پوریم چیست؟

لغت پوریم، واژه‌ای عبری و به معنی قرعه‌کشی است.
پس از قتل عام پوریم تجمع دوباره اجتماعی در ایران چه گونه و از چه زمان شکل گرفت؟
در فاصله میان رخ‌داد پوریم، که هستی و حیات سی ملت و قوم پیشرفته در ایران را، که فهرست نام آنان در کتیبه‌ی بیستونی داریوش آمده است، به طور کامل متوقف کرد، تا طلوع اسلام، جز آثار بسیار اندک ولی مطمئنی از حضور یونانیان، که پس از شکست از رم و سوخته شدن آتن، قریب پنج قرن در این سرزمین به صورت مهاجر زیسته و به دنبال آزاد شدن سرزمین‌شان، به یونان باز گشته‌اند. هیچ گونه نشانه‌ای از حضور انسان و علامتی از تجمع و تمدن در هیچ مقیاسی در ایران پس از پوریم از نظر باستان‌شناسی دیده نشده است و بدون کم‌ترین تردیدی می‌توان مدعی شد که ساکنان و بومیان کهن ایران که در کوششی پنج هزار ساله، تمدن و تفکر و تولید را در این قسمت جهان پایه گذارده بودند، در نسل‌کشی کامل پوریم به کلی و کاملا نابود شده‌اند.
نخستین آثار حیات دوباره در ایران، تنها در دوران پس از اسلام و به صورت زندگانی در قلاع دیده شده است، که تاکنون نتوانسته‌ایم از ساکنان آن، نشانه‌های قومی و آیینی و تولیدی بیابیم و از آن که در ایران پس از اسلام، به مدت دراز یک هزار سال، جز همین قلعه‌ها، علامت قابل اعتنای دیگری از تجمع متمدنانه و مظاهر اجتماعی دیده نشده، می‌توان پذیرفت که بقایای بر زمین مانده آثار آن قتل عام و فزونی بیش از حد مراکز تخریب و سوخته شده، نخستین مهاجران به ایران پس از طلوع اسلام را به پناه گرفتن در مکان‌های بلند و گزینش زندگانی مدافعانه ناگزیر کرده است.
تصاویر کنونی از تجمع اقوام گوناگون در حواشی اطراف و در درون مرزهای کنونی ایران و نیز فاصله بسیار بلند جغرافیایی و مظاهر زیستی میان ساکنان ایران کنونی، نشان می‌دهد که این مردم، پس از اسلام و بدون برقراری پیوندهای تاریخی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، در حواشی باریکی از نوارهای مرزی ایران، با هویتی کاملا وابسته به ملت‌های اطراف، کلنی‌هایی را بر بلندی‌ها پایه‌گذارده و حتی تاکنون از شناخت حقوق رسمی یکدیگر و برقراری روابط اجتماعی گسترده بازمانده‌اند و این خود کاملا و به صورتی قانع کننده اعلام می‌کند که روابط بومی و ملی و منطقه ای ساکنان کهن ایران، در ماجرای پوریم، کاملا به پایان رسیده و مقطوع شده است.
برای آشنایی بیش تر با مبانی این منظره از تجدید حیات اجتماعی دوباره در ایران، مطالعه چند یادداشت نخست از مجموعه نوشته‌های تحت عنوان �ایران شناسی بدون دروغ� در وبلاگ ناریا www.naria.ir بسیار یاری‌دهنده و روشن‌گر است.
در واقع، قلعه نشینی، اولین نشانه‌ی آغاز حیات انسانی در منطقه‌ی ایران کنونی است که از زمان طلوع اسلام تا زمانی که به نام صفویه می‌شناسیم، برقرار بوده که موضوع صفویه، خود به بحث مستقل دیگری نیازمند است.
حمله‏ی اسکندر و اعراب و مغول
اثبات وقوع نسل‏کشی پوریم که از مناظر و با مراجعه به اسناد متعدد و متنوع ممکن است، به گونه‏ای روشن معلوم می‏کند که وسعت آن قتل‏عام، در حدی بوده است که از پس آن آدم‏کشی بی‏منتها، تا قرون طولانی، آثاری از تجمع و تمدن در سرزمین‏های پوریم‏زده، که پیش از آن حادثه، در مرتبه‏ی بسیار ممتازی از تمدن و تولید و درک مکاتب صنعتی و هنری می‏گذرانده‏اند، دیده نشده است.
بر این اساس، مسلم است که مسلمان عرب، در قرن اول هجری، کم‏ترین انگیزه‏ای برای حمله به ایران خالی از سکنه نداشته است و اگر بنا را بر غارت ایران به وسیله‏ی مسلمانان، بنا بر اقوال تاریخی موجود بگذاریم، لااقل باید نشانه‏هایی از ثروت ملی ایرانیان، به هر صورت ممکن، ارائه دهیم که مطلقا نا ممکن است و حتی اگر همین سکه‏های قلابی عهد ساسانی را نیز در آن زمان رایج بگیریم، باز هم خود نشانه‏ای از فقر مطلق ملی حساب می‏شوند و معلوم می‏کنند که محدودیت دارایی در ایران، در چنان سطحی بوده است که حتی سکه‏ی کوچکی از طلا نیز در ایران پس از پوریم تا عهد قاجار نیافته‏ایم. حقیقت این‏که در هیچ نقطه‏ای از ایران، کم‏ترین نشانه‏ای از امکانات زیر بنایی برای تولید و تجارت و توزیع، از قبیل بازار و کاروان سرا، تا زمان صفویه دیده نشده است و اثری از نیازهای ضروری برای تجمع متمدن نظیر خانه‏های اشرافی و گرمابه و حمام و پل، پدیدار نیست. بنا بر این، برای سرباز مسلمان که رسالت اولیه و مقدم او، ابلاغ آیات قرآن بوده است، چنین سرزمینی که نشانه‏ای از حیات اجتماعی در آن دیده نمی‏شود، جای مناسبی برای فعالیت نظامی به هر شکل و صورتی نبوده است. هم‏چنین بر اساس مستندی که از تخت جمشید با نام �تختگاه هیچ‏کس� ، اثر استاد مجتبی غفوری تهیه شده و از همین سایت نیز قابل Download رایگان و یا ارسال با پست است و مضمون و محتوای آن را نامه‏ی رسمی سازمان نظام مهندسی کشور نیز تایید می‏کند، حتی ساخت قدیم‏ترین بنای تاریخی ایران یعنی تخت جمشید هم، پس از قتل عام پوریم، هرگز به پایان نرسیده و از نظر فنی، قابل آتش زدن نبوده است. چنان‏که در حال حاضر نیز، اندک نشانه‏ای از بقایای آتش‏سوزی در آن نیست. بدین ترتیب، یهودیان که در ماجرای پوریم، تمدن ممتاز شرق میانه را نابود کرده‏اند، با ترفندهای متعدد، عوارض و آثار این تخریب را بر دوش ماجراهای تاریخی رخ‏نداده‏ای چون حمله‏ی اسکندر و اعراب گذارده‏اند. با همین تفسیر و با طرح همین ادله‏ی محکم، طبیعی است که ماجرای حمله‏ی مغول به ایران نیز به بخش دیگری از این سریال دروغ در تاریخ نویسی‏های کنونی برای ایرانیان تبدیل می‏شود؛ زیرا نه فقط تاکنون هیچ سندی دال بر وجود قومی به نام مغول در ایران به دست نیامده، بل در زمان مورد ادعا، هنوز کوچک‏ترین نمایه‏ای از هستی ملی قابل غارت و حتی قابل زیست، در ایران دیده نمی‏شود. بدین ترتیب، تالیف تاریخ‏های کنونی که غالب مولفین آن یهودی‏اند، جز برداشتن بار قتل‏عام پوریم از دوش یهودیان و تقسیم علت ویرانی‏های وسیع حاصل از آن، بر دوش اسکندر و مسلمین و مغول نیست. چنان‏که داستان‏های دیگری در باب آتش زدن کتاب‏ها و کتاب خانه‏ها با توجه به مبحث بنیانی بالا به قصد آلودن تاریخ اسلام و مردم مسلمان، به همت مورخین وابسته به کنیسه و کلیسا تدارک شده است.
www.naria.ir

گزارشي از يك زيارتگاه عجيب!
از كشتار ايرانيان تا زيارتگاه هدسه
حال فارغ از اينكه اين روايت تاريخي تا چه حدي درست مي باشد جاي سوال است كه چرا اين مكان به عنوان يك زيارتگاه مطرح مي شود و بنا بر چه مستنداتي فرد مدفون شده از انبياء و اولياء ذكر مي‌شود؟
در همدان مقبره‌اي به مكان زيارتي تبديل شده و هر روزه تعدادي از مردم در اين مكان حضور مي‌يابند كه بررسي هويت فرد مدفون نشان از امر ديگري دارد.
 
به گزارش "جهان" اين مكان كه به غلط عنوان زيارت گاه به خود گرفته مقبره منسوب به استر و مردخاي در همدان مي باشد و حتي برخي مردم با تصور نادرست آنها را جزو قديسين بني اسراييل مي شمارند.

انچه كه برخي منابع از هويت وي آورده‌اند نشان مي‌دهد استر كه نام اصلي آن هدسه بوده است دختر يك يهودي به نام ابيحايل بوده است كه در كودكي پدر و مادر خود را از دست مي دهد و تحت قيموميت عموي (يا پسر عموي )خود به نام مردخاي در مي آيد.مردخاي كه به دربار خشايارشا رفت و آمد داشته پس از اينكه متوجه مي شود شاه، زن خود به نام وشتي را از ملكه بودن خلع نموده سعي مي كند تا براي بسط نفوذ يهوديان برامپراطوري آن زمان پارس (ايران) هدسه را به عنوان جايگزين ملكه به خشايارشا معرفي كند و از هدسه مي خواهد تا دين خود را از درباريان پنهان نمايد و از اين رو آن را با نام استر(نامي ايراني به معني ستاره) به خشايارشا معرفي مي‌كند.

 

هنگامي كه هامان، وزير خشايارشا اجازه قتل عام يهوديان ايران در روز 13 آذار (از ماه هاي عبري) را – به جرم خيانت و توطئه چيني - از شاه  دريافت مي دارد، مردخاي متوجه شده و از استر مي خواهد كه خشايارشا را در اين مورد منصرف كند، امري كه استر موفق به انجام آن مي شود.

دسيسه چيني هاي مردخاي و استر به حدي پيش مي رود كه حتي خشايارشا دستور قتل هامان و تمامي ايرانيان ضد يهود را مي دهد و مردخاي نيز به جاي هامان وزير اعظم مي شود. مساله اي كه بنابراعلام منابع عبري باعث كشته شدن بيش از هفتاد هزار نفر ايراني به جرم مخالفت با يهوديان! مي شود (برخي منابع تا پانصد هزار را هم ذكر كرده اند) .

يهوديان جهان نيز هرساله اين روز كه عيد پوريم ناميده مي شود و تقريبا مصادف با عيد نوروز ايرانيان است را به مناسبت رهايي يهوديان از قتل عام جشن مي گيرند.

حال فارغ از اينكه اين روايت تاريخي تا چه حدي درست مي باشد جاي سوال است كه چرا اين مكان به عنوان يك زيارتگاه مطرح مي شود و بنا بر چه مستنداتي فرد مدفون شده از انبياء و اولياء ذكر مي‌شود؟
 
 
در صورت نیاز به دانلود اطلاعات بیشتر همراه با تصاویر روی لینک های زیر کلیک کنید
 
   مطالعه و دانلود پوریم    http://pardis.150m.com/vashti.htm
 
دانلود کتاب الکترونیکی افسانه پوریم     http://ghafaseh.ir/ebook/7841.htm