقه ي حضور ماياها

مردمي که در جامعه ي مايايي ساکن بودند، مهارت پيشرفته ي در نوشتن داشتند و در ساختن شهرها و مدنيت توانايي عجيبي پيدا کرده بودند. مايايي ها احتمالا بخاطر اهرام و ساختمانهاي بزرگ ديگري که ساخته اند معروف شده اند.
مردم ميا در فرهنگ امريکي مرکزي تأثير زيادي داشته اند، نه فقط از طريق تمدن خويش، بلکه با جوامع بومي که در اين منطقه تشکيل داده اند. در حال حاضر هنوز شمار زيادي از ماياها هنوز زنده اند و سنن باستاني خود را ادامه مي دهند.
مايايي ها از تقويم هاي مختلفي استفاده مي کردند و زمان را بعنوان گردش هايي روحاني در نظر مي گرفتند. از آنجايي که اين تقويمها استفاده هاي عملي زيادي داشتند، مثل: کاربردهاي اجتماعي، کشاورزي، اقتصادي و... ، به عنصر مذهبي قوي ي تبديل شده بودند. اين کاملا با تقويم ميلادي جديد متبين است که تنها داري معاني اجتماعي و اقتصادي است.
بيشتر تقويمهاي مايايي کوتاه بودند. تقويم تزولکئين (Tzolk"in) در 250 روز تمام مي شد و تقويم هاآب (Ha"ab) طول سال را 365 روز درنظر مي گيرد. مايايي ها اين دو تقويم را با هم ترکيب کردند تا تقويمي به نام «گرد تقويم» (Calandar Round) تهيه نمودند: که برابر است با يک چرخه از 52 هاآب (تقريبا 52 سال که برابر طول تقريبي يک نسل است.) درون يک گرد تقويم چرخه هاي 13 و 20 روزه وجود دارد. واضح است که اين سيستم تنها زماني استفاده مي شود که 52 سال را 18980 روز واحد در نظر بگيريم. بعلاوه ي اين سيستمها، مايايي ها چرخه ي داشتند به نام «چرخه ي زهره». يشان با دقت زياد تقويمي شکل دادند که بر اساس موقعيت زهره در آسمان شب بود. وهمچنين ممکن است که آنها تقويمهاي مشابهاي براي سيارات ديگر هم داشته اند.

با استفاده از گرد تقويم هيچ گاه نمي توان سالي قديمي تر از 52 سال را مشخص کرد! پس چگونه مي توان تاريخ هاي طولاني را با استفاده از تقويم مايايي ها تعيين نمود؟


vپايان شمارش طويل = پايان دنيا؟
ماياها براي حل اين مشکل روشي ابتکاري بکار بردند. در نهايت تقويم آنها از دوره ي بلندي استفاده کرد که 5126 سال دارد. اين دوره بر اساس ملاحظات مذهبي، دوران قاعدگي، محاسبات رياضي روي اعداد 13 و 20 و همچنين اساطير اخترگويانه ايجاد شده است.


vولي اين تقويم چگونه کار مي کند؟
سال مبدأ در شمارش طويل مايايي در «0.0.0.0.0» آغاز مي شود. هر صفر از 0-19 تغيير مي کند که هرکدام نشاندهنده ي روزهاي مايايي است. مثلا اولين روز از شمارش طويل به صورت 0.0.0.0.1 نوشته مي شود. اين عدد ...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 14:7  توسط باباجون  | 
اسرار پشت پرده مجسمه آزادي

مجسمه آزادي يا تنديس آزادي (Statute Of Liberty) که نام رسمي آن Liberty Enlightening The World (آزادي روشنگر جهان) است در سال 1886 ميلادي توسط فرانسه به يالات متحده آمريکا هديه داده شد. (1) در 28 اکتبر آن سال «استيفن گراور کليولند» رئيس جمهوري وقت آمريکا مجسمه آزادي را در محل فعلي آن (دهانه رود هودسن - Hudson) در جزيره آزادي که تا محله منهتن شهر نيويورک دو هزار و ششصد متر و تا شهر جرسي سيتي يالت نيوجرسي 600 متر فاصله دارد قرار داد. اين مجسمه بنا بود در سال 1876 به مناسبت يکصدمين سالگرد استقلال آمريکا به اتمام برسد. ولي به علت پاره ي از مشکلات مانند حمل آن به آمريکا طولاني شدن جريان ساخت و ... با ده سال تأخير بر فراز آب‌هاي آتلانتيس ايستاد. اين مجسمه با دست راست خود مشعلي فروزان را بالي سر نگه داشته و در دست چپش نيز يک لوح سنگي وجود دارد که بر روي آن با شماره‌هاي رومي نوشته شده  JULY IV MDCCLXXVIکه نشانگر 4 ژوئيه 1776 ميلادي (تاريخ استقلال آمريکا) است. (2)
مجسمه آزادي فقط يک تنديس ساده نبود. بلکه نماد رازگوني از يک جريان مخفي و مخوف بود که سال‌ها بعد نبض حيات سياسي اقتصادي فرهنگي و نظامي جهان را به دست گرفت. لذا آنچه قرار است در اين جستار به آن پرداخته شود نگهاي جديد و از زاويه ي ديگر به اسرار پشت پرده  مجسمه ي است که آنرا  به اصطلاح تنديس آزادي مي خوانند.
سال‌ها قبل‌تر از آن يک يهودي دريانورد به نام کريستوفر کلمپ با مشورت با محافل يهودي اسپانيا و با توجه به اطلاعات و شواهدي که از وجود سرزميني در آنسوي اقيانوس اطلس داشت  با نيت پيدا کردن ارض موعود عهد عتيق سرزمين خالي از سکنه ي (!) را مي يابد (3) كه اندكي بعد مورد توجه پيوريتن‌هاي انگليسي قرار مي گيرد. اين مسيحيان يهودي به محض ورود به امريکا آنرا ارض موعود ناميده و بوميان آن سرزمين را کنعانيان پنداشته و تا جيي که مي توانند آنها را قتل‌عام می‌کنند. (4)
اولين کتابي که در امريکا به چاپ مي رسد «مزامير داوود» است. پيوريتن‌ها نام‌هاي عبري بر فرزندان خيابان‌ها و شهرهاي خود مي گذارند. تا جيي که بايد پسوند «DC» در نام شهر «Washington DC» را David Capital يعني (پيتخت داوود) دانست. (5) نهيتآ پس از مدت‌ها جنگ داخلي سرانجام در چهارم ژوئيه 1776 اولين کشور تمام فراماسونري جهان يعني امريکا استقلال خود را اعلام مي نميد. بعد از يک قرن يعني درسال 1886 ميلادي فرانسه به مناسبت يکصدمين سالگرد استقلال امريکا مجسمه آزادي را در چند تکه مجزا توسط کشتي به امريکا هديه مي کند. (6)


طراح اصلي اين مجسمه «فردريک آگوسته بارتولدي» مجسمه‌ساز ماسون فرانسوي بود. البته سازه دروني آن را «الکساندر يفل» مهندس فرانسوي برج يفل طراحي نمود. مهندسان و طراحان ديگري نظير «ژوزف پوليتزر» و «اوژن ويوله لودوک» نيز در جريان ساخت آن نقش داشتند. (7) ويژگي مشترک تمامي اين مهندسان و طراحان عضويت در لژهاي فراماسونري فرانسه بود. تا جيي که به عنوان مثال بسياري از نماد شناسان برج يفل را يک «ابليسک» فانتزي مي دانند. (8)
در ابتدا سازندگان فرانسوي آن اعلام نمودند که اين مجسمه نماد «تائيس» معشوقه اسکندر است. اما نکته ظريفي که در اين ميان ناديده ماند چيز ديگري بود که بعدها نشريه ماسون ترک آنرا فاش ساخت و آن شباهت بسيار زياد چهره اين مجسمه با «يسيس» اسطوره مصر باستان و الهه مورد تقديس ماسونها بود. بعدها فردريک بارتلدي در پاسخ به انتقاد افرادي که ...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 14:0  توسط باباجون  | 
ناصر الدین شاه نیز در در خاطرات خود که سندی از وطن فروشی او ست در زمینه از دست دادن سرزمین های ورارود(ماوراءالنهر)،مرو و دیگر سرحدات و تحویل آن ها به روس ها نوشته است:" ...روس آمد "آخال" را گرفت. چه می کردیم؟(!!)همانطور که "آخال" را تصرف کرد،بالطبیعه "مرو" را هم تصرف می کرد(!!).ما چطور می توانستیم بگوییم: "مرو" نرو و تصرف نکن. (!!) .اگر از این ممانعت ها می کردیم جز این که روس ها را با خودمان دشمن بکنیم هیچ فایده ای نداشت..."(!!)

این روند جدا سازی سرزمین های ایرانی در غرب وجنوب ایران نیز ادامه داشت که در غرب ،استعمار انگلیس و روسیه به طور غیر مستقیم و به عنوان میانجی در تدوین پیمان ارزروم بین ایران و عثمانی که جدایی شهرهای ایرانی و نفت خیز نفتخانه، مندلی، خانقین و سلیمانیه را از ایران رسمیت بخشید نقش داشتند . در جنوب ایران زمین نیز انگلستان با اشغال بلند مدت بنادر و جزایر کرانه ای ایران از جمله جزیره بحرین ،دوپی(دوبی)، عجمان،راس الخیمه،جزیره سیر ابو نعیر(که هم اکنون در اشغال امارات است) و بسیاری مناطق دیگرکه قرن ها بخش لاینفکی از قلمرو حکومت‌های ایرانی بوده با دسیسه‌های گوناگون آن ها را به طور غیر قانونی از ایران جدا نمود.
میرزا آقاخان نوری اعتماد الدوله(!) در پاسخ استعلام امین الممالک که که نوشته بود:" انگلیسی ها حرف های نپذیرفتنی می زنند.آن ها می گویند باید به افغانستان و هرات استقلال بدهیم.من چه کنم؟" در پاسخ نوشت:"... چاره ای جز قبول نداریم(!!).ما نمی توانیم هفت هشت ماه طول بدهیم،قوه نداریم.پول نداریم.مردم ایران....هستند(!!).امان است.امان است.بگذران.بگذران."(!!)
ادعاهاي بي‌پايه و تجاوزكارانه کشورهای عربی علیه ایران
در مساله ادعاهاي امارات نسبت به تماميت ارضي ايران در خليج فارس، چند نكته قابل تأمل است:

1ـ در زمان انعقاد تفاهم‌نامه ميان ايران و شيخ شارجه و بازگشت جزاير به ايران، هنوز دولتي با نام امارات متحده عربي، وجود خارجي نداشت تا بتواند ادعايي نسبت به جزاير تاريخي ايران داشته باشد. درواقع امارات متحده عربي پس از بازگشت جزاير به ايران به عنوان يك كشور موجوديت يافت..

2ـ شوراي همكاري خليج فارس نيز در زمان انعقاد اين تفاهم‌نامه، هنوز تشكيل نشده بود؛ بنابراين، از لحاظ حقوق بين‌الملل نمي‌تواند نسبت به تماميت ارضي ايران، ادعايي مطرح كند..

3ـ بنا بر يك اصل حقوقي در روابط بين‌الملل، وجود قرارداد دوجانبه، حق و مسئوليتي براي كشور سوم ايجاد نمي‌كند، بنابراين دخالت هر كشور و نهاد و سازمان ثالث در مساله جزيره ابوموسي، غيرقانوني است..

4ـ پس ازجدایی بحرین از ایران و اعمال حاكميت دوباره ايران بر جزاير سه‌گانه، چند كشور عربي از جمله ليبي، عراق و يمن، در دسامبر 1971 از ايران به شوراي امنيت سازمان ملل شكايت كردند كه شوراي امنيت با بررسي پرونده،به نفع ایران آن را براي هميشه مختومه اعلام كرد. اين‌گونه بود كه چون در قوانین بین الملل یک موضوع دو بار در شورای امنیت سازمان ملل قابل بررسی نیست اعراب به دنبال راهكاري براي حل مشکل خود بر آمدند تا اين‌كه بهترين حربه را توسل به دادگاه لاهه يافتند. کشورهای عربی مترصد کوچکترین سستی از سوی ایرانیان هستند تا نیت شوم خود یعنی بین المللی کردن مساله جزایر را که امری داخلی و مربوط به ایران است را به عمل برسانند تا این جزایر را نیز مانند بحرین با حربه بین المللی کردن تمامیت سرزمینی ایران به نفع خود به انجام برسانند.

پيشينه حاكميت ايران بر جزاير و بنادر شمال تا جنوب خليج فارس

از هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح (از بيش از چهار هزار سال پيش) تاكنون جزاير سه‌گانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك به همراه ديگر جزاير، بنادر و سواحل شمال و جنوب خليج فارس قلمرو حكومت‌هاي گوناگون ايراني بوده است. وجود نقشه‌هاي باستاني حكومت هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان، سنگ‌نبشته‌هاي متعدد، نام‌هاي نژاده پارسي اين مناطق، بيش از 23 نقشه رسمي و نيمه‌رسمي كه توسط دولت‌هاي بريتانيا و ديگر دول غربي در قرون گذشته به چاپ رسيده، نامه‌هاي رسمي دولتي حكومت‌هاي گوناگون ايران‌زمين و اسناد و كتاب‌هاي تاريخي موجود در كتابخانه‌هاي سراسر دنيا و بسياري اسناد ديگر، تعلق اين جزاير را به ايران به خوبي به اثبات مي‌رساند. از جمله كتاب‌هاي تاريخي مي‌توان به كتاب «محمود سديد كبابي بندر عباسي» اشاره كرد كه در آن اسناد جالب توجهي موجود است كه از آن ميان، مي‌توان به سندي اشاره كرد كه در آن اجداد شیوخ فعلی شارجه و رأس‌الخيمه که چوپانی می کردند براي تعليف احشام خود در جزيره ابوموسي ـ كه به دليل مراتع سرسبز خود به «گت سبزو» نيز معروف بود ـ از حاكمان ايران اجازه مي‌گرفتند و پس از تعليف هم مراتب خدمتگزاري و سپاس خود را به ايرانيان اعلام مي‌داشتند.

ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك، سه جزيره‌اي هستند كه با وجود اين‌كه وسعت چنداني ندارند، ولي از اهميت استراتژيك و منحصر به فردي برخوردارند. اين جزاير همچون زنجيره‌اي دفاعي و امنيتي در جنوب ايران، در دهانه خليج فارس و تنگه هرمز همانند ناوگاني ثابت، هرگونه تحرك و عبور و مرور كشتي‌ها به خليج فارس را در كنترل دارند.

در سال 1850 ميلادي بنا بر آمار انگليسي‌ها، جمعيت ابوموسي از حدود شصت خانوار كه اغلب ايراني بوده‌اند، تشكيل شده بود و اندك خانوارهاي عرب ساكن آن از بندرلنگه به آنجا مهاجرت كرده بودند. تنب بزرگ مسكوني بوده و تنب كوچك يا تنب مار، با دو كيلومتر مربع وسعت، صخره‌اي و هميشه خالي از سكنه بوده است. نام اين جزاير نيز ريشه‌اي ايراني دارد. ابوموسي، مخفف «بوم موسي» يعني خانه موسي بوده و تنب نيز تغييريافته واژه پارسي تنگستاني «تمب» به معناي تپه پشته و تل است..

استعمار بريتانيا در اوايل سده بيستم ميلادي همزمان با گسترش نفوذ و استيلاي خود در منطقه و نيز همگام با مرعوب كردن شيوخ باديه‌نشين حاشيه جنوب خليج هميشه فارس، جزاير بحرین ،تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي را اشغال كرد و به قبايل عرب تحت‌الحمايه خود سپرد، اما اين امر بلافاصله با اعتراض رسمي دولت ايران روبه‌رو شد و همه دولت‌هاي ايران در سال‌هاي اشغال همواره با كوشش‌هاي پيگير، با اعتراضات رسمي مكتوب، حتي با بازديد و نصب پرچم سه‌رنگ ايران بر اين جزاير، بر حق حاكميت سرزمين ايران بر اين جزاير پاي مي‌فشردند، تا اين‌كه در پي يك معامله ننگين كه هيچ‌گاه توسط ملت ايران به رسميت شناخته نشد، در تاريخ 24 ارديبهشت 1349، بحرين با یک همه پرسی غیر قانونی از پيكره ميهن جدا شد . همزمان با خروج استعمار انگليس از خليج فارس در سال 1971 ميلادي (1350 شمسي) طي تفاهم‌نامه‌اي با شيخ‌نشين شارجه و با ميانجيگري انگلستان، جزيره ابوموسي پس از 68 سال اشغال توسط بيگانه، به مام ميهن بازگشت و جزاير تنب بزرگ و تنب كوچك نيز با توافق غيرمكتوب با بريتانيا به ايران بازگردانده شدند، چراكه بنا بر ديدگاه دولت وقت ايران، هرگونه توافق مكتوب با بريتانيا ممكن بود در مورد حاكميت مطلق ايران بر دو جزيره تنب، جاي ترديد باقي بگذارد..


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 13:21  توسط باباجون  | 

 تصویر  حضور یافتن خفت بار میرزا محمدرضا قزوینی سفیر ایران در عهد فتحعلیشاه،در مقابل ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه در فين كنشتاين و امضای معاهده ای با همین نام با ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه در تاریخ بیست و هفت آوریل 1807 میلادی به قلم فرانسوا هنری مولارد فرانسوی.


برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر روی لینک زیر کلیک کنید

اینجا کلیک کنید

 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 9:5  توسط باباجون  | 
 
  بالا