سردار قاسم سلیمانی در کلام عطاءالله مهاجرانی

 

*متن کامل سخنرانی عطاالله مهاجرانی در وبیناری که به مناسبت سالگرد شهادت‌ شهيد سپهبد حاج قاسم سلیمانی در دانشگاه شیراز برگزار شده است*

 وزير فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات گفت: 
سردار سليماني به هويت ايراني و اسلامي تفسير تازه‌اي بخشيد و امروز کشور ما به يک لنگرگاه و نقطه اتکا در منطقه تبديل شده است.

عطاءالله مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات در نشستي که به منظور گراميداشت سالگرد شهادت سردار قاسم سليماني به صورت وبينار در دانشگاه شيراز برگزار شد،  طي سخناني با اشاره به اثرگذاري حاج قاسم سليماني در ارتقاء هويت ايراني و اسلامي اظهار داشت: صحبت کردن از سليماني کار آساني نيست زيرا درباره شخصيتي صحبت مي‌کنيم که محصول يک دوره 40 ساله  جهاد، شهادت، انديشه، حکمت و کارنامه انسان‌سازي در مکتب اسلامي و ايراني بوده است. مکتب شهيد سليماني در چارچوب هويت اسلامي و ايراني قرار مي‌گيرد.‌

وي با بيان اينکه هويت به معني بنيه و ريشه تفسير مي‌شود، افزود: شهيد سليماني به آن نقطه تعالي «من حقيقي»  و هويت الهي و اسلامي دست يافته بود و ما او را در اين نقطه مي‌شناسيم؛ البته اين مسير، مسير آساني نيست و او با 40 سال رنج، جهاد، خلوص، پاکسازي و کنار گذاشتن خواسته‌هاي نفساني به چنين جايگاهي رسيد.

وزير اسبق ارشاد با اشاره به واکنش شهيد سليماني درخصوص کانديداتوري‌اش در انتخابات، ادامه داد: وقتي از شهيد سليماني مي‌پرسند شما کانديداي رياست جمهوري هستيد، مي‌گويد من کانديداي گلوله هستم. کسي که چنين پاسخي مي‌دهد يعني بسياري از پرسش‌ها در او حل شده و بسياري از ناخالصي‌ها در وجودش از بين رفته و به تعبير قرآن  از اميال و گرايش‌هايي که انسان را  در زمين نگه مي‌دارد، رها شده است. براي رسيدن به اين نقطه يک جامعيت لازم است.

مهاجراني با بيان اينکه فردي که از خود طبيعي فراتر رفته، هويت ديگري مي‌يابد، تاکيد کرد: اين هويت، هويت ايراني و اسلامي است. در قرآن از اين جايگاه به عنوان فطرت الهي تعبير شده که براي رسيدن ‌به آن، به سفر دروني نياز است. در واقع هجرت و‌ هويت دو روي سکه سرمدي و کمال انسان است.

وي با اشاره به اينکه شهيد سليماني 40 سال در عرصه‌هاي مختلف، از دفاع مقدس تا جبهه بزرگتري در منطقه نقش آفريني کرد، افزود: اينجاست که انسان از حوزه فرديت جلوتر مي‌رود و به يک امت و ملت تبديل مي‌شود.گمان مي‌کنم حضور مردم در تشييع پيکر او احترام به فرزندي بود که براي رسيدن به اين جايگاه، 40 سال از دنيا گذر کرده و با سوزاندن ناخالصي‌ها به کمال و اخلاص واقعي رسيد.

وزير اسبق ارشاد تاکيد کرد: هرگز نمي‌توان تاريخ استقلال و يکپارچگي سرزميني سوريه و عراق، تاريخ استقلال و حفظ هويت و وحدت لبنان، فلسطين، يمن و به طريق اولي کشور عزيزمان ايران را  نوشت و نام و نقش قاسم سليماني را نديد.

مهاجراني با اشاره به اينکه ما در زندگي سليماني به روشني شاهد تولا و تبعيت او بوديم، تصريح کرد: يک انسان آرماني با حضور به موقع خود باعث مي‌شود، تماميت يک سرزمين و يک ملت حفظ شود حال آنکه توطئه‌هاي پي در پي بسيار عميق  و محاسبه شده‌اي از پيش از انقلاب اسلامي و بعد از آن با تراکم بيشتر در جهت تجزيه سرزميني و ملي ايران صورت گرفت.

وي ادامه داد: وقتي رسانه‌هاي فارسي زبان خارج از ايران را مورد مداقه قرار مي‌دهيد، مي‌بينيد تلاش آنها و گروه‌هاي فکري‌شان اين است که چگونه بين ملت و سرزمين ايران تفرقه و جدايي ايجاد کنند. چگونه بين اقوام مختلف ايراني کينه، نفرت و بيگانگي ايجاد کنند تا اين يکپارچگي و وحدت از بين رود. البته اين مسئله فراتر از ايران  و اقوام است.

وزير اسبق ارشاد يادآور شد: داعش پديده‌اي بود که براي ايجاد تفرقه در عراق و بدنام کردن اسلام ايجاد شد و پس از آن داستان سوريه، يمن و لبنان  پيش آمد. اينجا بود که يک انسان آرماني و پرورده مکتب اسلام و ولايت و هويت ايراني در صحنه حضور يافت، البته او نمادي از نيروي قدس است که‌ با هزاران نيرو به عنوان يکي از ارکان اقتدار ملي، امنيت ملي و منطقه‌اي در اين مسير تلاش و جانفشاني کردند. اين مجموعه باعث شد هويت ملي و اسلامي ما به خوبي در منطقه حفظ شود و به اين نقطه دست يابيم.

مهاجراني با بيان اينکه کسي مي‌تواند به اسوه و الگو تبديل شود که يک مکتب باشد، گفت: پيامبر ما که قرآن از او به عنوان اسوه حسنه ياد مي‌کند، يک مکتب است. پيامبر در زندگي خود، زماني به موفيت دست پيدا کرد که هويت ايماني را به هويت اجتماعي،  فرهنگي و سياسي  تبديل کرده و يک نظام تشکيل داد.

بيشتر بخوانيدمتن کامل «طرح قانون ترويج مکتب شهيد سليماني و تعقيب و مجازات مرتکبين عليه ايران»
حاج قاسم و شاهکار والفجر8 ـ قسمت هشتم|از تصرف پايگاه موشکي بعثي‌ها تا دغدغه سردار قاسم سليماني براي حضور ميداني
وي اخلاص را از ديگر ويژگي‌هاي ماندگاري مکتب حاج قاسم معرفي کرد و گفت: به تعبير او بايد به جايي برسيد که ديده نشويد، شهيد سليماني سرلشکر بود اما در وصيت نامه  خود نوشت بر سنگ مزارش تنها عبارت «سرباز» قيد شود. اثرگذاري وي نه تنها در خانواده و اطرافيانش بلکه در يک ملت و حتي فراتر و در ساير ملل نظير عراق، سوريه و يمن قابل مشاهده است. شخصيتي که شعاع  اثرگذاري او فراتر از منطقه هم شود، شخصيتي تاريخي مي‌شود.

وزير اسبق ارشاد ادامه داد: آمريکايي‌ها، اسرائيلي‌ها و همپيمانان منطقه‌اي آنها فکر مي‌کردند با شهادت قاسم سليماني، فرد موثري را از نظام، انقلاب اسلامي و  رهبري به عنوان بازوي پرتوان مي‌گيرند، آنها اشتباه کردند زيرا سليماني به امري پيوند خورده که  نابود شدني نيست. او از خودِ طبيعي حرکت کرد‌ و به هويت ايراني، ملي و اسلامي ما تفسير تازه‌اي بخشيد.

مهاجراني با اظهار اينکه ان شاءالله بتوانيم قدردان اين شهيد گرامي باشيم، به مسئولان دانشگاه شيراز پيشنهاد کرد اين دانشگاه در يکي از گروههاي خود کرسي و درسي با عنوان مکتب سليماني ايجاد کند.

وي در ادامه اين وبينار در پاسخ به سوالي درباره قدر مشترک هويت ملي و اسلامي گفت: هويت انساني، وجه مشترک، هويت ملي و اسلامي ما است. واژه شهادت واژه‌اي اسلامي است، وقتي کسي شهيد  مي‌شود، يعني ‌با يک معيار و ارزش اسلامي به ميدان مي‌رود و از سرزمين خود دفاع مي‌کند؛ لذا هويت انساني مهمترين قدر مشترک هويت ايراني و اسلامي است.

وزير اسبق ارشاد در ادامه با اشاره به خاطره‌اي از حاج قاسم سليماني گفت: حدود سه سال پيش که کتاب "حاج آخوند" را منتشر کردم  يکي از دوستان که عضو مجلس اول بود و الان هم عضو مجمع تشخيص مصلحت هستند با من تماس گرفتند و بابت انتشار کتاب تشکر کردند و گفتند حاوي پيام حاج قاسم سليماني هم هستم. ايشان هم کتاب شما را مطالعه کردند، وقتي فهميدند مي‌خواهم با شما تماس بگيرم گفتند از طرف ايشان هم براي انتشار کتاب قدرداني کنم.

مهاجراني افزود: بعدها متوجه شدم که شهيد سليماني اين کتاب را به برخي  افراد هديه داده‌اند. محرم حدود 2 سال پيش سفري را به بيروت داشتم. آنجا دوستاني را ديدم که به حاج قاسم نزديک بودند. به اين دوستان گفتم چه خوب مي‌شد در اين ايام‌ توفيق زيارت زينبيه و حضرت رقيه(س) را پيدا مي‌کرديم. دوست دارم به مزار ابن عربي و جرج جرداق بروم. فکر نمي‌کردم اين پيشنهاد به سرعت عملي شود و من در سفري 24 ساعته به سوريه بروم. نيمه شب به آنجا رسيديم و به زيارت زينبيه و حضرت رقيه (س) رفتيم. در محل استقرار، فيلم «به وقت شام» آقاي حاتمي کيا را ديدم. نزديک اذان صبح به مزار ابن عربي و بعد جرج جرداق  رفتيم و پس از آن به بيروت برگشتيم.

وي در بخش پاياني سخنان خود با اشاره به شرايط امروز کشور اظهار داشت: ما امروز به نقطه‌اي رسيديم که ايران لنگرگاه حفظ ثبات، عزت و تعادل در منطقه است.‌ روزگاري روس‌ها، انگليسي‌ها و امريکايي‌ها ايران را اشغال کردند. متفقين کنفرانس تهران را در ايران برگزار کردند و حتي شاه ايران  را به اين نشست راه ندادند اما امروز کشور ما به يک لنگرگاه و نقطه اتکا در منطقه تبديل شده است.

وزير اسبق ارشاد با اشاره به اينکه مشغول نوشتن کتابي در زمينه جنگ تحميلي ايران است، گفت: در اهميت موقعيت ايران مبتني بر انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي همين بس که پس از يک کارزار 8 ساله که شاهد جنگ‌جهاني عليه کشورمان بوديم و همه تلاش‌ها براي ايجاد خاورميانه جديد بدون جمهوري اسلامي ايران، امروز ايران  به يک‌ لنگرگاه و  نقطه اتکاي ملت‌هاي منطقه تبديل شده است.

مهاجراني يادآور شد: نقش مقام معظم رهبري و سياست‌هاي اتخاذي براي رسيدن به اين نقطه اقتدار  ملي و منطقه‌اي  بسيار ممتاز است. زماني ما در مجلس اول براي تامين مسلسل مشکل داشتيم اما الان به نقطه‌اي رسيديم که به پايگاهي مثل عين الاسد ضربه مي‌زنيم. قدرت حضور و اراده امريکا در منطقه به قبل از شهادت سليماني و بعد از شهادت سليماني و حمله به پايگاه عين الاسد تقسيم مي‌شود. زدن اين پايگاه دستاوردي بود که به نظر من در پرتو رهبري خردمندانه و مدبرانه آيت‌الله خامنه‌اي و اقتدار ارتش، سپاه و سليماني حاصل شد و کشور را به جايگاهي رساند که امروز به نقطه امن، محکم و استوار منطقه تبديل شده است.

نطق عجیب ۹۶ سال قبل شهید مدرس: حضرت ابراهیم ایرانی بود /مردم جزیره العرب و یمن هم ایرانی 
روزنامه اطلاعات در یادداشتی به قلم محمد ترکمان(محقق تاریخ) بخشی از یک نطق شهید مدرس در مجلس شورای ملی را منتشر کرده است.

مدرس در جلسه ۲۳ دی ۱۳۰۳ مجلس پنجم می گوید:

*ما می‌خواهیم وطن‌خواه باشیم.  وطن‌خواهی یعنی چه؟ من خیال می‌کنم وطن‌خواهی و وطن‌دوستی که ما می‌گوییم این است که ارض خودمان را دوست بداریم و اهل آن ارض را هم مثل خودمان و از خودمان بدانیم.

* باید اول تشخیص موضوع کرد که ارضی که ما آن را دوست می‌داریم و اسمش را وطن خودمان می‌گذاریم، کجا هست؟ حد و حدودش کجاست؟ و هموطنان ما کیانند؟ تا بدانیم این حب و علقه را به کجا بیندازیم.

* می‌گوییم دولت هشت‌ هزار ساله‌ایم. خوب دولت هشت هزار ساله، باید زمین هشت هزار سال سابقش را وطن خود بداند و اقوام هشت هزار ساله سابق تا حال را، هموطنان خودش بداند، والا غلط می‌کند می‌گوید دولت هشت هزار ساله هستم.

*کسی که وطن هشت هزار ساله خودش را بلد نیست و اقوام هشت هزار سال سابق خودش را نمی‌شناسد، نمی‌گوید دولت هشت هزار ساله‌ام.

* حضرت ابراهیم (ع) ایرانی بود. در این که هیچ گفتگویی نیست. هیچ‌کس هم مدعی نشده است که حضرت ابراهیم از قوم دیگر است. این بلا معارض است … اگر خانه‌اش را هم بخواهید، بابل است؛ پهلوی کرمانشاه خودمان … پسر این حضرت ابراهیم، حضرت اسمعیل بود … اسحاق هم یک پسرش بود که جد پسر عموها و یهودی‌ها است. اسمعیل هم مال ما سادات است. پس اسمعیل که جد ما است، پدرش ایرانی بود … چ

*آن هشت هزار سال را گذاشتم زمین … پایین‌تر می‌آیم. وطن خودم را مربوط به هزار و چهار صد سال قبل می‌دانم. پس هموطنان من اقوامی هستند که از هزار و چهار صد سال پیش، در آن زمینی که در تصرف ما بود، منزل داشتند. آنها را هموطنان خودم می‌دانم … زمان ابراهیم را هم بخشیدیم و از هزار و چهار صد سال قبل شروع کردیم.

*هزار و چهار صد سال قبل می‌دانید، چه وقت است؟الآن هزار و سیصد و چهل سال از هجرت گذشته است. شصت سال قبل از هجرت را می‌گیریم که تقریبا ولادت پیغمبر اکرم است. پیغمبر ما

*حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله که جد ما است می‌فرماید:من فخر می‌کنم که زاییده شدم در زمان پادشاه عادل؛ یعنی انوشیروان عادل. حالا این یعنی پادشاه عادل خودم – یا – پادشاه عادل کسی دیگر؟یعنی پادشاه عادل خودم. پیغمبر ما رعیت دنیوی پادشاه عدل، انوشیروان بوده است.

*انوشیروان پادشاه ایران بود یا روم یا چین؟ پادشاه ایران بود. اراضی ایران هم کرد نشین بودند، لر نشین بودند و عرب‌ نشین بودند. جزیره العرب هیچ‌وقت سلطانی غیر از سلطان ایران نداشت … حکومت‌های سابق این طوری بودند که یک سلطانی که بر یک جا استیلا داشت، یک امیری به آن جا می‌فرستاد و آن امیر تحت فرمان این سلطان بود .

*غرض عرض بنده این است که اراضی جزیره العرب و یمن که عرب‌نشین هستند، از اراضی ایرانند و اشخاصی هم که در آن خاک منزل داشته و دارند، از اول رعیت ایران بوده‌اند. اقوام هموطن ما بوده‌اند و اگر ما وطن هزار و چهار صد سال خودمان را بگیریم، اهالی آن هموطنانمان هستند. حالا در جایی که قوم عرب ساکن بوده‌اند، عربی و در جایی که فارس بوده‌اند، فارسی زبان بوده‌اند …

۲۳۳۰۲

تندیس یک مرد باستانی را درمسجدسلیمان بیل میکانیکی از خاک بیرون کشید

مجتبی گهستونی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: هنگامی که کارگران در منطقه کلگه زرین مسجدسلیمان مشغول حفاری بودند، ناگهان بیل میکانیکی آنها یک جسم سنگی را از دل خاک بیرون کشید که وقتی کارگران به سمت آن رفتند متوجه شدند این تندیس متعلق به یک مرد باستانی است.
وی افزود: در این اتفاق، تنها بالا تنه تندیس این مرد باستانی از دل خاک بیرون کشیده شد و مابقی اجزا این تندیس که دارای مو و ریش است به کاوشهای بیشتر نیاز دارد که این کار به مجوز پژوهشکده باستانی کشور نیاز دارد.

گهستونی عنوان کرد: این تندیس کشف شده توسط نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی خوزستان به اداره میراث فرهنگی مسجدسلیمان منتقل شده و در این مکان نگهداری می شود. البته خوشبختانه میراث فرهنگی از ادامه کار کارگران در این نقطه جلوگیری کرده تا بیش از این به آثار موجود در دل خاک زیان وارد نشود.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان عنوان کرد: به نظر می رسد در این منطقه باستانی اشیا دیگری هم وجود دارد که انتظار می رود پژوهشکده باستانی شناسی کشور به سرعت مجوز حفاری و جستجو برای این نقطه از مسجدسلیمان که البته در آثار ملی هم ثبت شده است را صادر کند.

گهستونی عنوان کرد: طبق شنیده ها سازمان بازرسی کل کشور نیز دستور یپگیری و رسیدگی موضوع را صادر کرده است.

وی گفت: با توجه به بررسی هایی که توسط این انجمن صورت گرفته، احتمالا این تندیس متعلق به دوره «الیمایی» که همزمان با حکوممت اشکانیان است و به همین دلیل از قدمت و ارزش بالایی برخوردار است.

تپه باستانی کلگه زرین یکی از مهمترین محوطه های تاریخی خوزستان است که توسط باستان شناسانی مثل دکتر گریشمن و دکتر سرافراز مشاهده شده اما در نهایت توسط دکتر علی اکبر سرفراز در سال 1352 کاوش شد.

این تپه که به واسطه غنی بودنش به گاوطلایی (کلگه زرین) معروف است به شماره 1708 در سال 1364 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و از شمال و جنوب تپه در محاصره مغازه ها و خانه هایی است که به صورت غییر مجاز ساخته شده اند.

با توجه به اینکه از سالیان گذشته در جنوب مسجدسلیمان و بر روی محوطه کلگه زرین ساخت و سازهای بی شماری صورت گرفته این محوطه نیاز فوری به تعیین حریم و نجات بخشی اضطراری دارد.
---------------------------------------------
عکس: حسین سریعکار

خاندان پهلوی / احسان نراقی "محمدرضاشاه پهلوی " ، شاه را سرنگون‌کرد

بازخوانی گفت وگو با احسان نراقی
نراقی ، از جمله نزدیکان دربار و مشخصاً فرح بود و تا آخرین لحظات فرار شاه ، در کنار او قرار داشت. خود او می گوید: در فرودگاه تا لحظه سوار‌شدن به هواپیما دستم را محکم گرفته بود که من با شوخی گفتم که قرار نیست با شما همسفر باشم و از شاه خداحافظی‌کردم.
عصر ایران؛ سعید شمس - "احسان نراقی درگذشت" ؛ این خبری بود که دو روز قبل در رسانه ها منتشر شد تا یکی از کسانی که خود بخشی از تاریخ معاصر است و شاهد بسیاری از رویدادهای دوره پهلوی بود ، باسینه ای پر از حرف های مگو ، به زیر خاک برود.
به همین مناسبت ، بخشی از گفت و گوی "نسیم بیداری" با احسان نراقی که دو سال قبل انجام شده را بازخوانی کنیم.

نراقی ، از جمله نزدیکان دربار و مشخصاً فرح بود و تا آخرین لحظات فرار شاه ، در کنار او قرار داشت. خود او می گوید: در فرودگاه تا لحظه سوار‌شدن به هواپیما دستم را محکم گرفته بود که من با شوخی گفتم که قرار نیست با شما همسفر باشم و از شاه خداحافظی‌کردم.

*بسیاری از تاریخ‌ نویسان دلایل متعددی از قبیل ناکارآمدی رژیم پهلوی، بی‌توجهی به سنت‌های‌جامعه، وابستگی شدید به خارجی ها و... را به‌ عنوان مهم‌ترین دلایل سقوط شاه معرفی‌ می کنند. به نظر شما کدام یک از این موارد را می‌توان دلیل اصلی سقوط سلطنت پهلوی دانست؟


هیچ‌کدام، شک ندارم که شخص شاه در...
ادامه نوشته

*مشروح طرح صهیونیستی‌-‌آمریکایی برنارد لوئیس برای تجزیه و تفکیک جهان اسلام و عرب:

مصر

براساس این طرح کشور مصر به 4 کشور کوچک تقسیم می‌شود:
1- سیناء وشرق دلتا که "تحت نفوذ و کنترل یهود" خواهد بود تا گامی برای تحقق رویای از نیل تا فرات رژیم صهیونیستی برداشته شود.
2- کشور مسیحی به پایتختی اسکندریه؛ این از جنوب با بنی سویف تا جنوب اسیوط و از غرب تا فیوم کشیده شده وحتی ممکن است خود شهر فیوم را نیز شامل شود. این کشور در امتداد خط بیابانی با گذر از دشت نطرون ادامه می‌یابد تا این منطقه را به اسکندریه مرتبط کند.
3- کشور نوبه: که با پیوستن اراضی شمال سودان به آن به پایتختی شهر "أسوان" تشکیل می‌شود. کشور از نوبه صعید مصر تا شمال سودان را دربرگرفته تا کشور نوبه در منطقه صحراى بزرگ را تشکیل دهد و با کشور بربرها که از جنوب مغرب تا دریای سرخ تشکیل خواهد شد،‌همجوار شود.
4- مصر اسلامی به پایتختی قاهره که در واقع از بازمانده مصر تشکیل می‌شود و البته تحت نفوذ و سیطره اسرائیل خواهد بود.

سودان

بنابر طرح ارائه شده توسط برنارد لوئیس سودان نیز بسان مصر باید به 4 کشور کوچک تقسیم شود.
1- کشور نوبه که در واقع تکمیل کننده دولت نوبه مصر به پایتختی شهر أسوان است و اراضی سودان به این کشور ملحق می‌شوند.
2- کشور اسلامی سودان در شمال.
3- کشور مسیحی جنوب سودان که جدایی خود را با برگزاری همه‌پرسی دروغینی اعلام خواهد کرد (و در عمل نیز ملاحظه کردیم که براساس این طرح کشور سودان جنوبی پس از برگزاری همه‌پرسی با جدایی از سودان در 9 ژوئیه 2011 تشکیل شد).
4- کشور دارفور که توطئه‌ها برای جدا کردن آن از سودان بویژ پس از جدایی جنوب سودان تشدید شده است، درحالی‌که یابد توجه داشت منطقه دارفور منطقه‌ای غنی و سرشار از اورانیوم و طلا و نفت است.

کشورهای شمال آفریقا

تجزیه لیبی، الجزایر و مغرب با هدف تشکیل:
1- کشور بربر که در امتداد کشور نوبه مصر و سودان خواهد بود.
2- کشور پولیساریو.
3- و مابقی اراضی برجای مانده همان کشورهای کوچک شده مغرب و الجزایر و تونس و لیبی را دربرخواهد گرفت.

شبه جزیره عربستان و خلیج فارس

محو کویت و قطر و بحرین و پادشاهی عمان و یمن و امارات متحده عربی از نقشه بگونه‌ای که شبه جزیره عربستان و خلیج فارس تنها سه کشور را دربرگیرد:
1- کشور شیعی احساء که کویت و امارات و قطر و عمان و بحرین را دربرمی‌گیرد.
2- کشور سنی نجد .
3- کشور سنی حجاز.

عراق

تجزیه عراق براساس پایه‌ها و اصول عرقی و نژادی و مذهبی و دینی بشکلی که در سوریه عهد عثمانی بوقوع پیوست،‌ صورت می‌گیرد و از تجزیه این کشور 3 کشور کوچک تشکیل خواهد شد.
1- کشور شیعی در جنوب که حوالی بصره تشکیل می‌شود.
2- کشور سنی در مرکز عراق که حوالی بغداد تشکیل می‌شود.
3- کشور کردستان در شمال و شمال شرقی عراق که حوالی شهر کردنشین موصل تشکیل می‌شود و بخش‌هایی از مناطق کرد نشین ایران و سوریه و ترکیه و اتحاد شوروی سابق را دربرمی‌گیرد.

توجه به یک نکته اساسی

در اینجا لازم است، به یک نکته مهم اشاره کرد، مجلس سنای آمریکا در 29/9/2007 به شرطی با عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از عراق موافقت کرد که بغداد با تشکیل سه کشور که در سطور بالا به آنها اشاره شد، موافقت کند و از مسعود بارزانی خواست برای تعیین سرنوشت منطقه کردستان به پایتختی شهر نفت‌خیز کرکوک در این منطقه همه پرسی برگزار کند و معروف است که فرمان پریمر و متحدانش در عراق خواستار تشکیل ایالت‌هایی خودمختار در عراق برپایه‌ای طایفه‌ای بودند که سه ایالت شیعیان در جنوب و سنی‌ها در مرکز و کردها در شمال را دربرمی‌گیرد.

سوریه

براساس طرح تفکیک لوئیس سوریه نیز باید برپایه اصول و مبادی مذهبی و عرقی و نژادی به 4 کشور کوچک تقسیم شود.
1- کشور علوی شیعیان در امتداد سواحل.
2- کشور سنی‌ها در منطقة حلب.
3- کشور سنی‌ها در دمشق.
4- کشور دروزی‌ها در جولان و لبنان ( این کشور از اراضی جنوب سوریه و شرق اردن و اراضی لبنان تشکیل می‌شود).

لبنان

بر پایه طرح تقسیم جهان اسلام و عرب برنارد لوئیس از تقسیم لبنان 8 کشور کوچک نژادی و مذهبی به شرح زیر بدست می‌آید:
1- کشورسنی درشمال به پایتختی طرابلس.
2- کشور مارونی در شمال به پایتختی جونیه.
3- کشور علوی دشت بقاع به پایتختی بعلبک که تحت نفوذ سوریه شرق لبنان قرار خواهد داشت.
4- کشور بین المللی بیروت.
5- کشور فلسطینی اطراف صیدا تا رود لیتانی که سازمان آزادیبخش فلسطین بر آن حاکم خواهد بود.
6- کشور کتائبی‌ها در جنوب که مسیحیان و یک و نیم میلیون نفر از شیعیان لبنان را دربرمی‌گیرد.
7- کشور دروزی‌ها که از بخش‌هایی از اراضی لبنان و سوریه و فلسطینی اشغالی تشکیل خواهد شد.
8- کشور مسیحی که تحت نفوذ اسرائیل خواهد بود.

ایران و پاکستان و افغانستان

این سه کشور باید به 10 کشور کوچک و تضعیف شده نژادی تقسیم شود:
1- کردستان.
2- آذربایجان.
3- ترکستان.
4- عربستان.
5- ایرانستان (از مابقی ایران پس از تقسیم تشکیل خواهد شد).
6- بوخونستان.
7- بلوچستان.
8- افغانستان (از ما بقی افغانستان پس از تقسیم تشکیل خواهد شد).
9- پاکستان (از ما بقی پاکستان پس از تقسیم تشکیل خواهد شد).
10- کشمیر.

ترکیه

جدا کردن بخشی از اراضی آن و الحاق آن به کشور کردستان عراق.

اردن

محو اردن و اعطای آن به تشکیلات خودگردان فلسطینی.

فلسطین

محو کامل این کشور و ملت فلسطین ( به نقشه اسرائیل بزرگ نگاه کنید).

یمن

محو کامل موجودیت کشور یمن چه شمال و چه جنوب و الحاق آن به کشور حجاز.

اگرچه بنظر می رسد بیداری اسلامی بتواند مانعی برای این طرح استعماری باشد اما مصادره این انقلابها می تواند راه را برای آینده طرح آمریکا و اسراییل فراهم کند.

ادامه نوشته

صادق طباطبایی تاریخ را تحریف کرده است

اجازه بدهيد توضيح ‌دهم تا شايد موضوع روشن شود. من مي‌گويم شخصي به نام آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي، فارغ از پست و مقامي كه دارد آن اسناد را مطالعه كرده است. ايشان مي‌گويند كه «ذات مرحوم شريعتي، با همكاري با ساواك، همخواني ندارد.»
ايشان همچنين مي‌گويند: «اين نوع نامه‌نگاري‌ها براي فريب ساواك بوده است.» اين چه ربطي داشت به گزينشي بودن اسناد. حرف من همين است. شما اول يك ادعايي كرديد كه اسناد به صورت گزينشي آمده است. اين چه ربطي دارد به صحبت فعلي شما. اگر رهبر معظم انقلاب مي‌فرمود كه وقتي من آن 3جلد را خواندم به اين نتيجه رسيدم، صحبت شما درست بود. من به فرمايشات رهبر معظم انقلاب هم مي‌رسم و در اين زمينه پاسخ مي‌دهم. مساله اين‌كه شريعتي تحت اجبار بوده يا نبوده هم بحث ديگري است كه من به آن مي‌رسم. شما الان بحث اول را جواب بدهيد.

-الان من جواب شما را مي‌دهم.
الان دوباره مي‌رويد سر مسائل ديگر. جوابتان اين است ديگر؟

-خير، آيا زماني كه اين اسناد منتشر شد، عده‌اي نمي‌گفتند اين اسناد گزينشي است؟ من الان سوال آن عده را خدمت شما مطرح مي‌كنم. اين كه ديگر عصبانيت ندارد. اين كه خيلي خوب است كه من اين سوال را مطرح مي‌كنم. چون زمينه‌اي مي‌شود كه شما پاسخ بدهيد به اين انتقادات.
احسنت، حالا سوال درست شد.

-من همان اول هم اين مطلب را گفتم.شما اگر فكر مي‌كنيد .....
ادامه نوشته

ترجمه جالب یکی از لوح ها و کتیبه های گلی هخامنشی

سرانجام بعد دهها سال ، الواح گرانبهای هخامنشی به موطن اصلی خود باز می گردند ؛ الواحی که در تخت جمشید پیدا شده بودند و برای بررسی ، به عنوان امانتی سه ساله ، به دانشگاه شیکاگوی آمریکا فرستاده شده بودند که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، دولت آمریکا مانع از استرداد آنها به موطن شان شده بود.
حتی در سال های اخیر ، لابی صهیونیست ها به طور کاملاً جدی در صدد بود این الواح را به عنوان غرامت عملیات انتحاری در فلسطین ، به نفع خانواده قربانیان مصادره کند.



با این حال ، پیگیری های مجدانه جمهوری اسلامی در سال های اخیر که با بهره گیری از وکلای مجرب آمریکایی صورت گرفت منتهی به این شد که دادگاه استيناف حوزه هفتم قضايي " ۷th Circuit Court of Appeals "در آمريکا که به فرجام خواهي موزه ايران باستان و شوراي ايرانيان آمريکايي برگزار شده بود با این استدلال که کتیبه ها به عنوان امانت بودند ،حکم کرد کتيبه هاي گلي دوره هخامنشي يافته شده در زيرزمين هاي تخت جمشيد که در سال 1355 خورشيدي براي ترميم در اختيار بخش باستان شناسي دانشگاه شيکاگ
و قرار گرفته بودند به ايران بازگردانده شوند.

این کتیبه ها از آن نظر ارزشمند هستند که نشان می دهند تخت جمشید و پاسارگاد ، برخلاف اماکنی مانند اهرام ثلاثه مصر ، توسط بردگان و به زور شلاق بنا نشده اند بلکه توسط استادان و کارگران آزادی ساخته شده اند که در ازای کار خود دستمزد می گرفتند و از مزایایی مانند مرخصی و پاداش هم برخوردار بوده اند.
حتی اتباع سرزمین های دیگر نیز که در تخت جمشید کار می کردند ،از حقوق و مزایا برخوردار بودند.

این کتیبه ها که تعدادی از آنها پیش از این به ایران بازگشته و هم اکنون در موزه تخت جمشید نگهداری می شوند نشان می دهند سیستم حسابداری دقیقی در دوران هخامنشی در 2500 سال پیش جاری بوده و همه پرداخت ها بر اساس اسناد مالی مکتوب صورت می گرفتند و موضوعاتی مانند ضامن و ضمانت نیز در این دوران متداول بوده است.

عصرایران ، به عنوان نمونه ای از این اسناد که مایه مباهات و افتخار هر ایرانی است ، ترجمه یکی از این اسناد که هم اکنون در موزه تخت جمشید در معرض نمایش عمومی است را منتشر می کند.
تصویر زیر روز ششم فروردین 1390 گرفته شده است.

الولح هخامنشی

آقای شاکا
مدیر صندوق

آقای مردوکا گواهی می دهد که آقای هردکاما ، درودگر مصری ، سرکارگر صد نفر کارگر که به ضمانت آقای وهوکا در ساختمان پارسه(تخت جمشید) انجام وطیفه می کند ، استحقاق دریافت سه کارشا و 2 شکل و نیم نقره به عنوان دستمزد را دارد.

مسوول صدور سند
مردوکا

اين کتيبه هاي هخامنشي در سال 1316طي حفاري مشترکي توسط دولت وقت ايران موسسه شرق شناسي دانشگاه شيکاگو در تخت جمشيد، تعداد قابل توجهي اموال فرهنگي، تاريخي ارزشمند به دست آمد که اين اموال بين دولت ايران و موسسه مذکور به طور مساوي تقسيم شد ايران به دليل نداشتن کارشناسان داخلي براي خواندن خطوط سهم خود را نيز به موسسه شرق شناسي دانشگاه شيکاگو به مدت سه سال امانت داده شده بودند تا آن موسسه پژوهش هاي گسترده اي در مورد اين الواح انجام دهد و پس از مستند سازي و انتشار نتيجه پژوهش هاي خود الواح را به ايران باز پس دهد که این امر تا کنون محقق نشد است!

 اين لوح‌ها برخلاف ديگر کتيبه‌هاي هخامنشي تخت‌جمشيد که بيانيه‌ها و گفتارهايي رسمي براي همگان و براي آيندگان بوده براي خواندن عموم نوشته و عرضه نشده‌ بوده‌ و در واقع اسناد داخلي و حسابداري کارکنان تخت‌جمشيد و يک بايگاني اداري بوده اند.

 آنها بازگوکننده رويدادهاي رسمي و حکومتي و سياسي نيستند بلکه در کنار آگاهي‌هاي فراوان ديواني و اداري اطلاعات فراواني از زندگي روزمره و روزگار مردمان عصر هخامنشي در اختيار ما مي‌گذارند. البته به جز لوح‌هاي تخت‌جمشيد چندين بايگاني اداري ديگر از عصر هخامنشي در مصر و بابل هم‌چون بايگاني "موروشو" يافت شده است.

به موجب اين لوح‌ها ما امروز مي‌دانيم که سازندگان تخت‌جمشيد را بردگان تشکيل نمي‌دادند بلکه مردان و زنان آزاده‌اي بوده‌اند که به اندازه تخصص خود و کاري که انجام مي‌دادند دستمزد مي‌گرفتند. به آنان نه تنها دستمزدي شايسته که گاه پاداش و هديه و کمک هزينه جنسي نيز پرداخت مي‌شده است. آنان مي‌توانستند به هنگام پيمان زناشويي هنگام زايش نوزادي تازه‌رسيده در جشن‌ها و بيماري‌ها از اين پاداش برخوردار شوند.

زنان در تخت‌جمشيد نه تنها کار مي‌کردند، بلکه پابه‌پاي مردان در کارهاي تخصصي و مديريت شرکت داده مي‌شدند. نوجوانان به کارآموزي مي‌پرداختند و کودکان در ساعت‌هاي کاري والدين در کودکستان تخت‌جمشيد نگهداري و تربيت مي‌شدند. لوح‌ها حاکي از آن است که پرداخت نهايي و ريزه‌کاري‌هاي سنگ‌نگاره‌هاي باشکوه تخت‌جمشيد بيشتر دستاورد هنر و توانايي‌هاي زنان هخامنشي است.
الواح هخامنشی چه چیزی را نشان می دهند؟ (+ترجمه جالب یکی از اسناد)

جنگ های مهم وتاریخی ایران و ایرانیان

۱ جنگ هاي كوروش آريايي جهت بست قلمرو هخامنشيان
۲ جنگ بابل نبرد كوروش آريايي و نيونيد پادشاه بابل
۳ جنگ سارد نبرد كوروش آريايي با كرزوس
۴ نبرد كوروش آريايي با ماساژتها و كشته شدن كوروش آريايي
۵ جنگ پلوزيوم نبرد كمبوجيه ( كامبيز ) با مصريان
۶ جنگ مليت نبرد داريوش بزرگ با يونان و آتن
۷ جنگ مدي نبرد داريوش اول با يونانيان
۸ جنگ ماراتن نبرد داريوش اول با يونانيان
۹ جنگ ترموبيل نبرد خشايارشا با انتيها
۱۰ جنگ آرت ميزيوم نبرد خشايارشا با يونانيان
۱۱ جنگ سالامين نبرد خشايارشا با يونانيان
۱۲ جنگ ميكال نبرد خشايارشا با يونانيان
۱۳ جنگ پلاته نبرد مردونيه سردار سپاه خشايارشا با يونانيان
۱۴ جنگ گرانيك اولين نبرد داريوش سوم با اسكندر مقدوني
۱۵ جنگ ايسوس دومين جنگ داريوش سوم با اسكندر مقدوني
۱۶ جنگ گوگامال آخرين نبرد داريوش سوم و اسكندر مقدوني
۱۷ جنگ گاوگاملا دفاع مردانه ژنرال آريو برزن در مقابل سپاه اسكندر
۱۸ جنگ حران نبرد سورنا سردار اشكاني با روميان
۱۹ جنگ كاره نبرد ارد پادشاه اشكاني با كراسوس سردار رومي
۲۰ چنگ آنتوانت نبرد فرهاد چهارم با روميان
۲۱ جنگ تراژان نبرد خسرو اشکانی با رومیان
۲۲ جنگ سورس نبرد ارشیر اول با رومیان
۲۳ جنگ هرمزدگان نبرد ارشیر بابکان و اردوان پنجم سقوط سلسله اشکانیان
۲۴ جنگ های اردشیر بابکان جهت بست قلمرو ساسانیان
۲۵ جنگ شاپور اول ساسانی با والرین امپراطور روم
۲۶ جنگ بلخ و استفاده ژنرال بهرام چوبین از نوعی موشک علیه خاقان بلخ
۲۷ جنگ شاپور سوم ساسانی معروف به ذوالاکتاف با اعراب
۲۸ جنگ شاپور سوم ساسانی و انتقام از اسکندر مقدونی
۲۹ جنگ هراکلیوس نبرد خسرو پرویز با رومیان
۳۰ جنگ قسطنطنیه نبرد خسرو پرویز با رومیان
۳۱ جنگ پل ( جسر ) اولین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب
۳۲ جنگ زنجیر اولین جنگ اعراب با یزدگرد سوم پادشاه ساسانی
۳۳ جنگ اولیس دومین جنگ اعراب با یزدگرد سوم پادشاه ساسانی
۳۴ جنگ يوایب سومین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب
۳۵ جنگ قادسیه چهارمین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب
۳۶ جنگ مدائن پنجمین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب
۳۷ جنگ نهاوند آخرین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب
۳۸ جنگ زاب نبرد ابومسلم خراسانی و شکست امویان
۳۹ حمله مغولان به ایران و نبرد جلال الدین خوارزمشاه با چنگیزخان
۴۰ حمله تیمور گورکانی به ایران
۴۱ جنگ اورمیه نبرد شاه عباس صفوی با عثمانی
۴۲ جنگ چالدران نبرد شاه اسماعیل صفوی با سلطان سلیم عثمانی
۴۳ جنگ مورچه خورت نبرد نادرشاه افشار با اشرف افغان
۴۴ جنگ کرنال نبرد نادر شاه افشار برای تصرف هندوستان
۴۵ جنگ دهلی نبرد نادر شاه افشار برای تصرف هندوستان
۴۶ جنگ تفلیس اولین نبرد فتحعلیشاه قاجار با روسیه
۴۷ جنگ اچمازین دومین نبردعباس میرزا با روسیه
۴۸ جنگ شوشی سومین نبرد عباس میرزا با روسیه
۴۹ جنگ اصلان دوز چهارمین نبرد عباس میرزا با روسیه
۵۰ جنگ گنجه پنجمین نبرد عباس میرزا با روسیه
۵۱ جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین
۵۲ جنگ ایران - عراق و نبرد دلاورانه فرزندان ایران
http://mihanema.blogfa.com/

پادشاهان و حکومت ها / جنگ های تاریخی ایران / شخصیت های تاریخی ایران

پایگاه اطلاع رسانی گروه در سفرهای داخلی و خارجی

 شاعران ايران

انجمن هم اندیشان طرح كمربند صلح جهاني

دانشمندان ايران

  پارسیان یکصدا كوروش را آريايي بنامیم

پژوهشگران ايران

 تاریخ و تمدن کهن ایرانیان

اسناد تاريخي ايران

پادشاهان و حكومتهاي ايران

موسيقيدانان ايران

نبردهای تاریخی ایران

 سينماگران ايران

آئين ها و سنت هاي ایرانیان

 نويسندگان ايران

 موزه ها ، كاخها و خانه هاي ايران

ديدني هاي ايران

نقاشان و خوشنويسان ايران

تاريخ شناسي ايران

شخصيت هاي تاريخي ايران

زرتشت و نژاد آريايي

اساطير و افسانه های کهن

نامداران ایران زمین

اشعار شعراي تاريخي ايران

آتشکده و کلیساها

اولين ها در ايران

امامزاده ها و سقاخانه ها

 نام های اصیل ایرانی

آبشارها ، تنگه هاي ايران

مقالات تاریخی

درياچه ها و سدهاي ايران

سخن بزرگان

 

سخنان دکتر شریعتی

طرز تهيه انواع غذاها ، كيك ها و دسرها

داستانها و قصه هاي ايراني

كدهاي جاوا ، قالب هاي وبلاگ

 /

 

http://mihanema.blogfa.com/

قدمت 2500 ساله ماهی قرمز بر سر سفره نوروز ایرانیان

تندیسک زرین ماهی قرمز دوره هخامنشیان، تندیسک ماهی قرمز به سبک ایلامی و نقش ماهی روی ظروف فلزی ساسانیان نشان می دهد ایرانیان بیش از 2500 سال است که با ماهی قرمز یا گلدفیش آشنا بوده اند.

شاهین سپنتا یک دوستدار محیط زیست و فعال میراث فرهنگی در اصفهان به مهر گفت: در سالهای گذشته افرادی با گذاشتن ماهی قرمز در سفره هفت سین مخالف بودند به این دلیل که اعتقاد داشتند ماهی قرمز از 80 تا صد سال پیش از کشور چین به ایران آمده و ایرانی ها سابقه آشنایی با ماهی قرمز را نداشته اند. از آن مهمتر آنکه برای رد یا اثبات این موضوع دلایل قوی ارائه نمی شد بنابراین این نظر همیشه غالب بود.

وی افزود: اما بررسی آثار تاریخی نشان می دهد که ایرانی ها بیش از 2500 سال با ماهی قرمز یا "Gold fish " که یکی از گونه های ماهی کپور است آشنایی داشته و آن را بر سر سفره های هفت سین خود می گذاشتند.

سپنتا گفت: یکی از این نمونه‌ها، تندیسک زرین ماهی قرمز مربوط به دوران هخامنشی است. این تندیسک طلایی یکی از اشیا "گنجینه آمودریا" است که از محوطه باستانی "تخت قباد" به دست آمده است. وی تصریح کرد: این گنجینه شامل بیش از 170 مورد از اشیا ارزشمند متعلق به دوران هخامنشیان است که اکنون در "موزه بریتانیا" و "موزه ویکتوریا و آلبرت" نگهداری می‌شود.

سپنتا گفت: مجسمه زرین ماهی قرمز در سال 2004 از سوی این موزه در نمایشگاهی با موضوع "نوروز و هفت سین" به نمایش گذاشته شد.

وی ادامه داد: نمونه دیگری که نشان می دهد ایرانی ها از چند صد سال پیش با ماهی قرمز آشنا بوده اند تندیسک ماهی قرمز به سبک ایلامی است که در "گالری برکات" در مرکز شهر لندن نگهداری می‌شود.

این فعال میراث فرهنگی گفت: نمونه‌های دیگری از نقش ماهی بر آثار تاریخی ایران را می‌توان روی ظروف فلزی مربوط به دوره ساسانی دید که در آن ها ماهی یا دو ماهی به عنوان نماد زندگی در درون آب به کار نگهبانی از ریشه‌های درخت زندگی که در آب ریشه دوانده است، مشغول هستند.

وی تصریح کرد: نمونه‌های دیگر، نقش ماهی روی سکه‌های فلوس دوران صفوی است. در دوران صفوی، سکه‌های مسی، غازی نام داشت که معمولا فلوس، پشیز، پول سیاه نام داشت.

سپنتا اظهار داشت: روی سکه های فلوس معمولاً تصاویر مختلفی از حیوانات را نقش می‌کردند که به نظر می‌رسد فلوس‌هایی که داری نقش ماهی یا نقش گاو بر روی ماهی هستند برای نوروز ضرب می‌شده‌اند.

وی گفت: سنگ نگاره‌های خانه تاریخی حسین‌پناه در اصفهان متعلق به دوره فتحعلی شاه قاجار نیز نقش ماهی را روی تبرزین دراویش می بینیم.

سپنتا با بیان اینکه نقش ماهی روی این تبرزین ها نماد آگاهی و معرفت بوده است گفت: اگر چینی ها از هزار سال پیش ماهی قرمز گلدفیش را پرورش می داده اند ایرانی ها از 2500 سال پیش این ماهی را داشتند بنابراین می توان گفت که نژاد ماهی قرمز چینی ها ایرانی است اما شاید چینی ها در اصلاح نژاد ماهی قرمز نقش داشته اند.
www.asriran.com

زمان دقيق تحويل سال شمسي چگونه محاسبه مي‌شود؟

سال ‌١٣٩٠ ساعت ‌٢ و ‌٥٠ دقيقه و ‌٤٥ ثانيه تحويل شد. اين زمان دقيق كه حتي با دقت‌هاي كمتر از ثانيه هم محاسبه مي‌شود از كجا مي‌آيد؟ روي كره آسمان، مشابه زمين خط‌ هايي مثل طول و عرض جغرافيايي در نظر مي‌گيريم.

به گزارش ايسنا،‌ امتداد استواي زمين در كره آسمان (براي سادگي آسمان را كره‌اي فرض مي‌كنيم كه ستاره‌ها، خورشيد و سيارات روي آن قراردارند)، استواي سماوي را مي‌سازد، خطوط ميل موازي استواي سماوي‌اند و امتداد محور زمين به قطب‌هاي آسمان مي‌رسد، قطب شمال آسمان بالاي قطب شمال زمين و قطب جنوب آسمان بالاي قطب جنوب زمين است. اگر دو قطب شمال و جنوب زمين را به هم وصل كنيم، خطي به‌دست مي‌آيد كه به آن محور گردش زمين مي‌گوييم. امتداد محور زمين كره فرضي آسمان را در دو نقطه قطع مي‌كند كه به آنها قطب‌هاي آسمان مي‌گوييم. اگر درست در نقطه قطب شمال زمين باشيد، قطب شمال آسمان دقيقا بالاي سر شماست و قطب جنوب آسمان زير پايتان.

خطوطي را موازي خط‌هاي عرض جغرافيايي زمين در آسمان رسم مي‌كنيم، به اين خط‌ها ميل مي‌گوييم. دايره‌اي را كه از تقاطع صفحه استواي زمين با كره آسمان تشكيل مي‌شود، استواي آسمان (استواي سماوي) مي‌ناميم. استواي سماوي دقيقا بالاي استواي زمين قرار دارد، اگر در استواي زمين باشيد، استواي سماوي در آسمان شما نيم‌دايره‌اي است كه شرق را به غرب وصل مي‌كند و دقيقا از بالاي سرتان مي‌گذرد. و اگر در قطب‌هاي زمين باشيد استواي سماوي دايره افق شما خواهد بود.

همه ما مي‌بينيم كه خورشيد هر روز از شرق طلوع مي‌كند، مسيري را در آسمان مي‌پيمايد و در افق مغرب به پشت زمين مي‌رود و به خوبي مي‌دانيم كه اين حركت ظاهري خورشيد در اثر حركت وضعي زمين (گردش زمين به دور خودش در هر شبانه‌روز) پديد مي‌آيد. اما خورشيد حركت ديگري هم در آسمان دارد. اگر خورشيد آن‌چنان كم‌نور بود كه ديگر ستاره‌ها هم در كنارش ديده‌ مي‌شدند، مي‌توانستيم يك آزمايش جالب ترتيب دهيم. ما هر روز موقعيت خورشيد را در آسمان با در كنار ستاره‌ها ثبت مي‌كرديم و مي‌ديديم كه خورشيد در زمينه ستاره‌هاي ثابت هر روز كمي به سمت غرب حركت مي‌كند. اين حركت خورشيد تصوير حركت انتقالي (گردش زمين به دور خورشيد) زمين است. در آزمايش ما خورشيد تقريبا ‌٢٤ / ‌٣٦٥ روز بعد دوباره به محل اولش در زمينه ستاره‌ها باز مي‌گردد. اين مدت را كه دقيقا برابر مدت زمان گردش زمين به دور خورشيد است، يك سال مي‌ناميم.

وقتي كه هر روز محل خورشيد را زمينه ستاره‌ها ثبت كنيم، خطي به دست مي‌آوريم كه مسير حركت سالانه خورشيد در آسمان است. به اين مسير دايره‌البروج مي‌گوييم. در حقيقت دايره‌البروج تصوير صفحه مداري زمين روي كره آسمان است. از ديد ما روي زمين مسير حركت سالانه خورشيد در آسمان (دايره‌البروج) همواره ثابت است و از صورت‌هاي فلكي خاصي مي‌گذرد كه در نجوم قديم و طالع‌بيني به آنها برج مي‌گويند. وقتي كه مي‌گويند خورشيد در برج سنبله است، يعني خورشيد در صورت فلكي سنبله قراردارد.

به مسير حركت سالانه خورشيد در آسمان دايره‌البروج مي‌گوييم. دايره‌البروج با استواي سماوي زاويه ‌٥ / ‌٢٣ درجه مي‌سازد و در دو نقطه آن را قطع مي‌كند. به نقطه‌اي كه در آن خورشيد از جنوب استواي سماوي به شمال آن مي‌آيد، نقطه اعتدال بهاري مي‌گوييم. خورشيد در لحظه تحويل سال در نقطه اعتدال بهاري است.

دايره‌البروج با استواي سماوي موازي نيست و با آن زاويه ‌٥ / ‌٢٣ درجه مي‌سازد و در دو نقطه آن را قطع مي‌كند. اين يعني خورشيد در مسير سالانه‌اش گاه بالاتر و گاه پايين‌تر از استواي آسمان است. به همين دليل است كه از ديد ما كه در نيمكره شمالي زمين هستيم، خورشيد در تابستان ارتفاع بيشتري از افق مي‌گيرد و مستقيم به زمين مي‌تابد و روزهاي تابستان طولاني‌ترند؛ چون خورشيد در تابستان بالا (شمال) استواي سماوي است.

وقتي كه خورشيد در يكي از دو نقطه‌اي است كه دايره‌البروج استواي سماوي را قطع مي‌كند، دقيقا عمود بر استواي زمين مي‌تابد. در اين زمان طول شب و روز در تمام نقاط زمين برابر است. به اين نقاط نقاط اعتدال و به اين زمان زمان اعتدال مي‌گوييم. اعتدال بهاري در ابتداي بهار رخ مي‌دهد و اعتدال پاييزي در ابتداي پاييز. در اعتدال بهاري خورشيد از جنوب (پايين) استواي سماوي به شمال آن مي‌آيد و پس از آن طول روزها براي ساكنان نيم‌كره شمالي زمين بيشتر خواهد شد.

لحظه تحويل سال شمسي زماني است كه خورشيد به نقطه اعتدال بهاري مي‌رسد. ايده و كار روي چنين تقويم دقيق و جالبي از شاهكارهاي ايرانيان بوده ‌است و تقويم شمسي ميراث با ارزشي است كه به ما رسيده ‌است.

اين نقشه محل خورشيد را در اين لحظه روي دايره ‌البروج در نزديكي نقطه اعتدال بهاري نشان مي‌دهد. خط سياه دايره‌البروج، مسير حركت خورشيد، است. خط آبي افقي نمايان‌گر استواي آسمان و خط آبي عمودي نصف‌النهار مبدأ آسمان است. نقطه اعتدال بهاري محل تقاطع اين سه خط است. خورشيد در لحظه تحويل سال در اين نقطه قرار مي‌گيرد.
www.asriran.com

پژوهشگر ایرانی بدیعه دشتی :کشتی نوح در منطقه جم استان بوشهر  ایران واقع شده است

یک پژوهشگر ایرانی ادعا می کند طبق بررسی های سی ساله اش در منطقه جم استان بوشهر کشتی نوح در این منطقه از ایران واقع شده است.

مهر:بدیعه دشتی با بیان اینکه مدارکی دارم که نشان می دهد برپایه دانسته های تاریخی و تایید کامل شواهد امر این کشتی در ایران  است به خبرنگار مهر گفت: بر اساس منابع موجود، داستان طوفان حضرت نوح 27 هزار سال پیش اتفاق افتاده است این در حالی است که رده های آبی خشک شده در منطقه جم تاریخی بیشتر از آن را نشان می دهد.

وی با بیان اینکه اکنون می توان این تاریخ را برای قدمت آثار موجود در این کوه پذیرفت ادامه داد: چون دریای ایران( خلیج فارس و دریای عمان) در آن زمان تا کوهپایه می رسیده است اطلاق نام کشتی به این کوه دست تراشیده و نیز انتساب اختراع کشتی به زمان جمشید جم عینیت و سندیت می یابد.

دشتی گفت: برخی کشورهایی که ادعای حضور کشتی نوح را در سرزمینشان دارند توانسته اند که با ادعای مردود گردشگران زیادی را به سوی خود جذب کنند. یکی از این کشورها ترکیه است که ادعا می کرد کشتی نوح در کوه آرارات واقع شده و تنها سند خود را نمایی از کوه به شکل هلال یک کشتی ارائه می کند.

این پژوهشگر ادامه داد: اسفندیار رحیم مشایی، رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی نیز در یکی از سخنرانی خود در تاریخ پانزدهم شهریور سال 86 ادعای برخی کشورها مبنی بر وجود این کشتی در کوه آرارات را مردود اعلام کرد. غیر از او مسئولان کشورهای دیگر مانند واتیکان نیز این فرضیه  را در سال 1993غیر مستند خوانده اند.

به گفته دشتی، دکترین او درباره حضور کشتی نوح در ایران و دیگر کشفیاتش در منطقه جم استان بوشهر هنوز از نظر علمی و از سوی هیچ مقام رسمی در داخل و خارج کشور رد نشده است.

دشتی معتقد است که می تواند مدارک خود را برای کسانی که ادعای رد این مسئله را دارند ارایه و در محافل جهانی از نظریه خود دفاع کند. او همچنین از سال 1374 تا کنون مقالاتی در سطح بین المللی با این موضوع ارائه کرده است.

دشتی تا کنون موفق به کشف آثار و کشفیات مهمی در منطقه جم استان بوشهر مانند جام جهان نما، نخستین تلسکوپ جهان و شناسایی اولین جهان متمدن در منطقه ای به وسعت سه هزار کیلومتر مربع شده است.

پیش از این نیز یک پژوهشگر با استناد به باور مردمی اعلام کرده بود که کشتی نوح در ارتفاعات کوه زاگرس پهلو گرفته است این درحالی است که تا کنون سازمان میراث فرهنگی هنوز نسبت به این ادعاها هیچ پاسخی نداده است.
http://www.alborznews.net/fa/pages/?cid=37786